برای محاسبه تولید ناخالص داخلی دو روش وجود دارد یکی استفاده از ارزش اسمی نرخ ارز است. یعنی تولیدات ده سال کشور در بازار جهانی چه میزان ارزش داشتهاند. روش دیگر استفاده از روش نابرابری قدرت خرید است. معنی نابرابری خرید این است که چه مقدار پول در کشور ایکس قدرت خریدی به اندازه همان مقدار در دیگر کشورها دارد. سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و کتاب واقعیتهای جهان سیا هر دو آمار را با هم ارائه میدهند.
برای مثال تولید سرانه ایران بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول در سال 2017 معادل 5200 دلار (رتبه 201 دنیا) و بر اساس ارزش اسمی بودهاست اما بر مبنای قدرت نابرابری خرید، درآمد سرانه ایران معادل 100دلار (رتبه 1289 دنیا) بودهاست.
رابطه تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه
میتوان با تسهیل دستیابی به تکنولوژیهای بالاتر، آلودگی محیط زیست را کاهش دهد و از طرفی با افزایش فعالیتهای صنعتی و تولیدی به تخریب هرچه بیشتر آن بیانجامد.
سرانه تولید ناخالص داخلی، ارزش تمامی کالاهای تولید داخلی و خدمات مربوط به آنها در طول سال است که به دلار آمریکا تبدیل و بر متوسط جمعیت آن کشور در همان سال تقسیم شدهاست. این فهرست برآورد تا سال ۲۰۱۵ میلادی و نرخ ارز دلار آمریکا است.
به گفته سازمان ملل متحد، متوسط درآمد سرانه ایرانیان در سال ۲۰۱۸ از بسیاری از کشورهای اروپایی نیز بالاتر است.
درآمد سرانه ایران چگونه است

ایران با متوسط درآمد سرانه ۱۹ هزار و ۱۳۰ دلار در رده شصت و سوم جهان ایستاده است. این درآمد سرانه از کشورهایی چون آرژانتین، بلغارستان، مکزیک، آذربایجان، تایلند، چین، برزیل، صربستان، آفریقای جنوبی، اندونزی و اکوادور بالاتر است.
بیشترین درآمد سرانه در منطقه و در جهان در اختیار قطر با ۱۱۶ هزار و ۸۱۸ دلار است و پس از این کشور، لیختن اشتاین با ۹۷ هزار و ۳۳۶ دلار، سنگاپور با ۸۲ هزار و ۵۰۳ دلار، برونئی با ۷۶ هزار و ۴۲۷ دلار و کویت با ۷۰ هزار و ۵۲۴ دلار در رده های دوم تا پنجم قرار دارند.
در بین سایر کشورهایی که رتبه بالاتری از ایران داشتهاند، درآمد سرانه نروژیها ۶۸ هزار و ۱۲ دلار، اماراتیها ۶۷ هزار و ۸۰۵ دلار، آمریکاییها ۵۴ هزار و ۹۴۱ دلار، عربستانی ها ۴۹ هزار و ۶۸۰ دلار، آلمانیها ۴۶ هزار و ۱۳۶ دلار، فرانسویها ۳۹ هزار و ۲۵۴ دلار، انگلیسیها ۳۹ هزار و ۱۱۶ دلار، ترکها ۲۴ هزار و ۸۰۴ دلار و روسها ۲۴ هزار و ۲۳۳ دلار بوده است.
لازم به ذکر است متوسط درآمد سرانه ناخالص از تقسیم تولید ناخالص داخلی سالانه بر جمعیت کشورها به دست میآید و طبیعی است که کشورهای با جمعیت کشور در این رتبه بندی میتوانند در ردههای بالاتر قرار گیرند.
ثروت سرانه کدام کشورها بالاست

بر مبنای سرانه تولید ناخالص داخلی بر حسب دلار
۱- لوکزامبورگ
متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور کوچک اروپای غربی 31 درصد بالاتر از رده دوم است. لوکزامبورگ که تنها 998 مایل مربع مساحت دارد، با سرانه تولید ناخالص داخلی 105 هزار و ۷۱۲.۹۸ دلاری در صدر ایستاده است.
۲- سوئیس
یکی از پیشرفتهترین نظامهای اقتصادی جهان که علاوه بر نظام مالی برتر خود به خاطر ساعتها و شکلاتهایش نیز معروف است. متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور 80 هزار و ۶۴۲.۵۸ دلار است.
۳- نروژ
یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان که بزرگترین صندوق ثروت جهان با ارزش 1 تریلیون دلار را در اختیار دارد. متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور 75 هزار و ۵۱۳.۶۴ دلار است.
۴- ایسلند
جمعیت این کشور تنها اندکی از 300 هزار نفر بیشتر است با این حال متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور 72 هزار و ۳۸۹.۸۷ دلار است.
۵- ایرلند
متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشور 68 هزار و ۷۲۲.۵۸ دلار است.
۶- قطر
یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز و نفت در جهان که با سرانه متوسط 62 هزار و ۸۲۶.۰۶ دلار در رده ششم جهان ایستاده است.
۷- سنگاپور
یکی از رو به رشدترین اقتصادهای جهان که همواره در رده بندیهای مربوط به بهترینها در بین بهترین کشورها قرار دارد. متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور 59 هزار و ۹۹۰.۰۶ دلار است.
۸- آمریکا
با وجود داشتن بیش از 400 میلیون جمعیت، این کشور با سرانه تولید ناخالص داخلی 59 هزار و 895 دلاری جز 10 کشور جدول است.
۹- دانمارک
سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور 57 هزار و ۳۸۰.۲ دلار است.
۱۰- استرالیا
یکی از بزرگترین مراکز کشاورزی جهان با سرانه تولید ناخالص داخلی 55 هزار و ۹۵۷.۷۲ دلار، دهمین کشور این رده بندی است.
چالش درآمد سرانه ایران

روش دیگری نیز برای برآورد تولید ناخالص داخلی وجود دارد: محاسبه آن به شیوه «برابری قدرت خرید». چرا که ارزش یک کالا یا خدمت بخصوص بر اساس دلار آمریکا در خود آمریکا و بر اساس معادل ریالی دلار در ایران برابر نیست. این موضوع برای کشورهای دیگر نیز صادق است. برای نمونه با یک دلار که هم اکنون معادل ۱۳۰ هزار ریال است، در ایران میتوان پنج قرص نان خرید یا پول تاکسی برای فاصله مشخصی را پرداخت، اما برای نمونه ارزش همان پنج قرص نان یا کرایه تاکسی در آمریکا میتواند سه دلار، در بریتانیا چهار دلار و در چین ۱.۵ دلار باشد.
نرخ برابری قدرت خرید، نرخ ارزی است که براساس آن پول یک کشور به پول کشور دیگر برای خرید حجم مشخص کالاها و خدمات در هر دو کشور تبدیل میشود.
البته در غیاب سیستمی شفاف، عدم حضور شرکتها و سازمانهای بینالمللی حسابرسی و رتبهبندیاتکای آنها به آمارهای دولت، بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران، نرخ تورم بالا، تلاطمهای چشمگیر ارزی و چند نرخی بودن ارز، یارانهها و غیره باعث شده است که ارزیابی سازمانهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، اوپک و غیره از تولید ناخالص داخلی ایران در هر دو روش محاسبه متفاوت باشد و در برخی سالها مانند اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد اختلاف چند برابری داشته باشد.


























































