پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۰ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۰۳ اوت ۲۰۲۶ میلادی
شنبه, ۰۱ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۱۴
۱۳
۰
نسخه چاپی

تصمیم جدید آمریکا برای ایران، روسیه و چین چیست؟ / بایدن چه خوابی برای خاورمیانه دیده است؟

تصمیم جدید آمریکا برای ایران، روسیه و چین چیست؟ / بایدن چه خوابی برای خاورمیانه دیده است؟
جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در اجلاس امنیتی آسپن گفت که بایدن متعهد است که در خاورمیانه برای ایران، چین و روسیه خلأ باقی نگذارد.

به گزارش تیتربرتر؛ جیک سالیوان از تصمیم جو بایدن برای خروج از افغانستان دفاع کرد و گفت که با گذشت یک سال از این تصمیم، رئیس‌جمهور معتقد است که تصمیم او درست بوده است.

تصمیم جدید آمریکا برای ایران، روسیه و چین چیست؟ 

او درباره تحولات اوکراین گفت که امنیت «ولودیمیر زلنسکی»، رئیس‌جمهور اوکراین «مسئله‌ای است که ما را نگران می‌کند.» سالیوان گفت: «او یک رهبر جنگی است که در حال مقابله با دشمنی در روسیه است که بی‌رحم و متجاوز است و برای انجام هر کاری توانمندی دارد.»

جیک سالیوان تأکید کرد جو بایدن گفته آمریکا موشک‌های دوربردی با برد ۳۰۰ کیلیومتر را در اختیار اوکراین قرار نخواهد داد. او مدعی شد شکاف بین اهداف ولادیمیر پوتین در اوکراین و توانمندی روسیه برای دستیابی به آنها با گذشت هر ماه بیشتر و بیشتر می‌شود.

روسیه از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ (پنجم اسفند ماه ۱۴۰۰) بعد از به رسمیت شناختن استقلال دو جمهوری لوهانسک و دونستک از اوکراین، به این منطقه نیرو اعزام کرد و از آغاز «عملیات ویژه نظامی در اوکراین» خبر داد.

روسیه هدف خود را از این اقدام، نازی زدایی اوکراین، خلع سلاح این کشور، رفع نگرانی‌های امنیتی خود و اجابت درخواست کمک لوهانسک و دونستک اعلام کرده و گفته است که قصد تصرف اراضی اوکراین را ندارد.

دولت اوکراین اما استقلال دونستک و لوهانسک را به رسمیت نشناخته و حضور نظامی روسیه را «تجاوز و حمله به تمامیت ارضی« خود خوانده است.

به دنبال آغاز درگیری روسیه با اوکراین، کشورهای غربی ضمن محکوم کردن مسکو و تشدید فشارهای اقتصادی، حمایت‌های همه جانبه سیاسی، مالی، تسلیحاتی از کی‌یف را در دستور کار قرار داده‌اند.

به رغم حمایت‌های غربی‌ها، در صحنه میدانی روسیه توانسته لوهانسک در منطقه شرقی دونباس اوکراین را به کنترل خود درآورده و در تلاش برای تسلط بر همه مناطق دونتسک است.

سرنوشت برجام چه می شود؟

ناصر هادیان، تحلیلگر مسائل استراتژیک و استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران درباره راهکارهای پیش روی دوطرف برای نجات برجام با روزنامه اعتماد مصاحبه کرده است.

بخشهایی از مصاحبه را می خوانید: بیش از یک سال از آغاز مذاکرات برای احیای برجام در دولت‌های دوازدهم و سیزدهم می‌گذرد اما خبری از حصول توافق نیست. چرا به‌رغم اراده سیاسی دو طرف برای حصول این توافق، این امر تاکنون حاصل نشده است؟

می‌توان از دلایل متعددی برای عدم توافق سخن گفت که در این فرصت نمی‌توان به همه آنها پرداخت.در دوره‌ای امریکایی‌ها تصور می‌کردند ایران برای رسیدن به این توافق مستاصل است و همین تحلیل اشتباه باعث شد دیر به این جمع‌بندی برسند که ایران مستاصل نیست و در نتیجه پای میز مذاکره حاضر شدند. البته امریکا در آن زمان هم حاضر نبود هزینه‌های لازم برای احیای برجام را پرداخت کند. در آن دوره، مذاکرات در واپسین ماه‌های دولت حسن روحانی انجام شد اما به تحولات ناشی از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران برخورد کرده و به یک بحث سیاسی در داخل کشور تبدیل شد، در نتیجه همه منتظر ماندند تا تغییر دولت در ایران رخ بدهد.

مطالب مرتبط:

با روی کار آمدن تیم جدید، آنها باید نشان می‌دادند که ایران مستاصل رسیدن به توافق نیست و البته متفاوت از تیم قبل هم برخورد می‌کند. شاید این تیم تجربه لازم را در سطوح بالا نداشتند (البته منظور من فقط مذاکره‌کنندگان نیستند و تصمیم‌گیران هم مدنظر من هستند) و فکر می‌کردند که می‌توان به نحو دیگری برخورد کرد. در نتیجه مدت زمانی برای بازگشت به میز مذاکره طول دادند و زمانی که بازگشتند ظاهرا تحت‌تاثیر این بودند که حتما فاصله‌ای میان خود و تیم قبلی مذاکره‌کننده بگذارند و همزمان به دنبال دستاوردهایی بودند که قابل دفاع هم باشد. این مسائل مقداری روند کار و حصول نتیجه را پیچیده می‌کرد.بعد از اینکه تیم جدید مذاکره‌کننده مدتی بر سر جزییاتی نظیر متن‌نویسی وقت گذراندند چرا که متن‌نویسی را دستاورد مهمی تصور می‌کردند در نهایت توانستند به یک چارچوب برای توافق دست پیدا کنند.

در دولت جدید عبارت‌هایی نظیر ضرورت انتفاع اقتصادی ایران از برجام یا رسیدن به توافقی خوب را بسیارمی‌شنویم و شما هم درمصاحبه‌ای که دی‌ماه 1400 باهم داشتیم مختصاتی برای یک توافق خوب ترسیم کردید. چقدر در مذاکرات انجام شده طبق این مختصات پیش رفتیم و آیا هنوز هم همان ابتکارها را کارآمد می‌دانید؟

من هم در گذشته در زمان تیم قبل و هم از زمان روی کار آمدن تیم فعلی مذاکره‌کننده، پیشنهادهایی را برای رسیدن به توافق داده بودم . از جمله این پیشنهادات نگهداری اضافات سانتریفیوژها و اورانیوم غنی‌شده در ایران، نحوه راستی‌آزمایی برای تامین منافع تهران از احیای برجام، ابتکارهایی برای پرداخت خسارت و مباحثی درباره مکانیسم ماشه بود.در مقابل آن ایران می‌توانست با اضافه کردن به بندهای غرب یا تعهداتی جدید در حوزه نظارت یا کاهش توانمندی هسته‌ای موافقت کند.

من بخشی از تعلل تیم جدید را به حساب کم‌تجربه بودن مذاکره‌کنندگان می‌گذارم اما مساله اینجا است که این تیم امروز و در حالی که چندماه از آغاز مذاکره گذشته تازه به دنبال اکتساب ضمانت‌هایی هستند که در آن مقطع من گفته بودم.

صحبت‌هایی که آقایان خرازی، امیرعبداللهیان و شمخانی درباره رسیدن به یک توافق پایدار مطرح می‌کنند همان بحث ضمانت است که می‌تواند حدی از پایداری را به یک توافق ببخشد. در آن زمان من تاکید کردم که اگر ایران این پیشنهادها را بدهد توافق ماندگارتر خواهد شد اما باید برای رسیدن به این توافق ایران هم امتیازهایی بدهد. در حقیقت یک مذاکره جدید به حساب می‌آمد اما در آن زمان فرصت بود که با امریکایی‌ها این کار را پیش ببریم و امروز آن زمان از دست رفته است.

امروز محل نزاع چیست؟

یک پای دعوای امروز همان بحث دریافت ضمانت‌هایی است که به پایداری و ماندگاری توافق نهایی منتهی شده و آن را به اصطلاح به یک توافق خوب تبدیل می‌کند. تیم جدید از اشراف کافی به بحث‌ها برخوردار نبوده و همزمان کسی را هم نداشت که مواضع ایران را به جهان توضیح بدهد و بگوید که حرف ایران چیست در نتیجه آنچه به نفع ما بود به ضرر ما و علیه ما تبدیل شد. به زبان دیگر طرف امریکایی کاملا توانست موضوع را در چارچوب اهداف مد نظر خود قالب‌بندی و روایتش را غالب کرده و ادعا کند این ایران است که با امتناع از پاسخ مثبت دادن پای میز اعلام توافق نمی‌نشیند.

درصورتی که ما نباید فراموش کنیم که این امریکا بود که از توافق خارج شده و نقض عهد کرد.این امریکا بود که سایر کشورهای دنیا را وادار کرد برخلاف قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کنند. مهم نیست که سایرین در حرف چه می‌گفتند بلکه مهم این است که آنها در عمل مجبور شدند به دستورات ترامپ عمل کنند. حالا امریکا می‌گوید ما به دنبال بازگشت به برجام هستیم. نخست آنکه آنها می‌توانستند همان هفته اول آغاز به کار دولت جو بایدن در کاخ سفید به توافق بازگردند اما این کار را انجام نداد.

اکنون حق مطالبه‌گری در اختیار ایران است و حرف تهران این است که ما نقض‌کننده توافق نبودیم بلکه شما با خروج از آن نقض عهد کردید. پس از 2015 تاکنون یک اتفاق مهم رخ داده که تبعات گسترده‌ای داشته و آن‌هم خروج امریکا از برجام است که در ظاهر یک عبارت است اما ایران با محافظه‌کارترین تخمین‌ها بیش از 240 میلیارد دلار خسارت دیده و علاوه بر این خسارت مادی بسیاری از ایرانی‌ها به دلیل تحریم و تبعات آن جان خود را از دست داده‌اند.

