
تیتربرتر به نقل از هفت صبح، چاقو را زیر گلویم گذاشت و تهدید کرد اگر صدایم دربیاید، مرا خواهد کشت. سپس رمز کارت بانکیام را گرفت و طلا و زیورآلات زیادی را که همراه داشتم، از دست و گردنم باز کرد
حدود یک سال قبل، در پی ثبت شکایتهای سریالی شهروندان با موضوع سرقت مقرون به آزار، رسیدگی به این پروندهها در دستور کار مأموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
اولین شکایت
نخستین شاکی مرد جوانی بود که در شکایت خود به مأموران گفت: «برای انجام کاری به شهرستان قم رفته بودم و نزدیک غروب، طبق روال همیشگی، به یکی از پایانههای اصلی شهر رفتم؛ جایی که خودروهای خطی برای تهران مسافر سوار میکردند. من آخرین نفری بودم که سوار خودرو شدم. پیش از من نیز سه مسافر دیگر در خودروی سفیدرنگی نشسته بودند که راننده آن را هدایت میکرد.
پس از توافق بر سر کرایه، سوار خودرو شدم، اما دو نفر از مسافران پیش از رسیدن به تهران، در حوالی کارخانههای بین مسیر پیاده شدند. پس از پیاده شدن آنها، ناگهان سرنشین دیگری که در صندلی عقب کنار من نشسته بود، با چاقو به من حمله کرد و تهدیدم کرد که صدایم درنیاید. آنقدر ترسیده بودم که حتی نمیتوانستم حرف بزنم.در همان لحظه، راننده خودرو را به سمت جادههای فرعی هدایت کرد و در حاشیه جاده، پس از گرفتن تلفن همراه، کارت بانکی و زنجیر طلایم، مرا رها کردند.»
شاکی ادامه داد: «هیچ خودرویی حاضر نمیشد در آن مسیر برایم توقف کند و سوارم کند. به همین دلیل، مسافت زیادی را در کنار جاده پیاده طی کردم تا اینکه از شدت خستگی و بیحالی توان حرکت نداشتم. سرانجام به یک کیوسک پلیس رسیدم و ماجرا را برای مأموران شرح دادم.در همین فاصله، دو سارق که با تهدید رمز کارت بانکیام را گرفته بودند، با استفاده از کارت من خریدهایی انجام داده و حدود ۲۰۰ میلیون تومان از حسابم برداشت کرده بودند.»
شکایتهای مشابه
مدتی پس از ثبت نخستین شکایت، رسیدگی به پرونده برای شناسایی و یافتن ردی از متهمان آغاز شد. با این حال، شکایتهای مشابه یکی پس از دیگری به دست مأموران پلیس میرسید تا اینکه شمار شاکیان به ۱۸ نفر رسید.سرانجام مأموران پلیس آگاهی شهرستان موردنظر با دریافت نیابت قضایی از همکاران خود در اداره پلیس آگاهی تهران، موفق به شناسایی و دستگیری متهمان شدند.متهمان هنگام گشتزنی در سطح شهر قم و در جستوجوی سوژهها و طعمههای جدید دستگیر شدند.
پس از انتقال سارقان به اداره پلیس آگاهی تهران، شاکیان آنها را شناسایی کردند. با این حال، در جریان تحقیقات مشخص شد برخی از شاکیان از دو سارق، شامل یک زن و یک مرد، شکایت کردهاند. بررسیها نشان داد زن جوانی که در برخی سرقتها با سردسته اصلی باند همکاری میکرد، متواری شده و همچنان دستگیر نشده است. تلاش مأموران برای شناسایی و دستگیری او ادامه دارد.پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، دو متهم مرد برای دفاع از خود در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
جلسه دادگاه برای رسیدگی به شکایت شماری از شاکیان تشکیل شده بود. یکی از آنها که زنی جوان بود، در جایگاه قرار گرفت و گفت: «برای دیدار یکی از اقوام نزدیکم به شهرستان قم رفته بودم و قصد داشتم پیش از تاریک شدن هوا به تهران برگردم. در یکی از خیابانهای اصلی شهر سوار خودروی این سارق شدم. پیش از من، زنی روی صندلی عقب نشسته بود و دو نفر دیگر نیز داخل خودرو بودند که زودتر از من پیاده شدند.
به این اعتماد که زن دیگری هم در این سفر همراهم است، سوار خودرو شدم؛ غافل از اینکه همان زن نیز همدست سارق بود. وقتی در صندلی عقب با او تنها شدم، چاقو را زیر گلویم گذاشت و تهدید کرد اگر صدایم دربیاید، مرا خواهد کشت. سپس رمز کارت بانکیام را گرفت و طلا و زیورآلات زیادی را که همراه داشتم، از دست و گردنم باز کرد. تلفن همراهم را نیز به سرقت برد.
در حالی که هنوز بهشدت ترسیده بودم، خودرو وارد تهران شد. همدست او، مرد جوانی که رانندگی میکرد، مقابل یک طلافروشی توقف کرد و با استفاده از کارت بانکی من از آنجا خرید کرد. پس از آن نیز مرا رها کردند.این زن در ادامه گفت: «حدود یک سال از زمان این سرقت میگذرد، اما حادثه آنقدر بر روح و روانم تأثیر گذاشته که دیگر حتی قادر نیستم کارهای معمول روزمرهام را بهراحتی انجام دهم. از نظر روحی بهشدت آسیب دیدهام. علاوه بر درخواست رد مال، میخواهم متهمان به مجازات عادلانه محکوم شوند تا بدانند با اقدام خود چه آسیب و صدمهای به سلامت روان افراد وارد کردهاند.»
سپس مرد جوان دیگری برای طرح شکایت در جایگاه قرار گرفت و گفت: «مأموران کلانتری تاریخ ثبت شکایت مرا به اشتباه درج کردهاند. به همین دلیل، متهمان در مراحل ابتدایی تحقیقات از این اشتباه سوءاستفاده کردند و مدعی شدند هنگام ثبت شکایت من، دستگیر شده بودند؛ در حالی که تاریخ موردنظر مربوط به یک ماه پیش از دستگیری آنهاست. این دو نفر تلفن همراه آیفون، ساعت گرانقیمت و مقدار زیادی پول نقد مرا سرقت کردند و سپس از محل گریختند. هر دو متهم حاضر در دادگاه همان افرادی هستند که از آنها شکایت دارم و تقاضای بازپسگیری اموالم را دارم.»
سومین شاکی نیز مرد جوانی بود که درباره نحوه سرقت از خود گفت: «وقتی همدست متهم اصلی با چاقو به من حمله کرد و خواست رمز کارتم را به او بدهم، مقاومت کردم. در همان لحظه، راننده فریاد کشید و گفت ما را مجبور نکن به سمتت شلیک کنیم و دستوپایت را از کار بیندازیم تا مجبور شوی رمز را بگویی. من سلاحی ندیدم، اما آنها ادعا میکردند اسلحه گرم نیز همراه دارند.»
پس از طرح شکایت این سه نفر، متهم اصلی در جایگاه دفاع قرار گرفت و گفت: «مدتی قبل در شهر قم دستگیر شدم، اما از میان هشت نفری که از من شکایت کردهاند، فقط شکایت سه نفر را قبول دارم. خودروی من یک کوییک سفیدرنگ بود، اما برخی شاکیان گفتهاند خودرویی که آنها را ربوده، پژو ۴۰۵ سفیدرنگ بوده که متعلق به من نیست.»
در این هنگام، قاضی خطاب به متهم گفت: «تو برای اینکه شناسایی نشوی، از خودروهای سرقتی مختلف استفاده میکردی.» با این حال، متهم این موضوع را نپذیرفت و ادامه داد: «من شکایت این سه نفر را قبول ندارم. افرادی که از آنها سرقت کردم، شاکیان حاضر در دادگاه نیستند. مبالغی را هم که شاکیان اصلی اعلام کردهاند، قبول ندارم.»
سپس متهم دوم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: «نقش من در این سرقتها فقط ترساندن طعمهها بود، اما افرادی که من آنها را ترساندم، شاکیان حاضر در این پرونده نیستند.» با پایان جلسه رسیدگی، مقرر شد موضوع تاریخ ثبت شکایت یکی از شاکیان که مدعی بود به اشتباه درج شده است، در دادسرا دوباره بررسی شود تا پس از رفع نقص پرونده، دادگاه برای صدور رأی وارد شور شود.

























































