تیتربرتر: تحولات اخیر در روابط ایران و ایالات متحده را میتوان یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین مقاطع در معادلات امنیتی و دیپلماتیک خاورمیانه در سالهای اخیر دانست؛ مقطعی که پس از ماهها تنش نظامی، درگیریهای پراکنده و شکلگیری یک وضعیت جنگی فرسایشی، اکنون با ورود به فاز «تفاهمنامه موقت» و آتشبس مشروط، در حال تغییر ماهیت از تقابل نظامی به مدیریت کنترلشده سیاسی است.
اظهارات عباس عراقچی در نشست خبری اخیر در تهران، عملاً نقطه کانونی این تغییر فاز را روشن میکند؛ جایی که او از نهاییشدن مرحله نخست توافق و آغاز رسمی فرآیند سیاسی جدید در روز جمعه سخن میگوید. این مرحله، نه یک توافق جامع، بلکه یک چارچوب موقت برای توقف درگیریها و تعریف مسیر مذاکره در بازهای ۶۰ روزه است؛ بازهای که قرار است در آن، مسائل بنیادینی همچون پرونده هستهای، وضعیت تحریمها، ترتیبات امنیتی منطقهای و حتی معماری جدید روابط ایران و آمریکا مورد بازتعریف قرار گیرد.
در این میان، نکته مهم آن است که این تفاهمنامه صرفاً یک سند دوجانبه کلاسیک نیست، بلکه محصول یک معماری پیچیده چندسطحی با نقشآفرینی بازیگران منطقهای و بینالمللی است؛ از میانجیگریهای فشرده و پیوسته تا پیوند خوردن آن با بحرانهای همزمان در جبهههای مختلف منطقهای. همین موضوع باعث شده است که توافق فعلی، بیش از آنکه یک پایان باشد، بهعنوان «آغاز یک فرآیند پرریسک گذار» تحلیل شود.
در سطح اجرایی، نشانههایی مانند عبور کشتیهای ایرانی از تنگه هرمز و آغاز تدریجی بازگشت جریان کشتیرانی، بهعنوان نخستین آزمونهای عملی این تفاهمنامه ظاهر شدهاند. این تحولات اگرچه در ظاهر اقتصادی و لجستیکی به نظر میرسند، اما در واقع حامل پیامهای ژئوپلیتیکی مهمی هستند؛ زیرا تنگه هرمز نهتنها یک گذرگاه انرژی، بلکه یک اهرم راهبردی در معادلات فشار و مذاکره محسوب میشود.
در سطح بینالمللی نیز این توافق با واکنشهای متضاد مواجه شده است. از یکسو، برخی تحلیلگران روسی و جریانهای منتقد در آمریکا، این جنگ و توافق را فاقد دستاوردهای راهبردی برای واشنگتن ارزیابی میکنند و از سوی دیگر، دولت ترامپ تلاش دارد این چارچوب را بهعنوان یک مدل جدید «بازدارندگی از طریق توافق» معرفی کند؛ مدلی که در آن، نظارت سختگیرانه و راستیآزمایی، جایگزین سازوکارهای پیشین برجام شده است.
بیشتر بخوانید:
با این حال، شکافهای داخلی در تیم تصمیمگیری آمریکا، اختلاف دیدگاه میان نهادهای اطلاعاتی و سیاسی، و همچنین تردید نسبت به نیت و رفتار آینده ایران، نشان میدهد که این توافق هنوز وارد مرحله تثبیت نشده و بیش از آنکه یک نقطه پایان باشد، یک وضعیت گذار شکننده و قابل بازگشت است.
در چنین شرایطی، تفاهمنامه فعلی را میتوان تلاشی برای مدیریت یک بحران طولانیمدت در قالب یک آتشبس مشروط و زماندار دانست؛ آتشبسی که موفقیت یا شکست آن، نه در متن توافق، بلکه در نحوه اجرای آن در بازه ۶۰ روزه آینده و میزان پایبندی طرفین به تعهدات متقابل رقم خواهد خورد.
علت 2 مرحلهای شدن مذاکرات با آمریکا
سیدعباس عراقچیدر دیدار با سفرا و کارداران و روسای نمایندگیهای خارجی و بینالمللی مقیم تهران گفت: «به دلیل مشکلاتی که در رسیدن به یک توافق بین ما و آمریکا وجود داشت و ناشی از تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بود، ما نهایتاً تصمیم گرفتیم که مذاکرات را به دو مرحله تقسیم کنیم.»
وی تاکید کرد: «در مرحله اول، موضوع خاتمه جنگ، بحث تنگه هرمز، محاصره دریایی، موضوعاتی که مربوط به آزادسازی وجوه مسدودشده ایران است، موضوع بازسازی و مسائل مشابه آن را مذاکره کنیم و به یک یادداشت تفاهم برسیم.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: «پس از آن، مذاکرات به مدت ۶۰ روز ادامه پیدا خواهد کرد تا به یک توافق نهایی برسیم. در توافق نهایی، درباره موضوعات هستهای و لغو تحریمها تصمیمگیری خواهد شد و ما به جمعبندی نهایی خواهیم رسید.»
























































