پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: جمعه, ۲۶ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
یکشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ۰۰:۱۹
۱۸
۰
نسخه چاپی

پیامدهای پنهان و تلخ ازدواج سفید

پیامدهای پنهان و تلخ ازدواج سفید
امروزه موانع بسیاری برای ازدواج و تشکیل زندگی برای جوانان وجود دارد و چون توان پذیرش مسئولیت را ندارد متأسفانه با الگوگیری از زندگی غربی به سبک ازدواج سفید متمایل شده اند نمونه این نوع ازدواج در فیلم سینمایی «هم خانه» به کارگردانی مهرداد فرید است که نهایت به ازدواج واقعی منجر شد.

به گزارش تیتربرتر؛ در این نوع ازدواج که موسوم به ازدواج سفید شده است، دختر و پسر بدون هیج گونه رابطه شرعی و قانونی زیر یک سقف با هم زندگی می کنند که ممکن است با هم روابط عاطفی جنسی داشته باشند و مدتی هم با هم به سر بیاورند و بعد هم اگر علاقه مند نبودند از هم جدا شوند.

ازدواج سفید چیست؟

منظور از ازدواج سفید زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است، یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند، اتفاقی که نه از نظر سنت و نه از نظر شرع برای خانواده های اصیل ایرانی پذیرفتنی نیست.

هم‌خانگی بدون ازدواج یا ازدواج سفید، پدیده‌ای است که دختر و پسر به عنوان هم‌خانه با یکدیگر زندگی می‌کنند، بی آنکه میان آن‌ها پیوند رسمی ازدواج و رابطه زن و شوهری باشد. رواج چنین پدیده ای در جامعه صدای هشدار کارشناسان را به دلیل مخاطرات گسترده حقوقی، روانی و اجتماعی آن بلند کرده است. در دنیای غرب، با توجه به تغییر سبک زندگی و در کنار آن، افزایش فشارهای اقتصادی، به طور کلی میل به ازدواج شرعی و رسمی کاهش یافته و روابط، بیشتر بر پایه ارضای غرایز و آزمایش گونه شکل می گیرد.

پیوند و رابطه بین دو نفر غیر هم جنس (زن و مرد) که بینشان مبادله احساسی، عاطفی، اقتصادی و فرهنگی وجود دارد و توسط قانون و عرف آن جامعه به رسمیت شناخته شده باشد، ازدواج نامیده می شود.

تاریخچه ازدواج سفید

تا اوایل قرن بیستم خانواده گسترده در گوشه و کنار جهان دیده می‌شد. خانواده ای که مجوعه افراد چند نسل بوجود آورده بود، اما با گذشت زمان در قرن بیستم شکل غالب خانواده به سمت خانواده هسته ای پیش رفت، یعنی زندگی پدر، مادر و فرزندان، که ازدواج این پدر و مادر در مراجع قانونی به ثبت می رسید و خواستگاری صرفا توسط مرد از زن صورت می گرفت. این شیوه ازدواج و تشکیل خانواده مورد تایید قانون و پذیرش افراد جامعه نیز واقع می شد، اما به مرور زمان به دلایل اقتصادی و فرهنگی شیوه جدیدی از ازدواج و تشکیل خانواده در کشورهای غربی بوجود آمد که تحت عنوان ازدواج سفید، هم باشی و یا زندگی پارتنری شناخته می‌شود.

این ازدواج اول بار در آمریکا رشد پیدا کرد و به دنبال فعالیت های جنبش‌های آزادیخواهانه زنان پدید آمد تا زنان از قید و سلطه مردان به درآیند. این شکل ازدواج از پیوند دو فرد غیر هم جنس تشکیل می شود که آنها مدتی را بدون ازدواج رسمی و قانونی با یکدیگر، زیر یک سقف می گذرانند و هر گاه مایل باشند از یکدیگر جدا می شوند. این نوع ازدواج تا سالهای دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده آمریکا نیز غیرقانونی بود، اما در فاصله سال های ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ اینگونه ازدواج ها ده برابر شد به طوری که اکنون به عنوان پیش شرط شناخت دو نفر از یکدیگر به رسمیت شناخته می شود. این به رسمیت شناخته شدن هم توسط خانواده و هم قانون صورت می گیرد.

ازدواج هم باشی که در ایران تحت عنوان ازداوج سفید شناخته می شود، معمولاً چندان هم، سفید و عاری از آسیب نیست، شاید دلیل نام گذاری آن عدم دوام و مغایرتش با هنجارهای اجتماعی باشد، زیرا هنوز هم در ایران ازدواج دائم پذیرفته شده ترین نوع ازدواج است و هنوز اکثریت افراد جامعه به دلیل عرفی و قانونی ازدواج موقت یا صیغه را به رسمیت نمی شناسند چه رسد به ازدواج سفید، اما چند صباحی‌ست که به دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مورد اقبال برخی جوانان قرار گرفته و محتمل است در سال‌های آتی گسترش چشمگیری پیدا کند، مگر اینکه عوامل پدید آورنده آن حذف یا کاهش یابند.

پیامد ازدواج سفید

تنها پیامدی که متوجه افراد می شود آن است که پسر با توجه به شرایط روانی که دارند هدفشان برای این رابطه بیشتر ارضای جنسی است و بعد از مدتی هم سراغ گزینه های بعدی می روند. ولی دخترها با هدف ازدواج رسمی به ازدواج سفید روی می آورند که پیامد آن نفرت است.

دلایل رواج ازدواج سفید

www.titrebartar.com

این پدیده نوظهر ازدواج سفید که به وجود آمده از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چند علت مهم دارد که اولین نکته در این علت پدیداری اش آنست که این نیاز جنسی که برای جوان ها یک نیاز طبیعی است وقتی در بستر ازدواج سالم مشروع و قانونی پاسخ داده نشود طبیعی است که به راه های دیگری کشیده می شود و ازدواج سفید یکی از راه های ارضای این نیاز اساسی انسان است.

وقتی سن ازدواج بالا می رود معیارهای ازدواج برای پسندیدن دختر و پسر مشکل تر می شود و به عبارت دیگر سخت پسند می شوند و افرادی که دنبال این ازدواج می روند توجیهشان این است که بااین رابطه معیارها را به صورت عملی در زندگی مشترک بدون قید و شرط محک می زنیم که این فقط یک توجیه است و در عمل این اتفاق نمی افتد.

این افراد با این توجیه که باید یک مدتی با هم زندگی کنیم و ببینیم آیا به درد هم می خوریم یا نه و معیار ها را به صورت عینی تر بررسی کنیم، برای خود دلیل تراشی می کنند.

ارتباطات جهانی و رسانه های جمعی و مجازی را می توان از علل رواج این ازدواج در جامعه ما دانست؛ چراکه از پیامدهای این ارتباطات رسانه ای، انتقال فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاست که این پدیده هم از این دست است و در کشورهای غربی وجود داشته است که زن و مرد با هم ارتباطاتی دارند. این رابطه از نظر شرعی که مطمئنا خلاف شرع است ولی حتی می توان این رابطه را از نظر عقلی می توان بررسی کرد.

از نظر عقلی چون این رابطه می تواند نیاز جنسی که نیازی از نیاز های آدمی است را برطرف کند می تواند برخی فواید را داشته باشد بخصوص برای کسانی که تحت فشار غرایز جنسی قرار دارند اما از طرف دیگر چندین پیامد منفی دارد که باید این فایده رادر کنار آن ارزیابی کنیم. 

احساس گناه درونی با ازدواج سفید

اولین نکته این است که در چارچوب هنجار های فرهنگی ما دختر و پسری که این کار را می کنند همواره یک احساس گناه درونی دارند و حتی برای کسانی که مقید به ظواهر شرعی نیستند این احساس گناه را در باطن خود دارند هرچند که آن را در ظاهر کتمان کنند. در مباحث روانشناسی و روانکاوی گفته می شود که این احساس گناه در ناهوشیار فرد وجود دارد وقتی این احساس انباشت شود به صورت اضطراب و افسردگی بروز می کند و وقتی بررسی می شود ریشه این اختلالت همین احساس گناه است.

توجیه افرادی که به این پدیده روی آورده اند برای بررسی معیار های انتخاب همسر دائم، این رابطه هدف توجیهی این افراد را تامین نمی کند زیرا طبق تحقیقاتی که در کشورهای دیگر انجام شده اینطور نیست که این افراد را به عنوان همسر دائمی خود انتخاب کنند. به ویژه در فرهنگ ما این هست که افراد به محض اینکه رابطه رسمی برقرار می کنند احساس نفرت پیدا می کنند و ما مراجعانی داشتیم که ازدواج کردند و در مدت کوتاهی تصمیم به جدایی گرفته اند وقتی علت را جویا می شویم می گویند که ما سه سال رابطه با هم داشتیم و از روزی که این رابطه رسمی شده یک احساس نفرتی نسبت به شوهرم دارم زیرا تازه بعد از رسمی شدن رابطه اش با همسرش می فهمد که قبح این رابطه در چه حدی است.

حس نفرت با ازدواج سفید
www.titrebartar.com

این افراد ممکن است تجربه های متعدد و متنوعی داشته باشند و خود همین امر زمینه ای برای احساس نفرت به هم ایجاد می کند زیرا وقتی می بیند که شوهرش با چند دختر دیگر رابطه داشته و آن ها را به طرق مختلفی ترک کرده، احساس می کند یک روزی هم او ترک می شود و رابطه پایداری را برای خود متصور نیست و اینگونه است که بنیانی برای خانواده ها به وجود نمی آید.

در این میان آنهایی که بیشتر متضرر می شوند، دختر ها هستند زیرا در فرهنگ ما یک پسری که یک تجربه جنسی غیر متعارف داشته و موفق به ازدواج نشود، سراغ گزینه بعدی می رود ولی برای دخترها این موضوع خیلی سنگین است و از نظر روانشناسی اگر دختر تنوع طلب و علاقه مند به روابط متتعدد و متنوع باشد یک رفتار بیمارگونه است. با توجه به اینکه در این ازدواج ها هیچ گونه تضمینی برای ادامه رابطه و پایداری آن وجود ندارد، دختر ها بیشتر ضربه می خورند زیرا همانطور که گفته شد در این نوع رابطه هروقت طرفین بخواهند از هم جدا شوند و یا یکی از طرفین بخواهد رابطه تمام شده محسوب می شود و پسر در این جهت انتفاع خود را از رابطه جنسی می برد ولی دختر چیزی جز ضرر عایدش نمی شود و اثر روانی این ازدواج ها احساس درماندگی نفرت است که بعد ها غیر قابل جبران است. می توان گفت پسرها هدفشان ارضای رابطه جنسی است و برای ازدواج شرعی و قانونی کمتر تمایل دارند ولو اینکه پسر اظهار کند که رابطه منجر به ازدواج است ولی در حقیقت اینطور نیست درحالی که دخترها معمولا نگاه به ازدواج دارند. چون هیچ مسئولیتی نسبت به این رابطه وجود ندارد و هروقت بخواهند رابطه را قطع می شود و سراغ گزینه های بعدی می روند که منجر به حالت بیمارگونه و انحرافی می شود که همان تنوع طلبی جنسی است و بعد از مدتی هم از رابطه با جنس مخالف خسته می شوند و به دنبال همجنس بازی و همجنس گرایی می روند.

ریشه عوامل گسترش ازدواج سفید در ایران

چندین عامل برای رشد این پدیده در ایران وجود دارد که مهمترین آن عدم تمایل افراد جهت قبول مسئولیت زندگی زناشویی است که شاید ریشه آن را باید در دوران کودکی و نحوه تربیت خانواده های ایرانی جستجو کرد. امروزه دیگر کمتر خانواده ای پسرش را به عنوان مرد یا شوهر در مقابل مسئولیت آینده آماده می سازد و یا دخترش را برای مادر نمونه بودن تربیت می کند. عمده توجه خانواده ها به امور تحصیلی و درسی و آینده شغلی فرزندان است به طوری که آموزش مهارت‌های زندگی به طور کلی حذف شده است. شاید یکی از دلایل این امر کوچکی بعد خانواده های ایرانی است. در گذشته ۱۰ یا ۱۲ نفر در یک خانواده زندگی می کردند و عملاً بچه های بزرگتر بایستی در امر تربیت یا نگهداری بچه های کوچکتر به والدین خود کمک می کردند.

این امر آنها را برای پذیرفتن نقش های مادری و پدری و یا زنی و شوهر آماده می کرد. در حقیقت آنها می دانستند که باید این مسئولیت ها را بپذیرند یا این سرنوشت محتوم هر کسی است. امروزه با وجود خانواده های سه یا چهار نفره تک فرزند یا ۲ فرزند، آموختن و تجربه کردن این موضوع را از دست می دهند و به فردی تبدیل می شوند که مرتب توسط والدینشان حمایت مالی، عاطفی و عملی می شوند. بنابراین نیازی نمی بینند تا مسئولیتی بپذیرند. به این خاطر است که آن شخص سالها غیر مستقل باقی می ماند. همین فرد که حتی تا ۳۰ سالگی یا بیشتر به پول تو جیبی والدینش وابسته است وقتی به سن ازدواج می رسد با ترس از آینده شغلی و یا عدم اطمینان از جنس مخالف، تصمیم به ازداوج سفیدی می گیرد که آینده نامعلومی دارد! این افراد عملی را انجام می دهند اما عواقب آن را نمی پذیرند، زیرا از کودکی عواقب همه چیز بر عهده والدینشان بوده است. بنابراین واهمه دارند به ازدواجی دست بزنند که قرار باشد مانند والدینشان مجبور به انجام کارهای سخت باشند.

مطالب مرتبط: تنهایی و افسردگی؛ از عوارض ازدواج سفید

یکی از عوامل رشد این ازدواج‌ها عدم اطمینان از آینده اقتصادی است. آنها می ترسند خانواده تشکیل دهند چون نمی دانند شغلشان، خود یا فرد مقابل را حمایت می کند یاخیر؟ بنابراین علاوه بر این که مایلند با غیر هم جنسشان رابطه داشته باشند، اما مطمئن نیستند بتوانند از عهده تقاضاهای اقتصادی از جمله پرداخت مهریه و نفقه و .... برآیند، بنابراین آسوده خاطر خواهند بود اگر بتوانند هر لحظه مایل باشند از او جدا شوند چراکه ممکن است شخص کارش را از دست بدهد و درآمدی نداشته باشد. البته این عامل از سوی مردان عامل مهم تری برای ازدواج سفید تلقی می شود تا زنان.

آسیب‌های ازدواج سفید برای زنان و دختران

دلیل دیگری که از سوی دختران مطرح می شود، ترس از موانع قانونی برای طلاق است. آنها مایلند با کسی ازدواج کنند که اگر دچار مشکلات و اختلال اخلاقی، شخصیتی، یا ناتوانی های اقتصادی و جنسی بود بتوانند به راحتی از او جدا شوند و دیگر نیازی به طی کردن مراحل قانونی برای طلاق و بلاتکلیفی نباشد.

البته این نکته حائز اهمیت است که این موضوع به هر حال به ضرر دختران است و در این میان دختران هستند که آسیب‌های این ازدواج را به جان می خرند، زیرا حتی در آمریکا نیز بیشترین خشونت های خانگی بین همین نوع ازدواج ها متوجه دختران و زنان شده است. این در حالی است که افراد نتوانسته اند به دلیل خانواده نبودن و به رسمیت شناخته نشدن شخص مقابل را وادار به پرداخت مخارج منزل و جلوگیری از بدخلقی یا حتی آزارهای جنسی، جسمی و عاطفی یا حتی قتل شوند. البته آسیبهای این موضوع در ایران فراتر از این موضوع در خارج از کشور برای دختران است. در ایران هنوز خانواده ها و بیشتر مردان مایل به ازدواج  و یا حتی هم خانگی با دختری هستند که قبلا با کسی رابطه نداشته است. اما این دختران بعد از این ازدواج به شدت شانس ازدواج های آتی را از دست می دهند و از سوی دیگر ممکن است با انواعی از بیماری‌ها و آسیب های اجتماعی چون ایدز نیز مواجه شوند، زیرا مرد ممکن است علاوه بر یک فرد با زنان دیگری نیز رابطه جنسی داشته باشد، با توجه به اینکه او مجبور به پاسخگویی به همسرش  نیست!



+ 18
مخالفم - 12
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری