پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: شنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۲ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۵ اوت ۲۰۲۶ میلادی
شنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ ۱۴:۴۰
۰
۰
نسخه چاپی

نقد روان‌کاوی عامه‌پسند در ستاره شناس؛ وقتی برای هرمسئله نامی ساخته‌ای

نقد روان‌کاوی عامه‌پسند در ستاره شناس؛ وقتی برای هرمسئله نامی ساخته‌ای

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوروش دیباج: نمایش ستاره شناس نوشته دیدیه ون کولارت، به کارگردانی میثم کیان از جمله آثاری است که در ظاهر با یک موقعیت آشنا یعنی حضور شخصیت‌ها در فضای مشاوره و روان‌کاوی آغاز می‌شود، اما در ادامه تلاش می‌کند نسبت پیچیده انسان با خود، دیگری، خاطره و مفهوم رابطه را در ساختاری فراتر از یک روایت خطی دنبال کند. این اثر، نهمین تجربه رسمی و عمومی کیان در اصفهان است؛ کارگردانی که در آثار پیشین خود نیز پیگیر مجموعه‌ای از مضامین مرتبط با نسبت انسان با خویشتن و جهان پیرامون بوده است.

کیان در ستاره شناس تلاش کرده است از تحمیل یک عنوان سبکی از پیش تعیین‌شده به اثر پرهیز کند و فرم اجرایی را از دل مواجهه با متن شکل دهد. به گفته وی، سیالیت خاطره، بازی بدن، موسیقی، نور، طراحی صحنه، بداهه‌پردازی و شکستن روایت خطی، بخشی از ابزارهایی هستند که در فرآیند اجرا برای ساخت جهان اثر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

در این گفتگو، میثم کیان درباره نسبت ستاره شناس با آثار پیشین خود، فرآیند شکل‌گیری شخصیت‌ها، سیالیت خاطره، مرز تئاتر و روان‌کاوی، جایگاه متن دیدیه ون کولارت در شکل‌گیری فرم اجرا، مسئله انسان مدرن و روابط او و همچنین چالش‌های تولید و اجرای تئاتر در اصفهان سخن گفته است.

میثم کیان، کارگردان نمایش «ستاره شناس»

ستاره شناس نهمین اجرای رسمی و عمومی شما در اصفهان است. اگر بخواهیم از نقطه آغاز صحبت کنیم، این نمایش در ادامه چه مسیری از دغدغه‌های شما شکل گرفته و مضمون مرکزی آن را چگونه تعریف می‌کنید؟

ستاره شناس نهمین کاری است که به صورت رسمی و عمومی در اصفهان اجرا می‌کنم. من معمولاً در کارهایم تلاش می‌کنم روی یک مضمون تمرکز داشته باشم. برای نمونه، در سه کاری که پیش از این داشتم، یعنی مالی سوینی، شاید نجات یابیم و باران ساز، ارتباط انسان با طبیعت، هم طبیعت درونی انسان و هم طبیعت پیرامون او، یکی از محورهای مشترک بود.

در ستاره شناس طیف دیگری از دغدغه‌ها برای من باز شده است. رابطه و عدم رابطه، خودشناسی در جریان رابطه و خودکاوی از جمله مسائلی هستند که در این اثر مورد توجه قرار گرفته‌اند. فضای نمایش نیز در اتاق مشاور یا روان‌کاو شکل می‌گیرد، اما نمی‌توان اثر را صرفاً به روان‌کاوی یا خودشناسی محدود کرد؛ ستاره شناس مضمونی چندوجهی دارد.

با توجه به همین نکته، چگونه مرز میان نمایش یک رابطه انسانی و ورود به لایه‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها را تعیین کردید تا اثر به تئاتری آموزشی یا درمانی تبدیل نشود؟

مسئله ما در وهله نخست روایت کردن است. انسان از ابتدا برای شنیدن قصه دور هم جمع شده و امروز هم در هر شکلی، چه سینما، چه تئاتر و چه ادبیات، همچنان نیاز داریم روایت بشنویم. قرار نیست تئاتر لزوماً مخاطب را درمان کند.

مخاطب باید قصه‌ای بشنود که در ذهنش باقی بماند و درباره آن فکر کند و شاید بخشی از مفاهیم آن را به زندگی شخصی خود اضافه کند. دغدغه ما این است که روایت بتواند چنین تأثیری داشته باشد، نه اینکه نمایش را به یک درام آموزشی یا تئاتر درمانی تبدیل کنیم.

یکی از مؤلفه‌هایی که درباره ستاره شناس مطرح کرده‌اید، سیالیت خاطره است. این ویژگی چگونه به زبان اجرایی و میزانسن منتقل شده است؟

رسانه تئاتر محدودیت‌هایی دارد و این محدودیت‌ها معمولاً همراه با خلاقیت هستند. ما نمی‌توانیم هر نوع بازی زمانی پیچیده‌ای را مانند برخی رسانه‌های دیگر ایجاد کنیم. بنابراین باید از امکانات خود تئاتر استفاده کنیم.

سیالیت خاطره در ستاره شناس نمودهای اتمسفریک دارد. بازی بازیگر، حرکات پیش‌بینی‌ناپذیر و غیرواقعی، موسیقی، نور و حتی استفاده از زبان غیرمتعارف، به تدریج به مخاطب نشان می‌دهد که با یک روایت خطی صرف مواجه نیست. روایت دائماً در نقاطی شکسته می‌شود و از همین طریق تلاش کرده‌ایم سیالیت خاطره را به مخاطب منتقل کنیم.

البته اینکه این اتفاق تا چه اندازه درست و کامل منتقل شده، چیزی نیست که من به عنوان کارگردان بتوانم پیشاپیش درباره آن قضاوت کنم. باید نمایش دیده شود و حتی شاید چند بار دیده شود تا بتوان درباره میزان موفقیت این شیوه اجرایی قضاوت کرد.

فضای اتاق مشاوره از نظر دراماتیک می‌تواند اجرا را به سمت گفت‌وگوهای طولانی و ایستایی ببرد. برای جلوگیری از این اتفاق چه تمهیداتی در اجرا در نظر گرفته‌اید؟

ما همچنان روی کلام کار می‌کنیم، اما نمایش فقط بر گفتار متکی نیست. طراحی صحنه یکی از مسائل مهم ما بوده است. ماه‌ها پیش از شروع تمرین‌ها، ساعت‌ها و روزها با طراحان جلسات تحلیل داشتیم تا به یک تحلیل واحد برسیم.

در نهایت به ترکیبی از گفتار و اتمسفر رسیدیم تا بتوانیم حال و هوای اثر را منتقل کنیم. در بخش‌هایی از نمایش، گفتار کاملاً بر اساس بداهه‌پردازی بازیگر پیش می‌رود و در بخش‌هایی دیگر، میزانسن دقیق و طراحی‌شده است. این ترکیب به ما اجازه می‌دهد فضای نمایش صرفاً به یک گفت‌وگوی ایستا محدود نشود.

شما تأکید دارید که نمی‌خواهید ستاره شناس را در یک عنوان سبکی مانند رئالیسم یا سوررئالیسم محدود کنید. این نگاه از چه رویکرد زیبایی‌شناختی ناشی می‌شود؟

برای من همه چیز از خود متن ادبی آغاز می‌شود. فارغ از اینکه یک اثر در چه ژانر یا سبکی تعریف شود، ابتدا باید با متن درگیر شد. در سال‌های گذشته نیز بیشتر سراغ متون خارجی رفته‌ام و بعد از خوانش‌های متعدد، متن‌هایی را انتخاب کرده‌ام که از نظر دراماتیک غنی باشند.

من معتقدم این کشتی گرفتن با متن است که سبک اثر را می‌سازد. ستاره شناس هم باید بر اساس خود ستاره شناس تعریف شود، نه اینکه من از ابتدا تصمیم بگیرم اثری سوررئالیستی، اکسپرسیونیستی یا رئالیستی بسازم.

این نگاه برای من از یک اصل مهم می‌آید؛ ابتدا باید خود متن را خواند و از ظرفیت‌های درونی آن به جهان اجرا رسید. یک متن و یک اجرا جهان خودشان را می‌سازند و زیبایی‌شناسی خودشان را دارند. بنابراین نمی‌توانیم کلماتی را از بیرون برداریم و به یک اثر تحمیل کنیم.

نقد روان‌کاوی عامه‌پسند در ستاره شناس؛ وقتی برای هرمسئله نامی ساخته‌ای

شما پیش‌تر در آثاری مانند مالی سوینی، شاید نجات یابیم و باران‌ساز روی مضمون ارتباط انسان با طبیعت تمرکز داشته‌اید و اکنون در ستاره شناس به رابطه انسان با خود و دیگری پرداخته‌اید. آیا می‌توان این تغییر مضمون را یک چرخش فکری در مسیر کارگردانی شما دانست یا ستاره شناس را ادامه همان دغدغه قبلی درباره نسبت انسان با جهان پیرامون، این‌بار در مقیاس درونی و روانی، می‌دانید؟

نمی‌توانم بگویم دغدغه جدیدی است، بلکه طیف دیگری برای من باز شده است. من در کارهایم تلاش می‌کنم مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها را دنبال کنم و گاهی با سه اثر، یک مضمون را به شکل یک سه‌گانه پیش می‌برم و پرونده آن را می‌بندم.

