به گزارش تیتربرتر؛ دو لایحه همسانسازی حقوق بازنشستگان و رتبهبندی معلمان همزمان در مجلس ارائه و پیگیری شد، ولی فعالان صنفی بازنشستگان ز عدم دائمی شدن همسانسازی انتقاد کردند.
تفاوت همسان سازی حقوق بازنشستگان با رتبه بندی فرهنگیان
لایحه دائمی شدن همسانسازی، فراز و نشیبهای بسیاری طی کرده اما هنوز به تصویب نرسیده، حسین سوری (فعال صنفی بازنشستگان) در ارتباط با همسانسازی و لایحهای که تصویب نشد؛ میگوید: رئیس جمهور میگوید برای اداره کشور هیچ بن بستی وجود ندارد و همه وزیران و اجزای دولت باید هماهنگ و به گونهای کار کنند که کارشان مکمل یکدیگر باشد. ما بازنشستگان، بعد از سال های مدید که از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری میگذرد، هنوز حقوقهایمان ناهمسان با شاغلین است. این در حالیست که ماده ۳۰ قانون برنامه ششم، به صراحت دولت را موظف کرده که بررسیهای لازم را در این مورد انجام داده و موارد را برای اجرای قانون فراهم نماید. نکته این است که این مورد بایستی قبل از اتمام برنامه ششم صورت گیرد.
بنبستی در بودجه
او ادامه میدهد: به رغم اینکه برای اجرا شدن ماده ۳۰ بازنشستگان مرارتها کشیدهاند، اینک با گفته رئیس سازمان برنامه و بودجه بن بستی وجود دارد و همین بن بست مانع احقاق حق ما شده است. رئیس سازمان برنامه و بودجه میگوید که ما منابع اعتباری نداریم و خلق پول هم نمیکنیم. یعنی به صراحت میگوید اسکناس چاپ نخواهیم کرد و منبعی هم برای همسانسازی نداریم. البته، در مورد رتبه بندی معلمان هم همین حرفها را زد که با واکنش معلمان مواجه و امروز رتبه بندی در شرف اتمام است.
به گفته وی، رتبه بندی با اعتبار ۳۰ هزار میلیاردی دارد تصویب میشود اما همسان سازی که اعتبار بسیار کمتری از آن نیاز دارد، معطل مانده است.
سوری میافزاید: اینک ما بازنشستگان با دو کلام مخالف یکدیگر مواجهیم: رئیس جمهور میگوید بن بستی وجود ندارد و رئیس سازمان برنامه و بودجه اظهار میدارد که منبعی نداریم و خلق پول هم نمیکنیم. در این میان، تکلیف ما بازنشستگان که شاهد تبعیض هستیم، به راستی چیست؟ آیا بن بست وجود دارد و ما به حقمان نمیرسیم، یا خیر، بن بستی وجود ندارد و ما هر چه زودتر به حقمان میرسیم؟ کدام یک واقعاً درست است؟
مطالب مرتبط:
سرمدی: رتبهبندی حق مسلم و معوق فرهنگیان است
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: شأن معلم شغل دوم و سوم برای تأمین حداقلهای زندگیاش نیست، رتبه بندی حق مسلم و معوق فرهنگیان است.
کیومرث سرمدی واله در رابطه با رتبه بندی معلمان بیان کرد: شأن معلم شغل دوم و سوم برای تأمین حداقلهای زندگیاش نیست.
وی با بیان اینکه رتبه بندی حق مسلم و معوق فرهنگیان است، یادآور شد: دولت قبل ۱۵ هزار میلیارد در لایحه با منابع نامطمئن پیش بینی کرده بود. نظر مجلس ۳۰ هزارمیلیارد بود و بالاخره با سقف ۲۵ هزار میلیارد تومان لایحه به کمیسیون رفت و انشاءالله سازوکاری فراهم خواهد شد که بهبود را هم در معیشت معلم و هم کیفیت تعلیم و تربیت شاهد خواهیم بود.
نماینده مردم اسدآباد در مجلس شورای اسلامی گفت: مجلس یازدهم افتخار دارد که بعد از ۱۰ سال از تصویب سند تحول بنیادین و متاسفانه تعلل دولتها و مجالس گذشته، رتبه بندی را به تصویب و اجرا برساند.
سرمدی تاکید کرد: نیازی به نمایش و همایش نیست. معلمان عمل میخواهند و گرنه سخنرانی و شعار کم نشنیدهاند.
میزان افزایش حقوق فرهنگیان بعد از رتبه بندی
حقوق معلمان باید حداقل ۸۰ درصد حقوق استادان باشد و بر طبق جدول ارائهشده قرار است عناوین معلم پایه، خبره، ارشد و نخبه به آموزشیار معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم تغییر کند. از نظر نگارنده این لایحه هرچند در ظاهر قصد بهبود وضعیت معیشتی معلمان را دارد اما از اساس بیپایه و غلط است و متأسفانه معلمان، ناآگاهانه اصرار به اجرایی شدن آن دارند.
