به گزارش گروه اجتماعی تیتربرتر؛ دولت به علت مشکلات اقتصادی، تحریم و اشکالات در نقدینگی و از بین رفتن درآمدهای اختصاصی با مشکلاتی روبروست و دولت نیز اگر بخواهد برای همه اقشار پوشش حمایتی داشته باشد، شدنی نیست، اما در این شرایط بهترین کار این است که یک بستههای حمایتی برای گروههای آسیب پذیرتر، فرودست و افرادی که بیشتر و زودتر از همه دچار مشکلات اقتصادی شدند و نیز افرادی که در حال حاضر دچار وضعیت بحرانهای اقتصادی هستند به صورت ترجیحی در نظر بگیرد. بسیاری از اطلاعات مربوط به این افراد موجود است و در نهادهای حمایتی وجود دارد؛ فقط لازم است این اطلاعات بهنگام شوند.
در افراد فرودست جامعه تحمل اقتصادی بسر آمده است و ممکن است آنها حاضر نباشند درمنزل بمانند؛ حتی در سختترین شرایط؛ چراکه درد گرسنگی و فقر به اندازه کافی کمتر از کرونا نیست
اکنون باید دولت فعلا اولویت اول خودش را پوشش سریع این گروهها قرار دهد و اگر این کار اتفاق بیفتد، میتوانیم مقداری نیاز به حضور در شهر را کم کنیم.
از آوار شن و بیکاری تا نبود آب شرب و امکانات بهداشتی
دهیار روستای مرادآباد پشت ریگ از توابع شهرستان ریگان در استان کرمان با اشاره به اینکه اهالی روستای مرادآباد با مشکلات عدیده ای از جمله طوفان شن، نبود آب شرب، راه مناسب، بهداشت و آموزش روبه رو هستند، گفت: اینجا مردم در فقر مطلق به سر می برند.
درباره وضعیت روستای مرادآباد پشت ریگ از توابع بخش مرکزی ریگان، گفت: روستای ما در حاشیه شن های روان شهرستان ریگان قرار دارد که در جهان معروف است و فاصله روستا تا شن های روان متاسفانه به 20 الی 30 متر می رسد که در بسیاری از مواقع سال به دلیل هجوم طوفان شن با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم میکنیم.
دهیار روستای مرادآباد در ادامه به دیگر مشکلات مردم این روستا اشاره کرد، افزود: یکی دیگر از مشکلات مردم این روستا عدم دسترسی به آب آشامیدنی سالم است. متاسفانه مجبوریم از آب مصارف کشاورزی استفاده کنیم که مالکین زمین های کشاورزی از این موضوع نارضیاند و مدام سعی در جلوگیری از استفاده اهالی روستا از مصرف آب دارند.
جهانگیری با اشاره به مشکلات طوفان شنهای روان در منطقه محل سکونتشان، ادامه داد: آخرین باری که در منطقه مالچ پاشی آن هم به مقدار بسیار کم صورت گرفت، 15 سال پیش بود که بعد از آن هیچگونه اقدامی در راستای کنترل طوفان شن توسط مسئولان امر صورت نگرفته است.
وی اضافه کرد: طوفان شن باعث نابوی باغات منطقهشده و مردم ناچار شدند به کارگری در شهرستانهای دیگر روبیاورند تا لقمه نانی برای خانواده تهیه کنند که آنهم امسال با شرایط بیماری کرونا از این کار محروم شدند و نمی توانند در جایی مشغول کار شوند و جمعیت 180 نفری این روستا امسال شب عید نه نانی بر سر سفره داشتند و نه رخت نو برتن کودکانشان کردند. اهالی روستای مراد آباد در فقر مطلق روزگار می گذرانند.
دهیار روستای مرادآباد عنوان کرد: با توجه به بیماری کرونا هیچگونه اقلام بهداشتی و غذایی در بین مردم این روستا از سوی نهادهای دولتی و مردمی توزیع نشد و مردم در این شرایط خطرناک با کمترین امکانات بهداشتی و درمانی زندگی می کنند.
وی در بخش دیگری از صحبت هایش به مشکلات آموزشی این روستا پرداخت و گفت: اینجا مدرسه یک کلاسهای توسط خیرین آن هم برای پایه ابتدایی احداث شد اما برای دوره راهنمایی دانش آموزان ما مجبورند به روستاهای دیگر رفت و آمد کنند و یا به شهرستان ریگان بروند که به دلیل مشکلات بعد مسافتی و هزینه ها بسیاری از کودکان ترک تحصیل می کنند. تازه همین مدرسه یک کلاسه هم امتیاز برق ندارد.
جهانگیری در ادامه افزود: یکی دیگر از مشکلات روستا عدم برخورداری منطقه از جاده های مناسب و راه های دسترسی به شهر است و مسیر روستایی مرادآباد به جاده اصلی خاکی بوده و آسفالت نیست. مردم روستا برای تردد با مشکلات زیادی روبه رو هستند.
