تیتربرتر: رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون که این روزها در آسایشگاه کهریزک به سر میبرد، و خبر غم انگیز اینجاست که این بار، او فیلم بازی نمی کرد و روایت زندگی و در دل واقعی خود را به دوربین می گفت: مرا اینجا رها کرده و رفته اند، اینجا برایم مثل زندان است، نجاتم دهید! نیوشا ضیغمی به این روایت دردناک واکنش نشان داده که در ادامه می بینید.
واکنش نیوشا ضیغمی به حضور رضا رویگری در سالمندان
نیوشا ضیغمی با انتشار یک استوری ابراز همدردی با رضا رویگری داشته که در استوری بیان کرده است:
دیدن این تصاویر و شنیدن حرف های شما حالم را دگرگون کرد
چه دنیای عجیبی!!
چی شد که ما به اینجا رسیدیم؟؟
از اونجایی که خیلی از هنجارها از یادمان رف و ناهنجارها برایمان عادی شد؟
از اونجا که مفهوم عش و خانواده را از یاد بردیم؟
از اونجا که انسان ها برایمان حکم کالا را پیدا کردند و هر زمان فرسوده شدند دورشان انداختیم؟؟
از اونجا که فقط برایمان منفعت لحظه ای مهم شد؟؟
کاش یادمان بماند که مرز بین داشتن و نداشتن، بودن و نبودن خطی ست از مو باریک تر
شاید این فردای یکی از ما باشد.
ماجرای زندگی رضا رویگری
واقعیت ماجرا بر ما پوشیده است و نمی دانیم چه اتفاقاتی افتاده که این هنرمند سرشناس سینمای ایران، سر از خانه سالمندان درآورده و اینک از مردم می خواهد نجاتش دهند.
سوالی که بعد از انتشار این ویدئو در افکار عمومی پیش آمده این است که خانواده او چه کسانی هستند؟
رضارویگری، پیشتر با "فرشته میرهاشمی" زندگی مشترک داشت. همسر سابق اش، روان شناس بود ولی سپس از هم جدا شدند و رویگری در سال 1392 و در سن 67 سالگی با "تارا کریمی" ازدواج کرد؛ ازدواجی که بسیار جنجالی شد چرا که همسر جدید او، 23 سال داشت و 43 سال از او کوچک تر.
خود رویگری در این باره گفته است: چندسال پیش برای برنامه ای به شیراز رفته بودم. تارا یک دوست به نام ستاره داشت که دوست مشترکمان محسوب می شد. ستاره به تارا گفت که یک دوست هنرپیشه ام برای چند روز به شیراز می آید و اسم من را برد، تارا هم گفت که تا به حال اسمش را نشنیده و نمی شناسمش! به هرحال ستاره و تارا برای استقبال من به فرودگاه آمدند و همانجا برای اولین بار همدیگر را دیدیم. تا من را دید، گفت آقای رویگری چقدر شما خوش تیپ هستید! همانجا بود که عشق شوری در میان ما نهاد!
در این سال ها، چند باری هم که رویگری درباره همسرش تارا کریمی حرف زده، او را ستوده، مخصوصاً بعد از این که پس از سکته مغری رویگری پرستاری اش را می کرده است.
با این حال، او در ویدئویی که از کهریزک منتشر کرده، گفته است که همسرش سیمکارت اش را برداشته و یک سیمکارت ایرانسل داخل گوشی اش گذاشته و او قادر به ارتباط با کسی نیست ( و البته ما فقط روایتگر گفته های رویگری هستیم و طبیعتاً بی اطلاع از آنچه بین این دو گذشته است).
از سکته مغزی تا خانه سالمندان
این بازیگر سرشناس، 5 سال قبل سکته مغزی کرد و از آن زمان تا کنون درگیر درمان بوده است.
او سال های سختی را پشت سر گذاشت. خودش در این باره می گوید: این روزها در خانهام و مریض و وضع مالی خوبی هم ندارم. فیزیوتراپی و هزینه اجاره خانه و هزینههای روزمره زندگی توان من را گرفته و روزهای سختی را میگذرانم.
ویگری ادامه می دهد: هیچکس در این روزها حالی از من نپرسیده است، انگار نه انگار اصلا من وجود دارم و هنوز نفس میکشم. تا وقتی که میتوانستم کار کنم از من کار کشیدند و حالا که به سختی راه رسیدهام گوشه خانه افتادهام و کسی خبری از من نمیگیرد. این همه سال برای هنر و فرهنگ این مملک و مردم خوبم زحمت کشیدم، اما در آخر این وضعیت من است.
و ناگهان خبر رسید که در خانه سالمندان کهریزک رهایش کرده اند...
مطالب مرتبط:
رضا رویگری و مشکلات او
این بازیگر قدیمی و ۷۶ ساله از مدتها قبل با یکسری مشکلات جدی درگیر بوده و این نهاد صنفی برای کمک به او کارهایی را انجام داده است.
رویگری که گویا از ماهها قبل مشکلات شخصی و خانوادگی هم داشته، در سالهای اخیر بارها به مشکلات مالی خود اشاره و حتی سال ۱۳۹۹ اعلام کرد که حدود ۵۰۰ میلیون تومان بابت بازی در کارهای تلویزیونی و سینمایی طلب دارد، اما نمیتواند آنها را وصول کند. در آن مقطع شورای عالی تهیهکنندگان سینما اعلام کرد که اگر او رونوشت قراردادهای خود را برای شورا ارسال کند طلبهایش در سینما مطالبه خواهد شد. البته بعد از آن خبری منتشر نشد تا مشخص شود این کار از سوی هر دو طرف انجام شده است یا خیر.
بازیگر فیلم «بوتیک» که این ساختهی حمید نعمتاله را بهترین کار سینمایی خود میداند، اوایل دهه ۹۰ دچار سکته مغزی شد و بعد از آن شرایط جسمی چندان مساعدی نداشت و چند بار از هزینههای سنگین فیزیوتراپی گله کرد. با این وجود در یکی دو سال گذشته نقشهایی را در برخی پروژهها ایفا کرد از جمله سکانسی کوتاه در فیلم «شادروان» که تا همین یک ماه قبل روی پرده سینماها بود. او در نشست خبری این فیلم در جشنواره فجر سال گذشته بیان کرد که دوست دارد فیلم خود را که در واقع فلشبک به زندگی خودش است، بسازد و این را به نوعی وصیت خود میدانست و ابراز امیدواری کرد، یکی از کسانی که جایزه میبرد به او پول بدهد تا فیلمش را بسازد.
وی چند روز بعد از جشنواره فیلم فجر، به اختتامیه جشنواره تئاتر فجر رفت و با دریافت جایزهای در آنجا تقدیر شد. رویگری در آن مراسم یادآور شد که این اولین جایزه او بوده و تا به حال حتی یک کارت "ده آفرین" هم نگرفته است.
ازیگر فیلمهای «اجاره نشینها»، «شب بیست و نهم»، «دلشکسته» و سریال تاریخی «مختارنامه» که زمستان سال گذشته برای بازی در یک نقش فیلم «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی جلوی دوربین رفت، در موقعیتهای مختلف از اینکه رسیدگیهای لازم به هنرمندانی چون او که پس از سالها کار دچار مشکلات مالی هستند و هیچ حمایت و مزایایی برای بازنشستگی ندارند، انتقاد کرده بود.
حرفهای رضا رویگری روی تخت آسایشگاه کهریزک مشخص نمیکند که حضور ناخواستهاش در آنجا بابت مشکلات مالی است یا خانوادگی یا هر دو، اما هر چه باشد از تلخی و تأسف انتشار این تصویر -که ای کاش به این شکل اتفاق نمیافتاد- کم نمیکند بویژه آنکه هنرنمایی او در بازیگری و صدای دلنشینش با سرود معروف «الله الله» هنوز در ذهن و خاطر بسیاری از تماشاگران و علاقهمندانش زنده است و فیلمهای دیگری هم با بازی این هنرمند در راه است.
رویگری با نشستن در مقابل این دوربین، خاطره مهری مهرنیا را بیش از بقیه زنده کرد؛ بازیگری که حدود ۱۵ سال قبل در همین آسایشگاه گله میکرد و میگفت: « به من گفتند برای ۱۰ - ۲۰ روز به آنجا میبریمت تا حوصلهات سر نرود، اما آمدیم و دیگر ماندگار شدیم.»
آثار سینمایی رضا رویگری
- هرماس (۱۳۹۹)
- دختران هم می میرند (۱۳۹۸)
- زهرمار (۱۳۹۷)
- به وقت طلاق (۱۳۹۷)
- لازانیا (۱۳۹۶)
- همه چی عادیه (۱۳۹۵)
- خوب، بد، جلف (۱۳۹۴)
- فیلسوفهای احمق (۱۳۹۴)
- رفقای خوب (۱۳۹۳)
- دوربین (۱۳۹۳)
- سکه (۱۳۹۳)
- ۳۶۰ درجه (۱۳۹۳)
- باورم کن (۱۳۹۳)
- قرار بعدی همانجا (۱۳۹۲)
- شاباش (۱۳۹۱)
- چهارباندی (۱۳۹۱)
- گناهکاران (۱۳۹۰)
- راه بهشت (۱۳۹۰)
- صداست که میماند (۱۳۹۰)
- یک داستان عاشقانه (۱۳۹۰)
- اخراجیها ۳ (۱۳۸۹)
- شور شیرین (۱۳۸۸)
- زمهریر (۱۳۸۸)
- پشت در خبری نیست (۱۳۸۸)
- موج سوم (۱۳۸۷)
- چشمک (۱۳۸۷)
- دل شکسته (۱۳۸۶)
- قرنطینه (۱۳۸۶)
- مجنون لیلی (۱۳۸۶)
- جنایت و جنحه (۱۳۸۴)
- ستارهها ۱: ستاره میشود (۱۳۸۴)
- بوتیک (۱۳۸۲)
- شک (۱۳۸۰)
- مسافر ری (۱۳۷۹)
- جوانی (۱۳۷۷)
- شیخ مفید (۱۳۷۴)
- بلوف (۱۳۷۲)
- آلما (۱۳۷۱)
- خوش خیال (۱۳۷۱)
- طعمه (۱۳۷۱)
- ماه عسل (۱۳۷۱)
- مردی در آینه (۱۳۷۱)
- افسانه مه پلنگ (۱۳۷۰)
- خانه خلوت (۱۳۷۰)
- دیدار در استانبول (۱۳۷۰)
- آخرین مهلت (۱۳۶۹)
- دخترم سحر (۱۳۶۸)
- رانده شده (۱۳۶۸)
- شب بیست و نهم (۱۳۶۸)
- وسوسه (۱۳۶۸)
- شاخههای بید (۱۳۶۷)
- سرزمین آرزوها (۱۳۶۷)
- غریبه (۱۳۶۶)
- کانی مانگا (۱۳۶۶)
- اجارهنشینها (۱۳۶۵)
- یوزپلنگ (۱۳۶۴)
- عقابها (۱۳۶۳)
آنچه دیگران میخوانند:
نویسنده: علیرضا یوسفی

























