۱. اولین دلیل مخالفت نگارنده این است که اصولاً چرا معلمان باید با استادان دانشگاه و یا هر قشر دیگری مقایسه شوند؟ حقوق کارمندان تمام سازمانهای دولتی باید بر اساس میزان کار آنها و سختی کار و البته با توجه به نرخ تورم در کشور تعیین شود.
در این میان چرا دولت برای معلمان تبعیض قائل شده و افزایش حقوق آنها را به عناوین خودساخته و بیمحتوایی چون آموزشیار معلم و یا استادیار معلم مشروط کرده است؟! واقعیت این است که با توجه به خط فقر ۱۳ میلیونی، تقریباً تمامی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کشور زیر خط فقر قرار دارند. دولت و مجلس موظفاند که فرهنگیان را از زیر خط فقر بیرون بیاورند و لازمه این کار افزایش حقوق معلمان بهتناسب میزان تورم کشور است.
دولت و مجلس بهتر است بهجای گیج کردن معلمان با عناوین بیارتباط به آموزشوپرورش، به این سؤال ساده پاسخ دهند که بهجز آموزشوپرورش، کارمندان کدام سازمانی با تحصیلات کارشناسی ارشد و سابقه ۲۷ سال، نصف خط فقر حقوق میگیرند؟!
۲. علاوه بر اینکه پیوند دادن حقوق کارمندان یک سازمان به سازمانی دیگر تاکنون سابقه نداشته است، سؤال مهمتری که این میان مطرح میشود این است که این مقایسه چه مبنا و پایهای دارد؟ درست است که کار معلم و استاد دانشگاه، هر دو تدریس است ولی این تدریس از زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوت است.
معلم به دانشآموز درس میدهد، یعنی کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال که هنوز مراحل رشد جسمی و ذهنی خود را میگذراند، اما استاد به دانشجو درس میدهد که معمولاً یک جوان بالای ۲۰ سال است. اساساً همین واژههای دانشآموز و دانشجو، خود نشاندهنده تفاوت عمیق کار معلم و استاد است. کار اصلی معلم آموزشوپرورش است اما کار اصلی استاد، پژوهش و تألیف. یک معلم کلاس اول ابتدایی که برای اولین بار شیوه درست مداد در دست گرفتن را به کودک ۷ ساله میآموزد کارش هزاران برابر سختتر از استادی است که به دانشجویان دوره دکترا درس میدهد.
این معلم ممکن است در طول سی سال خدمت خود حتی یک مقاله یا تألیف هم نداشته باشد اما کار اصلی خود را که باسواد کردن کودکان است به بهترین شکل ممکن انجام دهد. حال چگونه میتوان این معلم را با استادی مقایسه کرد که دهها عنوان مقاله و کتاب تألیف کرده است؟ چه شباهتی بین کار این دو وجود دارد؟
اخیراً انجمن صنفی هیئتعلمی استادان دانشگاه با انتشار یک بیانیه مخالفت خود را با چسباندن واژههای آموزشیار و استادیار و … به اول واژه معلم ابراز کرده و استدلال کردهاند که چون این عناوین بر اساس تعاریف استاندارد بینالمللی و با توجه به تعداد پژوهشهای چاپشده در مجله علمی ISA به استادان تعلق میگیرد درست نیست که برای معلمان هم از این عناوین استفاده شود.
ضمن تائید این استدلال باید اضافه کرد که واژه معلمی، خود بهتنهایی باارزشترین واژه دنیاست و نیازی به هیچ پیشوند و پسوندی ندارد و ازآنجاکه آموزش، بهخصوص آموزش کودکان و نوجوانان یکی از سختترین مشاغل دنیا محسوب میشود برای افزایش حقوق معلمان بهجای مقایسه آنها با استادان دانشگاه باید بهسختی کارشان توجه کرد.
لایحه رتبهبندی که بیش از یک دهه از تصویب آن توسط دولت میگذرد پیش از آنکه سودش به جیب معلمان واریز شود موجب درگیر کردن دو قشر فرهیخته جامعه یعنی معلمان و استادان دانشگاه باهم میشود.
دولت و مجلس موظفاند بهجای درانداختن اقشار مختلف جامعه به جان هم حقوق معلمان را طوری پرداخت کنند که کرامت انسانی آنها حفظشده و نیازی به پرداختن به شغل دوم و سوم نباشد. شکی نیست که آموزش، یکی از سختترین کارهای دنیاست آنهم آموزش به دانشآموزی که در هرلحظه جسم و روحش در حال رشد و تکامل است؛ بنابراین مقایسه معلمان با استادان دانشگاه و وام گرفتن عناوین دانشگاهی برای معلمان منطقاً، اخلاقاً و قانونا کار شایستهای نیست.
آنچه دیگران میخوانند:
گردآورنده: علی اکبر رضایی


















































رازنشستگان را له نکنید از زیر سنگ هم شده اعتبار پیدا کنید و همسان سازی کنید/1







