به گزارش تیتربرتر؛ آیتالله محمدتقی مصباح یزدی از روز شنبه (۶ دی ماه) به علت وخامت بیشتر بیماری گوارشی در بیمارستانی در تهران بستری شده بود که عصر امروز در سن ۸۵ سالگی در گذشت.
بیماری اخیر او از روز ۱۱ آذرماه سال جاری با بستری شدنش در منزل آغاز شد و به دنبال پیشرفت علائم بالینی و با تشخیص پزشکان برای ادامه مداوا به تهران منتقل شد که پس از شش روز بستریشدن در بیمارستان درگذشت.
در مدتی که مرحوم آیت الله مصباح یزدی در بیمارستان بستری بود حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی به نمایندگی از رهبری انقلاب با حضور در یکی از بیمارستانهای تهران از آیت الله مصباح یزدی عیادت و با ابلاغ سلام رهبر انقلاب برای وی دعا و آرزوی سلامتی کرد.
زندگینامه آیت الله مصباح یزدی
محمد تقى مصباح یزدى در سال 1313 هجرى شمسى در شهر کویرى یزد دیده به جهان گشود. وى تحصیلات مقدماتى حوزوى را در یزد به پایان رساند و براى تحصیلات تکمیلى علوم اسلامى عازم نجف شد; ولى به علت مشکلات فراوان مالى، بعد از یکسال براى ادامه تحصیل به قم هجرت کرد. از سال 1331 تا سال 1339 ه.ش در دروس امام راحل(قدس سره) شرکت و در همین زمان، در درس تفسیر قرآن، شفاى ابن سینا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبایى(رحمه الله)کسب فیض کرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آیت الله بهجت مدظلّه العالى شرکت داشت. بعد از آن که دوره درسى ایشان با حضرت امام به علت تبعید حضرت امام قطع شد، معظّم له به تحقیق در مباحث اجتماعى اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حکومت اسلامى، پرداخت.
وى در مقابله با رژیم معدوم پهلوى نیز حضورى فعّال داشت که از آن جمله، همکارى با شهید دکتر بهشتى، شهید باهنر و حجةالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانى است و در این بین، در انتشار دو نشریه با نام هاى "بعثت" و "انتقام" نقش داشت که تمام امور انتشاراتى اثر دوم نیز به عهده معظّم له بود. سپس در اداره، مدرسه حقّانى به همراه آیت الله جنتى، شهید بهشتى و شهید قدوسى فعّالیّت داشت و حدود ده سال در آن مکان به تدریس فلسفه و علوم قرآنى پرداخت. از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شکوه مند اسلامى با حمایت و ترغیب امام خمینى (قدس سره)، چندین دانشگاه، مدرسه و مؤسّسه را راه اندازى کرد که از مهمترین آنها مى توان از بخش آموزش در مؤسّسه در راه حق، دفتر همکارى حوزه و دانشگاه و بنیاد فرهنگى باقرالعلوم نام برد.
معظّم له در سال 1369 به عنوان نماینده دومین دوره مجلس خبرگان رهبری از استان خوزستان، و پس از آن نیز در دورههای سوم و چهارم این مجلس از سوی مردم تهران به نمایندگی برگزیده شد. مرحوم آیتالله مصباح یزدی داراى تألیفات و آثار متعددى در زمینه هاى فلسفه اسلامى، الهیات، اخلاق و عقاید است.
مطالب مرتبط:
دوران تحصیل آیت الله مصباح یزدی
زندگی مادی خانواده استاد مصباح، در سطح پائینی بود ولی عشق به خاندان پیامبر(ص) در دل و جان این خانواده موج میزد و در دورانی که خفقان رضاخانی بر همه جا سایه گسترده بود و بر پایی هر گونه مراسم عزاداری جرم به شمار میآمد، در شبهای محرّم، در زیرزمین منزل ایشان، مجلس سوگواری برای سالار شهیدان بر پا میشد و نیز شبهای جمعه، در منزل پدر بزرگ ایشان حاج علی اکبر گیوهچی یزدی دعای کمیل خوانده میشد و هر صبح جمعه نیز دعای ندبه برگزار میگشت؛ به گونهای که پدر استاد، دعای ندبه را از حفظ قرائت میکرد.
استاد مصباح یزدی که در دامان چنین خانوادهای پرورده شده بود، با ورود به دبستان، همه ساله، شاگرد ممتاز مدرسه شناخته میشد و این مسأله باعث شده بود که مورد محبت فراوان معلمان واقع شود. در روزگاری که استاد، دوره دبستان را میگذرانید، جامعه، اقبالی به علوم دینی نشان نمیداد. تبلیغات رضا خانی، میکوشید تا نسل جوان را نسبت به روحانیّت بدبین کند. پر واضح است در چنین فضایی، چنانچه شاگرد ممتازی چون محمد تقی مصباح یزدی بخواهد به تحصیلات حوزوی روی آورد، شگفتی همشاگردیها و استادان و معلمان را بر خواهد انگیخت! از سوی دیگر، جذبه معنوی «مرحوم حاج شیخ احمد آخوندی» که از خویشاوندان مادری استاد و مقیم نجف بود و گهگاه برای سرکشی موقوفهای که متولی آن بود، به یزد میآمد و میهمان خانواده استاد میشد، شیفتگی وی به تحصیل علوم دینی را دو چندان میساخت.
رؤیای ورود به حوزه، در سال تحصیلی 26 ـ 1325 که دوره ابتدایی ایشان پایان یافته بود، متحقّق شد؛ آن هم در تابستان! فصلی که نوجوانان را به تفریح و سرگرمیهای جذّاب فرا میخواند! امّا شیفتگی استاد، او را به یکی از حجرههای مدرسه شفیعیه یزد کشاند. همّت و جدیت او باعث شد که مقدمات و سطوح متوسطه را در مدت چهار سال فرا گیرد. در همین سالها بود که «حاج شیخ احمد آخوندی» دیگر بار به یزد آمد و با مشاهده تلاش شایان طلبه جوان، او را برای هجرت به نجف اشرف و ادامه تحصیل در آن حوزه سترگ، تشویق کرد. همچنین خانواده او را به منظور حمایت از او به مهاجرت به نجف، ترغیب نمود.
این گونه بود که اعضای خانواده، همگی در اواخر سال 1330 رهسپار نجف شدند. شش ماه گذشت و وضع مالی خانواده نابسامان شد و تلاشهای پدر برای کسب در آمد کارگر نیفتاد و آنان مجبور به بازگشت به ایران شدند. والدین استاد به دلیل دلبستگی فراوان به وی، حاضر نشدند که او به تنهایی در نجف بماند و به ناچار، ایشان نیز رهسپار ایران شد. پس از پا نهادن به ایران به تهران آمد و تابستان آن سال را همراه با خانواده در تهران ماند.
بیست روز مانده به آغاز درسها، در حالی که توانسته بود رضایت خانواده را جلب کند، راهی قم شد و پس از مدتی، با سختی فراوان، توانست در مدرسه فیضیه، حجره بگیرد و در دروس «مکاسب»، «کفایه» و «منظومه» شرکت کند. در این دوره چنان مطالعه و مباحثه وقت او را پر کرده بود که به گفته خود، در شبانه روز، پنج یا شش ساعت برای خواب باقی مانده بود.
هنوز کفایه و مکاسب را به پایان نبرده بود که گهگاه برای کسب آمادگی، در درس «امام خمینی» (ره) حاضر میشد و شخصیت امام (ره) تأثیر شگرفی در زندگی ایشان گذاشت. در کنار درس امام (ره) در درس فقه «آیتالله العظمی بروجردی» نیز شرکت میجست و در همین سالها، با شخصیت «علامهطباطبایی»(ره) انس فراوانی پیدا کرده بود و در مجالس درس عمومی و خصوصی ایشان حضور مییافت. از دیگر کسانی که ایشان سالهای متمادی را به تحصیل نزد او گذراند، «آیه الله العظمی بهجت» بود. وی در طول این سالها، بنا به گفته هم دورهایها، با دقت فراوان و با جهد و تلاش شایان به تحصیل علوم میپرداخت و همزمان به تهذیب نفس و ایجاد سجایای اخلاقی اهتمام ویژه نشان میداد.
استادان مرحوم مصباح یزدی
ایشان پیشرفتهای خود را مرهون عنایات و زحمات استادان خود میداند و نقش مرحوم «حاج شیخ محمد علی نحوی» در حوزه یزد را که وقت بسیاری برای تدریس خصوصی به ایشان و سپس مباحثه با شاگرد خود صرف میکرد، در پیشرفت خود بسزا میداند.
استاد، ادبیات عرب و بخش چشمگیری از سطوح را نزد مرحوم نحوی آموخت و «شرح نظام» را نزد «شیخ عبدالحسین عجمین» فرا گرفت. مقداری از «شرح لمعه» و «رسائل» را از مرحوم حاج سید علیرضا مدرّسی فرا گرفت. همچنین استاد، بخشی از «قوانین الاصول» را نزد «حاج میرزا محمد انواری» آموخت.
پس از حضور در قم نیز، به درس «مکاسب» مرحوم حاج آقا مرتضی حائری رفت همچنین جلد دوم کفایه را نیز نزد ایشان خواند جلد اول «کفایه الاصول» را نزد «شیخ عبدالجواد جبل عاملی» آموخت. برای فراگیری درس خارج اصول، به درس امام خمینی(ره) میرفت و در درس خارج فقه آیت الله بروجردی حاضر میشد. ایشان ویژگی علمی بارز امام (ره) را دقت نظر و آزادی اندیشه میدانست که در درسهای استادان دیگر، کمتر یافت میشد.
آشنایی با «علامه سید محمد حسین طباطبایی» بارقهای آسمانی بود که جان استاد را شعلهور ساخت.
در درس تفسیر و فلسفه ایشان با جدیّت تمام شرکت میجست و پرسشهای خود را در پایان درس، در راهی که به منزل علامه ختم میشد، میپرسید تا اینکه سرانجام پرسشهای موشکافانه او، توجّه صاحب تفسیر «المیزان» را به خود جلب کرد و او را انیس خلوت و جلوت علامه ساخت.
دیگر استاد ایشان، حضرت «آیه الله بهجت» بود که در آن زمان عالمی ناشناخته بود و کمتر کسی را به حضور میپذیرفت. در خواست استاد و جمعی دیگر از طلاب از آیه الله بهجت، باعث شد ایشان درس فقه را آغاز کنند و این فرصتی بود تا استاد و دیگر طلاب، از ویژگیهای اخلاقی ایشان نیز بهره برند. و این بهره بردن برای استاد 15 سال به طول انجامید.
دوستان آیت الله مصبتح یزدی
شیخ محمدتقی مصباح یزدی به دوستیهای سالم و تعالی بخش، اهتمام ویژهای داشت. از دوستان قدیمی ایشان، «شیخ محمد حسین بهجتی اردکانی» و برادر ایشان، مرحوم «شیخ علی بهجتی»، «شیخ علی پهلوانی»، «میرزا حسن نوری» و «شیخ علی اکبر مسعودی خمینی» ـ تولیت فعلی آستانه مقدسه حضرت معصومه 3 ـ را میتوان نام برد.
رفت و آمدهای ایشان به مدرسه حجتیه باعث شد که با «دکتر باهنر»، «آقای هاشمی رفسنجانی» و «آیه الله خامنهای» نیز دوستی دامنه داری پیدا کند که زمینه ساز مبارزات ایشان بر ضد رژیم طاغوت شد. همچنین از دوستان قدیمی ایشان، باید از «آیه الله دکتر بهشتی» نام برد که استاد مصباح، سالیان متمادی با ایشان به مبارزه بر ضد رژیم، تشکیل گروه تحقیق پیرامون مباحث حکومت اسلامی و همکاری در مدرسه علمیه حقانی پرداختهاند.
فعالیتهای سیاسی آیت الله مصباح یزدی
الف) مبارزه با استبداد
استاد مصباح، در دوره رژیم ستمشاهی، مبارزات گستردهای را بر ضد آن رژیم و عوامل آن انجام دادهاند که بخش شایان توجهی از زندگی ایشان را در بر میگیرد. در ماجرای «انجمنهای ایالتی و ولایتی» و «نهضت روحانیت» به رهبری امام راحل (ره) مشارکت فعّالی داشتند.
ایشان در ماجرای دستگیری و حبس امام خمینی(ره) در زندان قیطریه، نامه مفصلی خدمت ایشان ارسال داشتند که در آن، ضمن تأیید و تشویق امام(ره) برای ادامه نهضت و گزارش اوضاع پس از دستگیری ایشان، آزادی ایشان از زندان را پیش بینی کردند.
از ابتکارات شهید بهشتی، در پیش از انقلاب، بر قراری جلسات بحث درباره «حکومت اسلامی» بود. شهید بهشتی که به هوشمندی و آینده نگری مشهور بود، بدین میاندیشید که پس از پیروزی انقلاب، مبنای انقلاب چه خواهد بود؛ و اگر قرار بود، مبنا حکومت اسلامی باشد، آیا طرحی مدون و جامع از آن وجود خواهد داشت یا خیر.. بدین منظور جلساتی را با حضور آقایان مشکینی، ربانی شیرازی، باهنر، مفتح، مکارم، سبحانی، استاد مصباح و جمعی دیگر برقرار نمود و آنان برای آنکه رژیم به ماهیت آن پی نبرد و در صدد به تعطیلی کشاندن آن بر نیاید، نام آن را مباحث «ولایت» نهادند.
استاد مصباح، دبیری این جلسات را بر عهده گرفته بود. در اثنای کار برخی از آقایان زندانی یا تبعید شدند و شهید بهشتی نیز به آلمان سفر کرد که سفر او پنج سال به طول انجامید؛ اما استاد مصباح برای ادامه کار از آقایان مظاهری، محمدی گیلانی و یزدی دعوت به همکاری کرد. با بازگشت شهید بهشتی، محصول تلاشهای چند ساله به تهران انتقال مییابد که معالاسف، ساواک آن دفتر را تعطیل میکند و فیشهای تحقیقاتی و دستنوشتهها را از بین میرود!