مساله دیگر این است که ایران اعتماد خود را از دست داد. بسیاری از کسانی که در ایران موافق بهبود رابطه ایران با غرب بودند در نتیجه اقدام امریکا بی‌اعتبار شدند. در ایران ما فقط شاهد تغییر دولت نبودیم بلکه یک تغییر حاکمیت اساسی شکل گرفت و در نتیجه یکی دیگر از اثرات این اقدام ترامپ، تاثیر آن بر تحولات سیاست داخلی در ایران بود. امروز اگر ایران از توافق پایدار سخن می‌گوید یا به دنبال یک توافق مانا است به این دلیل است که امریکا مسیر اعتمادسازی که با برجام ریل‌گذاری شده بود را از بین برد. ایران و طرف مقابل برای رسیدن به برجام مانند هر توافق دیگری به وجود حداقلی از اعتماد نیاز داشتند که این حداقل دیگر وجود ندارد و این یکی از شرایط متفاوت در 2022 با 2015 است. اروپایی‌ها که باید این مساله را درک کنند یا سکوت می‌کنند یا با امریکا همراهی می‌کنند.

بنابراین نگرانی امروز ایران کاملا درست است به خصوص که کاندیداهای اصلی جمهوری‌خواهان در انتخابات آتی 2024 به صراحت تهدید و تاکید می‌کنند که در صورت پیروزی در این انتخابات باز از توافق هسته‌ای با ایران خارج خواهند شد. با شرایطی که امروز در جامعه امریکا شاهد آن هستیم این گروه شانس خوبی هم برای پیروزی دارند.

طرف مقابل ادعا می‌کند مطالبه‌های ایران در راستای رسیدن به توافقی ماندگار فراتر از برجام هستند .

من بارها به دوستان مذاکره‌کننده در دولت‌های قبل و فعلی تاکید کردم که حرف ایران باید این باشد که ما یک کلمه کمتر یا بیشتر از برجام نمی‌خواهیم اما می‌خواهیم مطمئن شویم که این توافق پایدار و مانا خواهد بود. این بدان معنا است که ما باید این نگاه را به دنیا بفروشیم که ایران به دنبال احیای کامل همان برجام است.

نکته دیگری که شاهد آن هستیم تغییر مطالبه و ادبیات جو بایدن است. در ابتدا او از لزوم رسیدن به توافقی طولانی‌تر و قوی‌تر با ایران سخن می‌گفت اما می‌بینیم که دیگر در ادبیات او چنین چیزی به چشم نمی‌خورد. چرا؟ آنها از این خواسته دست نکشیده‌اند بلکه منتظر هستند تا آنچه سرمایه استراتژیک ایران می‌خوانند و عمدتا اورانیوم غنی شده 20 و 60 درصد است را از ایران گرفته و پس از آن برای مطرح کردن توافقی جدید با بندهای قوی‌تر و طولانی‌تر اقدام کنند.

من کمترین ابهامی ندارم که همین تیم جو بایدن پس از حصول توافق احیای برجام، باز هم به سراغ ایران برای تمدید توافق یا رسیدن به توافقی جدید در مسیر تداوم محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران خواهد آمد.

من به امریکایی‌ها می‌گویم که سوال در ایران این نیست که آیا ما به برجام بازگردیم یا نه بلکه این است که آیا ما بهتر نیست تا زمانی که این سرمایه استراتژیک را در اختیار داریم درباره توافقی قوی‌تر و طولانی‌تر که قرار است شش ماه پس از احیای برجام درباره آن بحث شود، صحبت کنیم یا در مسیر احیای برجام قد بگذاریم و پس از آنکه دولت امریکا مساله توافقی قوی‌تر و طولانی‌تر را مطرح کرد آن زمان درباره آن بحث کنیم. این سوال اساسی است که تصمیم‌گیر و استراتژیست مملکت را درگیر خود کرده است.

در ایران گفته می‌شود که ما در حال انباشت اورانیوم غنی‌شده 20 درصد و 60 درصد هستیم و این طرف مقابل را تحت فشار قرار داده و باعث شده دایما با نگرانی سوال کند که زمان به اصطلاح گریز هسته‌ای ایران چقدر شده است؟ اما اگر ما طبق برجام این مواد را خارج کردیم، اهرمی در اختیار ما نخواهد بود که با آن طرف مقابل را تحت فشار قرار بدهیم. مساله اینجا است که امروز شش ماه یا بیش‌تر نیست که زمان در اختیار داشته باشیم و بتوانیم درباره جزییات توافق قوی‌تر و طولانی‌تر با طرف مقابل گفت‌وگو و تبادل نظر کنیم.

آنچه دیگران می خوانند:

گزارش از علیرضا یوسفی



+ 13
مخالفم - 11
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری