پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: سه شنبه, ۰۸ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۵ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۲۹ نوامبر ۲۰۲۲ میلادی
یکشنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ ۱۵:۵۶
۳
۰
نسخه چاپی

محمدحسین شهریار کیست؟ /زندگینامه محمدحسین شهریار

محمدحسین شهریار کیست؟ /زندگینامه محمدحسین شهریار
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار، شاعر ایرانی بود. او اهل تبریز بود و به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است.

تیتربرتر:  شهریار بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل شهره بود و از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ و فردوسی داشته‌است.

در ادامه به جزئیات بیشتری از زندگی و پیشه وی می پردازیم:

  • نام اصلی : محمدحسین بهجت تبریزی
  • نام مستعار : شهریار
  • متولد : 11 دی 1285 تبریز
  • مرگ : 27 شهریور 1367 (82 سالگی) تهران

 بیوگرافی کامل محمدحسین شهریار

شهریار
شهریار

 

 سید محمدحسین بهجت تبریزی متولد 11 دی 1285 متخلص به شهریار شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبان های فارسی و ترکی آذربایجانی ، شعر سروده است.

  • زمینه فعالیت : ادبیات
  • پیشه : شاعر و ادیب
  • مدرک تحصیلی : مراحل پایانی پزشکی
  • سالهای فعالیت : 1308 تا 1367
  • والدین : میرآقا بهجت خشگنابی معروف به سیداسماعیل موسوی
  • همسر : عزیزه عبدالخلقی
  • فرزندان : شهرزاد ، مریم و هادی بهجت تبریزی

تحصیل کرده مدرسه دارالفنون و دانشجوی انصرافی پزشکی در ترم آخر می باشد که با سرودن شعر فارسی شروع کرد تا اینکه با اشعار ترکی به اوج شهرت رسید.

ایشان در نواختن سه تار نیز مهارت داشت.

 مطالب مرتبط:

خانواده و والدین

نام اصلی اش سید محمدحسین بهجت تبریزی است و در تبریز در خانواده ای بستان آبادی (روستای خُشگِناب بستان آباد) به دنیا آمد ، اما بخاطر شیوع بیماری در روستای پدری اش خشگناب در بستان آباد بزرگ شد

پدرش میرآقا بهجت خشگنابی در تبریز وکیل و مادرش خانم ننه خانه دار بود، شهریار بجز خود پنج برادر و هفت خواهر داشت.

از قرائت قرآن تا شاعری

با قرائت قرآن ، ترسل و نصاب و گلستان سعدی در مکتب خانه و نزد پدرش تحصیل را آغاز کرد تا اینکه با دیوان حافظ آشنا و به شعر و ادبیات علاقمند شد.

خود می گوید : هر چه دارم همه از دولت حافظ دارم.

از مدرسه تا مهاجرت به تهران

شهریار تحصیلات کلاسیک خود را در مدرسه متحده و سیکل را در مدرسه فردوسی تبریز به پایان رساند تا اینکه سال 1300 وقتی 15 ساله بود برای ادامه تحصیل راهی تهران شد.

ورود به پزشکی و طب

در تهران تحصیلات متوسطه را در دارالفنون گذراند سپس وارد مدرسه طب شد و بعد از 5 سال بعنوان افسر ارتش در دانشکده افسری رشته پزشکی اسم نویسی کرد.

مشکلات رشته پزشکی

او که علاقه ای به رشته پزشکی نداشت می گوید بعد از هر عمل جراحی که انجام می دادم، احساس ضعف می کردم و حالم بهم می خورد.

در چنین موقعیتی بود که ناگهان عشق جانسوزی او را گرفتار کرد.

انتشار اولین کتاب

شهریار در سال 1308 وقتی 23 ساله بود اولین کتاب شعر خود را به کمک دوست صمیمی اش ابوالقاسم شیوا منتشر کرد و از آن پس با بزرگان هنر و ادب همنشین شد.

ماجرای عاشقی استاد شهریار از زبان پسرش

شهریار جوان در همان ابتدای تحصیل خود در رشته پزشکی و روزی که همراه استاد صبا و استاد ملک الشعراء در یک مغازه نشسته بودند و آتش بازی را تماشا می کردند ، چشمش به دختری بلند قد و بسیار زیبا افتاد که با شور و شوق آتش بازی را تماشا می کرد و او با یک نگاه عاشق و دلبسته دختر جوان می شود.

نام این دختر زیبا ثریا بود و او فرزند یک سرهنگ ارتش بود اما شهریار در اشعارش همیشه او را «پری» نامیده است. او اشعاری مانند «غوغا می کنی» را درباره عشق خود به ثریا سروده است.

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

از تیر کج تابی تو ، آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می کنی

امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن؟

در گوشه ی میخانه هم ما را تو پیدا می کنی!

ما «شهریارا» بلبلان دیدیم بر طرف چمن

شور افکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی

 شهریار و ثریا چند سال با یکدیگر نامزد بودند. اما در نهایت آن دختر با چراغعلی سالار حشمت معروف به امیراکرم(پسر عموی رضا شاه) ازدواج می‌کند.

