
در دنیایی که بازار به سمت تایرهای پرزرق و برق آلترین و مادترین با آجهای خشن و دیوارههای تقویتشده رفته، تایر H/T همچنان منطقیترین و پرفروشترین انتخاب برای کاربری واقعی اکثر رانندگان ایرانی باقی مانده است. تایر H/T را میتوان نسخه تورینگ دنیای شاسیبلندها دانست.
سازندگان این تایرها تلاش کردهاند تمام ویژگیهای یک تایر سواری راحت را به دنیای خودروهای سنگینتر منتقل کنند. تفاوت اصلی آن با تایر سواری معمولی در شاخصهای فنی است؛ به دلیل وزن بیشتر شاسیبلندها و وانتها، شاخص باربری در این تایرها بالاتر و شاخص سرعت معمولا کمی پایینتر در نظر گرفته میشود، اما از نظر فلسفه طراحی، هدف کاملا مشابه است؛ آسایش، پایداری در سرعت بالا، دوام و ایمنی.
راز اصلی این آسایش در الگوی آج نهفته است. برخلاف تایرهای آلترین که آجهای بلوکی جدا از هم و با فاصله زیاد دارند و تایرهای مادترین که آجهای عمیق و خشن برای چنگ زدن به گل و لای دارند، تایر H/T از طرحی متقارن با شیارهای محیطی پیوسته و شیارهای ریز عرضی به نام سایپ استفاده میکند. دیواره شانه بسته است و نسبت لاستیک به فضای خالی بسیار بالاست. اگر بخواهیم به زبان عدد صحبت کنیم، نسبت فضای خالی در تایر H/T تنها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از سطح آج است؛ درحالی که این عدد در تایر آلترین به ۲۵ تا ۳۵ درصد و در مادترین به بیش از ۴۰ درصد میرسد. همین تماس بیشتر لاستیک با جاده باعث میشود چسبندگی در مسیر خشک وتر به شکل قابل توجهی افزایش یابد.
این طراحی سه مزیت بزرگ به همراه دارد که در آمارها نیز خود را نشان میدهد. نخست صدای کمتر است. تایر H/T به دلیل بلوکهای به هم پیوسته و عدم لرزش آج، سطح نویز حدود ۶۵ تا ۶۸ دسیبل تولید میکند که تقریبا نصف صدای یک تایر آلترین با نویز ۷۰ تا ۷۴ دسیبل است. همین موضوع در سفرهای طولانی بزرگراهی خستگی راننده را بهشدت کاهش میدهد. دومین مزیت ترمزگیری بهتر در باران است. شیارهای محیطی عمیق آب را از زیر تایر خارج میکنند و سایپهای موجدار چسبندگی را افزایش میدهند. بررسیها نشان میدهد فاصله ترمزگیری تایر H/T از سرعت صد کیلومتر تا توقف کامل بین سه تا ده متر کوتاهتر از تایر آلترین است؛ اختلافی که میتواند مرز بین حادثه و ایمنی باشد. سومین مزیت مصرف سوخت و دوام است. مقاومت غلتشی پایینتر به دلیل سفتی بهینه آج باعث میشود خودرو راحتتر بغلتد و مصرف سوخت بین سه تا پنج درصد کمتر از تایر آلترین باشد. از سوی دیگر ترکیب لاستیکی سختتر، کمربندهای فولادی مقاوم و ساختار بهینه برای دفع حرارت باعث میشود عمر این تایرها به ۸۰ تا ۱۳۰ هزار کیلومتر برسد؛ درحالی که تایرهای آفرودی معمولا بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار کیلومتر عمر میکنند.
تایرهای مطرح این کلاس مانند میشلن Defender LTX M/S2، جنرال Grabber HTS60 با فناوری DuraGen و نیتو Dura Grappler با الگوی چند شیاری به هم پیوسته، همگی همین منطق را دنبال میکنند. این تایرها دارای گارانتی کارکرد تا ۶۵ تا ۷۵ هزار مایل هستند و برای استفاده در تمام فصول با قابلیت عبور از برف سبک طراحی شدهاند.
اما این تایر بینقص نیست و شناخت محدودیتهای آن به اندازه مزایایش اهمیت دارد. دیواره تایر H/T نسبت به نمونههای آلترین و مادترین ضعیفتر است و فاقد تقویت سه لایه برای مقاومت در برابر بریدگی سنگها است. به همین دلیل استفاده از آن در مسیرهای سنگلاخی، گلی عمیق یا شنهای نرم میتواند به آسیب جدی منجر شود. همچنین این تایر برای چسبندگی در گل و لای طراحی نشده و قابلیت خودتمیزشوندگی آج را ندارد. مطالعات در نیوزیلند نشان داده که ۸۰ تا ۹۰ درصد مالکان شاسیبلند هرگز از جاده آسفالت خارج نمیشوند و عملا با انتخاب تایر آلترین، هزینه، صدا و مصرف سوخت بیشتر را بدون استفاده واقعی از توان آفرودی پرداخت میکنند.
بنابراین انتخاب نهایی به الگوی رانندگی باز میگردد. اگر بیش از ۸۰ درصد رانندگی شما در شهر، جاده و بزرگراه است و تنها گاهی در جاده خاکی کوبیده یا کمپهای سبک تردد میکنید، تایر H/T بهترین توازن میان راحتی، ایمنی، مصرف سوخت و هزینه را ارائه میدهد. این تایر حتی در آسفالت مرطوب و شنهای فشرده نیز عملکرد بهتری از تایرهای آفرودی دارد. اما اگر آخر هفتهها به طور مرتب به مسیرهای آفرودی چالشی، کویر و جنگل میروید، باید سراغ آلترین بروید و اگر مسیر شما صرفا گل و لای و سنگ است، مادترین انتخاب نهایی است. تایر H/T یادآور این نکته است که بهترین تایر، پرزرق و برقترین نیست، بلکه مناسبترین تایر برای کاربری واقعی خودرو است.
























































