تیتربرتر: با پخش اولین تیزرهای اطلاع رسانی پخش سریال ن خ از شبکه اول این تصور می رفت که باز هم سعید آقاخانی قصد دارد از قاب دوربین ، واگویه هایی از مشکلات و معضلات مناطق کرد نشین را به تصویر بکشد . اتفاقی که در قسمت های قبلی این سریال در زمان زلزله ، کرونا و .... این سریال را به آیینه ای از کنش ها و واکنش های مردم غیور و صبور کردنشین کشور در مقابل با این سختی ها قرار داده بود .
سعیدآقا خانی تلاش می کند در پس خنده های همبازی گَرانش در این سریال تلخی های زندگی های روستایی، معضلات . کمبود ها را بیان کند و این بار با عبور از مرزهای روستایی غرب کشور به بهانه حضور در نمایشکاه صنایع دستی در کرمان تیم کاری خود را به قطب دیگری از محروم نشینان کشور یعنی در جنوب شرقی (( چابهار برساند ))
تلاش تیم کاری سعید آقاخانی در پس این سناریوهای ابتدایی و خاکی گونه اش برای جلوگیری از فروش پرنده بومی کشور ، همچنین حفط صنایع دستی کشور جهت اینکه دلالان خارجی نشان ایرانی را از صنایع دستی کشور حذف نکنند اوج هنرنمایی تیم سناریست ( ن خ ) بود که نشان می دهد نورالدین خانزاده با تمام گرفتاری های مالی اش حاضر نیست دست به چنین خفتی بزند.
حتی حضور آذرنگ ( در نقش خلیل خانزاده ) که بارها در این سریال با وسوسه های شیطانی اش تلاش می کند همراهان این سفر را فریب دهد نیز نمی تواند نورالدین را از مسیر سلامت و درستی اش خارج کند .
در این قسمت از سریال ن خ و افزوده شدن فرهنک دیگری از کشورمان که با میزبانی ناخدا صیدو در چابهار شکل گرفت ، اوج هنر سعید آقاخانی بود که یک آمیختگی و یک همدلی فرهنکی را به نمایش گذاشت تا مخاطب ضمن درک شریط سخت کپرنشینی در این بندر و مشکلات تامین آب اشامیدنی شاهد روحیه خونگرم و مهمانپدیر بودن این مردم دوست داشتنی در چابهار باشند .
حتی دستمایه های طنز گونه سلمان و شیرین در ماه عسلشان و فریبکاری های بهنام نیز نتوانست روحیه خوب و دوست داشتنی مردم این خطه را کتمان کند تا اوج سخاوت ایشان را در وساطت و گذاردن وثیقه بر ای آزادی اهالی روستای ( ن خ)) باشد ، و قطعا فروش گلیم به یادگار مانده همسر مرحومه نورالدین برای ادای دین به ناخدا صیدو و جبران خدماتش در سکانس آخر این حضور در چابهار بهترین تصمیم سعید آقاخانی بود و اما بهترین بهانه برای به نمایش گذاردن سختی ها و گرفتاری های کولبرها در سکانس کوه های سرد و و حبس شدن در غار بود که با یک سناریوی زیبا جهت تحویل داروهای بیماران سرطانی بهترین پاساژ فیلم برای اتصال خروج از جنوب کشور ور سیدن به روستای خودشان بود .
جایی که در وهله اول تصور می شود همراهان نورالدین بار دیگر با خمیرمایه نگاه مالی به فروش خاویار بتوانند روستا را از گرفتاری نجات دهند . و حتی شایبه های مربوط به دگرگونی رفتار ادریس در روستا نیز باز نتوانست این قالب مشترک و همدلی روستایی را در این سریال از بین ببرد و در قسمت پایانی شاهد بودیم که ادریس با تفکراتی مدرن ضمن ایجاد یک حس خوب در روستا و تشویق برای کشاورزی با شیوه های مدرن، آبرومندی و تلاش این مردم را در غرب کشور تاکید میکند.
به هر حال سعید آقاخانی نشان داد . اعجوبه ای است که در قامت بازیگر و کارگردان ، فیلمنامه نویس همچنان تعهد خودش را به صدا و سیما حفظ می کند . جایی که با درخشش در ساعت خوش و نقش آفرینی (خان دایی جان )) به شهرتی اینچنین رسیده و ضمن حضور در فیلم های سینمایی مختلف در ژانر های گوناگون و حتی کسب جایزه جشنواره فجر ، با شخصیتی ساده ، بی پیرایه و بی آلایش به مسیر خود ادامه می دهد.
گویا سعید آقا خانی با اعتقادی محکم به دعای خلیل خانزاده ( حمید آذرنگ )که مرتب در سریال تکرار می شد.
" خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار "
راه خود را برای درخشش ادامه خواهد داد "
نوشته " بهروز کیا"

























































