کم نیستند افرادی که می گویند ملت ایران باید به خود ببالند که در یک دهه دو انقلاب بزرگ و یک جنبش فراگیر ملی کردن صنعت نفت را در کارنامه خود دارند.

مشروطه ایرانی چه بود و از آن چه بر جا ماند؟

وقتی می گوییم انقلاب مشروطه در نظر میگیریم جنبشی را که 25 سال آخر حکومت ناصرالدین شاه فعال بوده در ذائقه فکری جامعه ایران و حالا چرا به آن می گویند انقلاب،قبل از آنکه انقلاب مشروطه را یک انقلاب سیاسی بدانیم،هدف مهم انقلاب مشروطه ایجاد پارلمان بود و مسئله قانون در ایران بود پیام اصلی انقلاب مشروطه این بود.اما آن بخش مخفی مانده تا به امروز به آن نپرداخته اند جنبه تمدنی و فرهنگی انقلاب مشروطه است.
انقلاب شد برای اینکه بنیان های ذهنی جامعه ی ما را تکان دهد.نخستین بار مفهوم تازه ای از ملت فرق می کند که این مفهوم با مفهوم سنتی اش زمین تا آسمان فاصله دارد!یعنی مردم صاحب حق و حقوقی می شوند برای اولین بار نقد ادبی در ایران باب می شود.مهم تر از همه نگاه تحلیلی به تاریخ ایران را آغاز می کند.ما با نویسندگانی رو به رو می شویم که سعی می کنند تاریخ ایران را به کلی بررسی کنند،البته این بررسی ها هم ممکن است ایراداتی داشته باشد.عده ای تاریخ ایران باستان را و عده ای دیگر تاریخ بخش ایران اسلامی را مورد اهمیت قرار می دهند.
آنچه که مهم است:
نمایشنامه در معنای جدید
داستان نویسی در معنای جدید
سینما در معنای جدید
نظام آموزش و پرورش در معنای جدید
همه موارد ذکر شده در انقلاب مشروطه به عنوان مدنیت بودند که به دنبالش بودند و به دست آوردند،یعنی در زندگی سیاسی ما خیلی تاثیرات مثبتی داشته و تا به امروز هم نقش این انقلاب مشروطه هنوز هم وجود دارد.در زمینه های تاریخ ،ادبیات و فرهنگ.
چه شد که انقلاب مشروطه هدفمند شد؟

جامعه ایران قبل از مشروطه اکثریت بی سواد بودند و زمانی که روزنامه و کتبی چاپ می شد باید فرد با سوادی برای آن ها می خواند،برای آن افراد بی سواد انقلاب مشروطه باعث دگرگونی در معنای نظام جامعه ایران شد که به هدفمندی رسید و اکثریت جامعه آن را فهمیدند و به عنوان پدر انقلاب ایران تا به آن روز مشروطه را پذیرفتند و مایه پیشرفت در جامعه و هدفمندی شد.
آیا مشروطه یک زایمان زودرس بود؟

تا به امروز به خیلی از خواسته های انقلاب مشروطه دست پیدا نکرده ایم،هنوز ارگان هایی در کشور هستند که مستقل نیستند و یا مطبوعات رسالت آزاد اندیشی ندارند و مستقل نیستند و خیلی از آنها رو به انحطاط هستند.ولی هنوز بخش هایی از انقلاب مشروطه جزوی از خانواده ی جامعه امروز ما هست،جزء وجدان مردم ما هست و خواهان مسائل هستیم اما اینکه انقلاب مشروطه یک زایمان زودرس بود یک مسئله عامه فهم نبود.
در قانون اساسی مشروطه برای دیدن یک نکته مسئله کاربرد زبان آن دوره خیلی مهم می باشد.در قانون اساسی گفته می شود که اهالی ایران در برابر قانون دولتی مساوی الحقوق هستند ، در برار قانون ملتی مساوی الحقوق نیستند.
چه اقشاری در انقلاب مشروطه سهیم شدند و چه درکی از مشروطه داشته اند؟

مردم مجلس را خانه ملت می دانستند ؛ مردم روستایی می دانستند که انقلاب مشروطه می تواند به داد آن ها برسد و مجلس هم مدتی این نقش را بازی می کرد و مدتی به داد مردم روستایی می رسید و مشکلات مردم را می خواست حل کند ولی اینکه از افرادی در مجلس می خواستند به عنوان مثال : گاو ما دزدیده شده شما کمک کنید
این روشنگر همه ی قضایا نیست.مردم در آن دوران در شب نامه های خود مجلس را مورد نقد قرار می دادند.
آیا سه رکن روحانیت ، تجار و روشن فکران به درک مشترکی از انقلاب مشروطه رسیده اند؟
اگر نگاه به سیر اتفاقاتی که افتاد و جنگ داخلی شکل گرفت نگاه کنیم می بینیم که؛ شیخ فضل الله نوری از یک سو و تندرو ها که عموما از تبریز و آذربایجان بودند از سوی دیگر مشهود می توان گفت که این ها به یک نقطه مشترک نمی رسند.
مانند هر جنبشی دیگری زمانی که آغاز می شوند هر کدام سعی دارند و می خواهند سیستم را اصلاح کنند.زمانی که به این نتیجه می رسند که حال چه چیزی به توافق برسند نتیجش می شود : به توپ بستن مجلس،تسخیر شدن تهران
روشن فکران از آزادی زنان صحبت می کردند ولی روحانیت مخالف آزادی زنان بود.در حالی که زن ها نقش مهمی در انقلاب مشروطه داشتند.
نتیجه گیری
روشنفکران ایرانی برای اینکه حکومت استبدادی قاجار را از میان بردارند به عقاید روحانیون روی آوردند و روحانیون وارد یک بازی سیاسی شدند و برای اینکه نظرات روحانیون را جلب کنند مفاهیم مشروطیه را به سوی مفاهیم اسلامی بردند و به آیات و احادیث تطبیق دادند و تاریخچه اسلامی برای آن درست کردند.
امروزه زمانی که از مجلس شورای اسلامی صحبت می شود.همه ی سران قوه از یک نفر به نام ولی فقیه پیروی می کنند.
خبرنگار: امیرحسین بزلی


























