دیگر از فعالیتهای ایشان در مبارزه با استبداد، همکاری با نشریه مخفی «بعثت» و سپس تأسیس نشریه انقلابی «انتقام» بود. نشریه انتقام با انگیزه مبارزه با دستگاه طاغوت، و گسترش اندیشههای امام(ره) و حمایت از روحانیت، با همکاری برخی از علاقهمندان به امام(ره) و با مدیریت استاد مصباح چاپ میشد. آنان از ابتدا عهد بسته بودند که در هیچ شرایطی دوستان خود را معرفی نکنند. این نشریه که مفاد آن گاه با واسطههایی از رادیوهای خارجی پخش میشد، بارقه امیدی در سرزمین دل شیفتگان امام ایجاد کرده بود که آنها را به مبارزه تشویق میکرد و از سوی دیگر، رعب و خشم رژیم شاه را افزون ساخته بود.
برخی دیگر از فعالیتهای استاد بر ضد رژیم پهلوی به اختصار ذکر میشود:
- تنظیم شکوائیه به زبان انگلیسی و ارسال آن به سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر؛
- ایراد سلسله سخنرانیهای «حکومت اسلامی» در کتابخانه مسجد خیابان ایرانشهر تهران؛
- مشارکت در تدوین اساسنامه اولین تشکل سازمان یافته مبارزاتی روحانیت، موسوم به تشکل یازده نفری؛
- چاپ مخفیانه اعلامیهها و سخنرانیهای امام(ره)؛
- مشارکت در تهیه دهها نامه و اعلامیه در محکومیت رژیم شاه و حمایت از امام(ره).
ب) مبارزه با جریانهای انحرافی
تاریخ زندگی استاد مصباح، بیانگر حساسیت ایشان در برابر جریانهای انحرافی بوده است. هر گاه جریانی سعی در تحریف اسلام یا انقلاب اسلامی داشته است، ایشان چون رزمندهای دلیر به میدان آمده، از مبانی اسلام و انقلاب دفاع کرده است. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بیشتر مبارزان بر این باور بودند که در آغاز باید مبارزات سیاسی را پیش برد و بعد از پیروزی انقلاب، به پالایش فرهنگی جامعه برآمد. اما در این میان بزرگانی چون آیت الله مطهری و استاد مصباح یزدی، معتقد بودند که ریشه انحراف را در همان دوره مبارزه باید خشکانید و اسلام ناب و راستین را به ایرانیان و جهانیان شناساند.
ایشان پیش از انقلاب اسلامی، خطر نفوذ مارکسیسم را گوشزد کرده، خود با تدوین کتابها و جزوات و تشکیل کلاسهای نقد مبانی مارکسیسم، به گفتار خود جامه عمل میپوشاندند. همچنین با پرده برداری از سخنان برخی روشنفکران، و نیز نقد تز «اسلام منهای روحانیت» پرده از افکار شوم دشمنان اسلام و انقلاب برمیداشتند. حساسیت و قاطعیت ایشان در برخورد با این مسائل، چنان بود که گاه برخی از دوستان انقلاب نیز بر ایشان خرده میگرفتند و ایشان را به نرمش در برابر مسائل پیش آمده سفارش میکردند؛ اما استاد با عزمی پولادین، از مبانی دین مقدس اسلام و از اصول آن از جمله توحید، معاد و نبوت که در آن روز مورد هجمه التقاط گرایان بود، دفاع میکردند و در این راه از سخنرانی، مناظره، نگاشتن کتاب و مقاله و دیگر ابزارهای تبلیغی بهره میبردند و از توهین و تهمت و تهاجم احدی نمیهراسیدند. امروز نیز جامعه ما شاهد تلاش استاد مصباح، برای حفظ دستاوردهای انقلاب و مبارزه با جریانهای انحرافی است که به تحریف مبانی اسلامیت و جمهوریت نظام ما میپردازند.
استاد مصباح، همانند گذشته، شهر به شهر، راه مبارزه با التقاطها و پاسخگویی به شبهات را در مینوردد. بی سبب نیست که مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای درباره ایشان میفرمایند: «اگر خدای متعال به نسل کنونی ما، این توفیق را نداد که از شخصیتهایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند، اما به لطف خدا، این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلا آن عزیزان را در زمان ما پر کرد است »
آنچه دیگران می خوانند:
گردآورنده: الهام خلیلی خو


























