وی با اشاره به کاشت درخت در منطقه برای ایجاد کمربند سبز برای مقابله با طوفان شن، گفت: حتی اگر برای مقابله با طوفان شن درختکاری صورت بگیرد متاسفانه اینجا به دلیل کمبود آب امکان حفظ و نگهداری این جنگل کاری به مشکل روبرو می شود.
جهانگیری در پایان افزود: طوفان شن گاهی چنان شدید است که موجب شکستن تیرهای برق می شود و ما نگرانیم روی منازل و کودکان مان سقوط نکنند و مبادا خسارت های جانی غیر قابل جبرانی را رقم بزند.
سبد معاش تعیین شده عین خط فقر است
تنها چیزی که باید بر سرش چانهزنی کرد، همان است که بسیار حداقلی محاسبه شده و ترجمان عینی خط فقر است؛ باید همان ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان، مبنای اولیهی چانهزنیهای مزدی کارگران قرار بگیرد و این یعنی افزایش مزدیِ بسیار بیشتر از صد درصد!
شامگاه پنجم اسفند، مناقشه و جدل بر سر میزان هزینههای حداقلی زندگی، در رسمیترین کمیته کشور که کار محاسبهی سبد معاش خانوار را برعهده دارد، به پایان رسید؛ با این حال، خروجی این کمیته – رقم ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان برای سبد معاش حداقلی- به هیچ وجه با واقعیات و مختصات زندگی روزمرهی مردمِ کوچه و بازار تطابق ندارد و به همین دلیل است که اذهان جامعهی کارگری و بازنشستگان کشور، خیلی راحت نمیتوانند این رقم را بپذیرند.
محاسبهی سبد معاش خانوار، براساس آمارهای تورمی دی ماه ۹۸ صورت گرفته است و قبل از این علی خدایی (عضو کارگری شورای عالی کار) خطاب به اصغر آهنیها (نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار) در ارتباط با شاخصهای قیمتی که دولتیها و کارفرمایان با خود به جلسه میآورند، اینگونه گفت: «باید نرخ اقلامی که شما پیشنهاد میدهید و در محاسبه سبد مورد استفاده قرار میگیرد، رسانهای شود تا مردم قضاوت کنند که در کدام نقطه از کشور، اقلام خوراکی با آن قیمتهای ادعایی شما در دسترس است و میتوان آنها را به آن قیمت خرید! مثلاً آیا اصلاً در سیستان و بلوچستان، سبزیجات و خوراکیها با قیمتهای ادعایی شما یافت میشود؟!»
از این دیالوگ کوتاه میتوان اینگونه برداشت کرد که نرخهایی که بر اساس آن سبد معاش را محاسبه میکنند، چندان واقعی و ملموس نیست؛ در واقع این نرخها، شاید میانگین حداقلیترینی حداقلها در سراسر کشور باشد!
چرا برنج ایرانی؟! چرا راستهی گوسفندی؟!
بعد از جلسه پنجم اسفند، نمایندگان کارگران در ارتباط با مناقشه قیمتی بین خود و کارفرمایان گفتند: نماینده کارفرمایان به نرخهای میادین میوه و ترهبار استناد میکردند و میخواستند از این نرخها در تعیین رقم سبد معاش استفاده کنند غافل از اینکه نرخهای مصوب میادینِ ترهبار، هیچ سنخیتی با نرخهای در دسترس مردم ندارد و هیچ قلم کالایی را نمیتوان با آن نرخها تهیه کرد.
آنها علاوه از تلاش کارفرمایان برای «کیفیتزدایی از سطح زندگی کارگران» حداقل در بخش خوراکیها خبر دادند؛ ظاهراً نمایندگان کارفرمایان تلاش داشتهاند تا جایی که میتوانند سفرهی طبقهی کارگر را بیکیفیت کنند: «چرا برنج ایرانی را در سبد معاش درنظر میگیرید؟ چرا راستهی گوسفندی؟!......»
در این شرایط به گفتهی علی خدایی، کارفرمایان قیمت سبد را چهار میلیون وهشتاد هزار تومان و دولت، رقمی در حدود چهارمیلیون وهفتصد هزار تومان اعلام کردند اما گروه کارگری با ارجاع به مرکز آمار، رقم حداقلی را پنج میلیون و سیصد هزار تومان قبول داشت که در نهایت، با اجماع، رقمِ چهار میلیون و نهصد و چهل هزار تومان مورد توافق قرار گرفت و پای این رقم، مُهر قبولی نشست.
حال باید گفت هرچند مرحلهی اول مذاکرات مزدی چندان به نفع کارگران خاتمه نیافته و نرخ سبد معاش با نرخ واقعی و مطلوب طبقهی کارگر، فاصلهی بسیار زیاد دارد، مهمترین و اصلیترین مرحلهی مذاکرات هنوز در پیش است.
نویسنده:امیرحسین بذلی

























