در باران ساز، برای مثال، انسان‌هایی را داریم که گرفتار یک دیالکتیک بسته هستند و وقتی این وضعیت باز می‌شود، باران به شهر برمی‌گردد. در مالی سوینی نیز زنی که نابیناست، با کمک دیگران بینا می‌شود، اما پس از عمل جراحی رابطه‌اش با خودش دچار مخاطره می‌شود. در شاید نجات یابیم نیز پرندگانی را داریم که در قفس بزرگ شده‌اند و وقتی آزادی به آنها داده می‌شود، نمی‌دانند آزادی چیست.

این مضامین در آثار قبلی وجود داشته‌اند. در ستاره شناس، در این مقطع از زندگی و کارم، تأکید ویژه‌ای بر مسئله رابطه پیدا کرده‌ام.

چرا مسئله رابطه تا این اندازه برای شما اهمیت پیدا کرده است؟

میثم کیان: رابطه بخش بزرگی از ذهن انسان امروز را اشغال کرده است. انسان متأهل، مجرد، فردی که تازه وارد رابطه شده یا کسی که در یک رابطه متناقض قرار دارد، دائماً با این مسئله مواجه است.

رسانه‌ها نیز دائماً گزاره‌هایی درباره رابطه به ما می‌دهند؛ از تلویزیون و ماهواره گرفته تا گوشی موبایل، اینستاگرام، یوتیوب و شبکه ایکس. مدام به ما گفته می‌شود اگر رابطه چنین باشد بهتر است، اگر در ابتدای رابطه فلان اتفاق بیفتد بهتر است و اگر رابطه به این نقطه برسد، طلاق بهتر است.

ما مجموعه بزرگی از این گزاره‌ها را دریافت می‌کنیم، اما با وجود همه این اطلاعات، انسان مدرن همچنان در مسئله رابطه گرفتار است. حتی مسئله تنهایی نیز همچنان حل نشده است. همین موضوع نشان می‌دهد که با وجود انبوه داده‌ها و اطلاعات، مسئله ارتباط انسانی همچنان پابرجاست.

نمایش در عین پرداختن به فضای روان‌کاوی، ظاهراً نگاه انتقادی نیز به برخی مفاهیم رایج روان‌شناختی دارد. این مسئله چه جایگاهی در اثر دارد؟

در ستاره شناس با نوعی پرسش نسبت به تراپی مواجهیم؛ نه اینکه بخواهیم آن را به صورت کامل نفی کنیم، اما در جاهایی ماهیت تراپی مورد پرسش قرار می‌گیرد. یک دیالوگ در نمایش وجود دارد که به این مسئله اشاره می‌کند که ما دائماً برای مشکلات مردم اسم طراحی می‌کنیم تا خیالشان راحت شود.

این مسئله برای من قابل توجه است. ما در گفتار روزمره از مفاهیمی مانند والد، بالغ، کودک درون، ایگو، سوپرایگو، ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی استفاده می‌کنیم. من مطالعات طولانی در این زمینه داشته‌ام و خواهم داشت، اما مسئله نمایش این است که آیا انسان می‌تواند در کنار کمک گرفتن از مشاور یا روان‌کاو، مسیر خودکاوی را نیز تجربه کند؟

مهم‌ترین چالش شما در تولید ستاره شناس چه بود و این تجربه چه تغییری در نگاه شما به کارگردانی ایجاد کرده است؟

من هر بار که کاری را شروع می‌کنم، تلاش می‌کنم اتفاقات و روندی را که در نمایش قبلی داشته‌ام، در اثر جدید اصلاح کنم؛ چیزی بهتر پیش برود و حرفه‌ای‌تر شود. چالش‌های درون گروه معمولاً حل‌شدنی هستند. تجربه کارگردانی دارم و بازیگران هم تجربه دارند و روند خلاقانه خودمان را طی می‌کنیم تا اثر را به شکل تراش‌خورده ارائه کنیم. قرار نیست کار عجولانه و بزن‌دررو آماده شود.

اما بخش مهمی از چالش ما بیرون از فرآیند خلاقانه قرار دارد. بروکراسی موجود در سیستم اجرای نمایش، انرژی زیادی از کارگردان و بازیگران می‌گیرد. دغدغه مشترک مدیر و هنرمند باید ارائه یک اثر هنری خوب و شسته‌رفته به مخاطب باشد. ما باید به مخاطب احترام بگذاریم و تئاتر خوب ارائه کنیم.

گاهی سازوکارهای اداری باعث می‌شود انرژی کارگردان به جای مضمون و کیفیت اثر، صرف عبور از مسیرهای اداری شود. این مسئله می‌تواند حتی بر کیفیت برخی آثار تأثیر بگذارد. من نمی‌خواهم وارد جزئیات این بروکراسی شوم، اما معتقدم این یک چالش بیرونی جدی برای تولید تئاتر است.




+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری