تیتربرتر: فتحالله توسلی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در تشریح فضاسازی رسانهای غرب و برخی کشورهای عربی گفت: رسانههای غربی و برخی کشورهای عربی مدعی هستند جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را بسته و دنبال ائتلاف بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان اختلال در نظام انرژی جهان هستند.
به گفته وی القای بستهشدن تنگه پوششی برای فشار سیاسی و امنیتی بیشتر علیه ایران است.
توسلی با تأکید بر اینکه موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران بارها از سوی وزیر امور خارجه و سایر مسئولان اعلام شده است، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران عبورومرور و حملونقل انرژی در جهان را متوقف و اختلال ایجاد نکرده، بلکه مدیریت میکند تا امنیت منطقه و امنیت داخلی کشور تأمین شود.
وی افزود: ما تنگه را نبستیم، بلکه آن را مدیریت میکنیم و کشورهایی که به جمهوری اسلامی آسیب نزدهاند و قصد سوء برای ضربهزدن به منافع ملی جمهوری اسلامی را ندارند، مشکلی در عبورومرور نخواهند داشت.
این نماینده مجلس با اشاره به عبور موفق محمولههای انرژی برخی کشورها از جمله چین و تایلند، این موضوع را نشانه روشنی از مدیریت هوشمند دانست و گفت: کشورهای مختلف مثل تایلند و چین توانستند بر اساس پروتکلی که جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده، کالاها و نفت موردنیازشان را از این گذرگاه بینالمللی عبور بدهند.
وی تأکید کرد: باید در ادبیات رسانهای نسبت به تفاوت بستن و مدیریت تنگه دقت شود، زیرا این نکته بسیار مهمی است که باید مراقبت بکنیم از طرح این موضوع که ما تنگه را نبستیم؛ بلکه آن را مدیریت میکنیم.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در ادامه، به نقش ایران در اقتصاد و انرژی جهان اشاره کرد و گفت: دنیا باید متوجه باشد که جمهوری اسلامی ایران چه خدمتی طی چند دهه گذشته به اقتصاد جهانی و ژئوپلیتیک و ژئواکونومی جهان کرده است.
وی عامل اصلی اختلالات امروز در منطقه را دخالت آمریکاییها و اقدامات صهیونیستها دانست و افزود: عامل این اختلال، جمهوری اسلامی ایران نیست؛ بلکه کشورهایی هستند که آمدند در این منطقه دخالت کردند.
توسلی با اشاره به اینکه حدود 20 درصد نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند، هشدار داد: کشورهای بزرگ آسیایی مثل چین، هند، ژاپن و کره حدود 40 تا 80 درصد نفت خود را از طریق خلیجفارس تأمین میکنند.
به گفته این نماینده مجلس کشوری مانند هند که در سالهای اخیر رشد اقتصادی 8 درصدی را تجربه کرده، اکنون بهشدت با مشکل مواجه شده است.
تاثیر تنشهای تنگه هرمز بر قیمت نان
عبور یکسوم تجارت جهانی اوره از گلوگاه استراتژیک هرمز، اکنون به پاشنه آشیل امنیت غذایی تبدیل شده است که با جهش ۵۰ درصدی قیمت این نهاده حیاتی و اختلال در زنجیره تأمین گاز، جهان با واقعیتی تلخ روبروست و آن پیوند ناگسستنی قیمت نان با پایداری تنگههای راهبردی و مشتقات گاز طبیعی که میتواند ثبات ملی کشورهای منطقه و حتی اروپا را تحتالشعاع قرار داده است.
بحران اخیر نهادههای کشاورزی ثابت کرد که امنیت غذایی، خاکریزی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد به طوری که وابستگی شدید محصولات استراتژیک مانند گندم و برنج به مشتقات گاز طبیعی و مسیرهای ترانزیتی انرژی، «اوره» را از یک کالای کشاورزی به یک ابزار قدرت سیاسی تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید:
واعظی: آمریکا و اسرائیل روی بسته شدن تنگه هرمز حساب باز نکرده بودند و غافلگیر شدند
رویترز در گزارش اخیر خود اعلام کرد که حدود یکسوم تجارت جهانی «اوره» که یکی از مهمترین نهادههای کود است از تنگه هرمز عبور میکند، و قیمت آن اکنون حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است و علاوه بر آن، اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع و سایر مواد شیمیایی مرتبط، زنجیره تأمین کشاورزی را تحت فشار قرار داده است.
رویترز درادامه اعلام کرد : کشورهایی مانند هند و استرالیا که به شدت به واردات کود و انرژی از این مسیر وابستهاند، با افزایش شدید هزینهها مواجه شدهاند. در استرالیا، قیمت اوره در برخی موارد به بیش از ۱۱۰۰ دلار در تن رسیده است که این وضعیت کشاورزان را با انتخابهای دشوار مواجه میکند و آنها یا باید مصرف کود را کاهش دهند که به افت تولید منجر میشود، یا به سمت کشت محصولات کمنیازتر به کود حرکت کنند اما در سطح کلان، دولتها ممکن است که برای کنترل بازار، صادرات مواد غذایی را محدود کنند؛ اقدامی که پیشتر در بحرانهای مشابه نیز دیده شده است.
گزارش رویترز نشان داد که افزایش قیمت اوره فراتر از یک نوسان ساده در بازار نهادههای کشاورزی است؛ چراکه به طور مستقیم در افزایش تورم مواد غذایی اثرگذار است و از آنجایی که حدود یکسوم تجارت جهانی اوره از تنگه هرمز عبور میکند هرگونه تنش در این منطقه یا اختلال در صادرات گاز طبیعی به عنوان ماده اولیه اصلی تولید اوره، زنجیره تأمین را به شدت تحت فشار قرار میدهد.
اما از آنجایی که کود اوره پرمصرفترین کود نیتروژنه در جهان است و افزایش قیمت آن مستقیماً هزینه تمامشده محصولات استراتژیک مانند گندم، ذرت و برنج را بالا میبرد همچنین زمانی که کشاورزان توان خرید کود را نداشته باشند، یا مصرف را کاهش میدهد که به افت تناژ تولید منجر می شود و یا به سمت کشت محصولات کمبازدهتر میروند که هر دو حالت منجر به کاهش عرضه جهانی و جهش قیمتها میشود.
نویسنده: علی الوندی
























