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

در نهایت بهمین خاطر شهریار یکسال مانده به فارغ التحصیلی، درس را کنار گذاشت.

این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی گشود و مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند

مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام

تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

سفر به خراسان

شهریار بعد از عشق نافرجام در سال 1310 وقتی 25 ساله بود با کمک استاد کمال الملک نقاش معروف به نیشابور رفت و تا سال 1314 در سازمان اسناد این شهر مشغول بکار شد.

بیماری و دیدار دوباره با ثریا

در اواخر سال 1314 بود که شهریار بخاطر بیماری به تهران اعزام شد، ثریا که از حال شهریار دورادور باخبر بود به دیدن وی در بیمارستان رفت که آنجا بود شهریار این غزل را ساخت :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

در نهایت محمدحسین بهجت تبریزی بعد از درمان همان تهران ماندگار و در بانک کشاورزی استخدام شد اما دیگر ارتباطی با ثریا نداشت.

سرپرستی برادرزاده ها

بعد از مرگ برادرش بخاطر بیماری تیفوس، شهریار سرپرستی 4 فرزند او را برعهده گرفت به همین علت تا مدت ها قید ازدواج را زد تا بتواند برادر زاده هایش را سر و سامان دهد.

حیدربابایه سلام

حیدر بابایه سلام
حیدر بابایه سلام

 

شهریار تا مدت ها به سرودن شعر فارسی ادامه داد تا اینکه مادرش از او خواست اشعاری بسراید که هم خودش و هم سایر همشهریانش بفهمند.

این درخواست چنان او را تحت تاثیر قرار داد تا اینکه شاهکار ادبیات آذربایجان بنام حیدربابایه سلام را بین سال های 1329 تا 1330 خلق کرد.

این منظومه ترکی تاکنون به 90 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

بازگشت به تبریز

شهریار در سال 1332 بعد از 33 سال دوری از تبریز که حالا آوازه شهرت او به زادگاهش رسیده بود با استقبال عجیب مردم وارد این شهر شد.

وضعیت ازدواج و همسر محمدحسین شهریار

استاد شهریادر در نهایت بعد از یکسال زندگی در تبریز سال 1333 وقتی 48 ساله بود با نوه دختر عمه اش خانم عزیزه عبدالخلقی که 21 ساله بود ازدواج کرد.

بعد از انقلاب تا بیماری

شهریار بعد از انقلاب 1357 چندین شعر در مدح جمهوری اسلامی سرود تا اینکه سال 1366 وقتی 81 ساله بود بخاطر بیماری ریوی در بیمارستان بستری شد.

درگذشت

  بعد از هشت ماه به دستور آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت با هواپیما به تهران اعزام و در بیمارستان مهر بستری شد اما معالجات افاقه نکرد.

در نهایت بعد از مدت ها تحمل بیماری صبح 26 شهریور 1367 در 82 سالگی بخاطر ایست قلبی درگذشت، یک روز بعد بنا به وصیت به تبریز منتقل و در مقبره الشعرا دفن شد.

ماجرای شعر علی ای همای رحمت

آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل می کند روزی در خواب شاعری بنام شهریار را نزد امیرالمومنین (ع) می بینید که در مدح او شعر می سراید.

آن شعر هم همان شعر معروف علی ای همای رحمت بود.

ایشان می فرماید بعد از اتمام شعر شهریار، از خواب بیدارم شدم اما چون شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پیگیر او شدم و خواستم از جانب من او را به قم دعوت کنند.

چند روز بعد شهریار آمد و دیدم همان کسی است که در خواب دیدم، از او پرسیدم این شعر علی ای همای رحمت را کی ساخته ای؟

شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد شما از کجا خبر دارید؟! این شعر را نه به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام!

بعد از توضیحات آیت الله مرعشی در مورد خواب خود، دو طرف احساسی و منقلب می شوند تا اینکه مشخص می شود تاریخ و ساعت سرودن شعر مقارن با ساعتی بوده که آیت الله خواب آن را دیده است.

شهریار و معشوقه اش (مرگ ثریا)

هادی بهجت تبریزی پسر استاد می گوید : بعد از غالب آمدن پسر عموی رضا شاه که رقیب عشقی پدرش در ماجرای ثریا بود، او وی را به نیشابور تبعید کرد.

رابطه ثریا و شهریار بنا به گفته او صرفا با ارسال دو نامه توسط ثریا در سال 1348 بوده که پدرش هم در جواب آنها غزل های مشهور خود را ارسال کرده است.

در نهایت بنا بر گفته اطرافیان ثریا هفت سال بعد از مرگ شهریار، تقریبا در سال 1374 فوت کرده است و هیچ تصویر و عکسی از وی موجود نیست.

انتشار برخی تصاویر از عشق قدیمی شهریار در اینترنت و حتی رسانه های مهم خبری کذب بوده و آن تصاویر متعلق به یک زن قاجاری می باشد.

 آنچه دیگران می خوانند:

 



+ 3
مخالفم - 3
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری