تیتربرتر؛ پدیده خطرناک اما به ظاهر پر زرق و برق و حقیقت تلخ ، در کشور حال رشد چشمگیر است. "شوگر ددی" رابطهای که با اسمی بزکشده قبح فروپاشی اخلاق و نابودی ارزش های انسانی را کاور کرده است.
این روزها دختران دهه هشتادی به امید رفاه سریع، جذب مردان دهه شصتی و حتی دهه پنجاهی هم سن پدرانشان میشوند که تنها ابزارشان پول و قدرت است در نتیجه دخترانی که به کالا تبدیل میشوند و نسلی جوانی که ارزشهای واقعی را به پای مصرفگرایی و نمایش نابود می کند.
امروزه آژیر خطر در جامعه به صدا در آمده، موضوع حیاتی که دشمنان این مرز و بوم هزینه های هنگفتی در راستای انحطاط نسل جوان بویژه و فروپاشی تحکیم بنیان خانواده صرف کردند در حال به ثمر نشستن است.
ریشه این معضل فقر، بیکاری، نبود آینده شغلی، فروپاشی اعتماد اجتماعی، و نظام فرهنگی که فقط روی ثروت،زندگی های لاکچری و تیپ ظاهری را ارزشگذاری میکند.
وقتی جوان تحصیلکرده سالها پشت در بسته کار بلا تکلیف می ماند، وقتی دختران جوان با تحصیلات عالیه بیش از توانشان پابه پای مردان در کارگاهها و مجموعه ها کار می کنند در نهایت حقوق ناچیز در حد کارگر خدماتی دریافت می کنند ، وقتی توانمندی و هوش و ذکاوت جوانان نادیده گرفته می شود، وقتی خانوادهها از نقش اصلی خود در تربیت و راهنمایی فرزندان غافل میشوند، وقتی فضای مجازی مدام سبک زندگی تجملی و لاکچری، رویای زندگی در برج های سربه فلک کشیده دبی و امارات و زندگی به سبک کشورهای به ظاهر متمدن غربی را تبلیغ میکند، وقتی رسانه های ملی نیازهای واقعی جوانان را مطالبه نمی کنند ،طبیعی است که بخشی از نسل جدید راه میانبر را انتخاب کند.
این انتخاب، به چه قیمتی ؟!فروختن ارزش های انسانی ؟! سقوط جامعه به جاده سراشیبی و انحطاط ؟فروپاشی و نابودی بنیان خانواده سالم ؟!.واقعا چه کسانی مسبب این معضل و آسیب بزرگ اجتماع هستند؟!
آقایان مسوول ، متولیان فرهنگی ،خانواده های محترم، این معضل صرفاً یک انتخاب شخصی یا رفتار حاشیهای نیست این نشانه بیماری عمیق جامعه است. جامعهای که به جای پرورش استعدادها، توجه ویژه به خواسته ها و نیازهای آنها، جوانانش را به حال خود رها کرده، و به جای ساختن آینده روشن، آنها را به سمت بیراهههای خطرناک سوق داده است.
اگر امروز به این زنگ خطر توجه نشود، فردا باید منتظر نسلی باشیم که دیگر به عشق، تعهد و مسوولیت پذیری و تشکیل خانواده و حتی تلاش برای زندگی و روابط سالم اعتقادی ندارد.
آقایان مسوول جوانان را دوباره به آینده امیدوار کنید، فرصت های شغلی واقعی نه شعار برای جوانان ایجاد کنید، آموزش مهارتهای زندگی و شغلی در مدارس و دانشگاهها را بطور جدی و فراگیر در اولویت قرار دهید ،برای کنترل ونقد جدی فرهنگ مصرفگرایی در جامعه دست یاری به سوی رسانه های متعهد و دلسوز دراز کنید .
خانوادههای محترم از سکوت بیرون بیایید،فرزندتان را تنها رها نکنید ، با گفتوگو، دوستی و آگاهیبخشی، جلوی لغزش او را بگیرید.
و در نهایت، مسوولان فرهنگی به جای پاک کردن صورت مسئله، شجاعانه بپذیرید که این بحران نتیجه بیتوجهی به نیازها و دغدغههای نسل جوان در جامعه امروزی است.
واقعیت را بپذیریم "شوگر ددی" یک مد زودگذر نیست، زنگ هشدار سقوط اخلاق و ارزشهای انسانی است اگر امروز به جای انکار، دست به اصلاح نزنیم، فردا برای بازسازی آنچه از هم پاشیده، دیر خواهد بود. جامعهای که آینده نسل جوانش را جدی نگیرد، محکوم به تکرار از این دست بحران های تکان دهنده است .

























































