
تیتربرتر، انتقال لیونل مسی به MLS و کریستیانو رونالدو به لیگ برتر فوتبال عربستان در سال۲۰۲۳فقط ۲انتقال بزرگ نبود؛ نقطهای بود که نگاه ستارههای فوتبال جهان را به این دو لیگ تغییر داد. بعد از ورود این دو، نامهای بزرگی به آمریکا و عربستان رفتند. مسی نشان داد یک ستاره میتواند لیگ را جذاب کند و رونالدو نشان داد یک ستاره میتواند قیمت یک لیگ را تغییر دهد.
آمریکا:
۲۰۲۳ - لیونل مسی (اینترمایامی)، سرخیو بوسکتس (اینترمایامی) و جوردی آلبا (اینترمایامی)
۲۰۲۴ - لوئیس سوارس (اینترمایامی)، هوگو لوریس (لسآنجلس اف سی)، اولیویه ژیرو (لسآنجلس اف سی)، مارکو رویس (لسآنجلس گلکسی)، امیل فورسبرگ (نیویورک رد بولز) و چوپو موتینگ (نیویورک رد بولز)
۲۰۲۵ - رودریگو دیپائول (اینترمایامی)، سون هیونگ مین (لسآنجلس اف سی) و توماس مولر (ونکوور وایتکپس)
۲۰۲۶ - آنتوان گریزمان (اورلاندو سیتی)، رابرت لواندوفسکی (شیکاگو فایر)، کاسمیرو (اینترمایامی)، سرخیو رگیلون (لسآنجلس گلکسی)، تیمو ورنر (لسآنجلس اف سی) و سرخی روبرتو (لسآنجلس گلکسی)
عربستان:
موج اول (۲۰۲۳) و شوک اولیه:
کریستیانو رونالدو (النصر)، کریم بنزما (الاتحاد - سپس الهلال)، نیمار (الهلال)، سادیو مانه (النصر)، ریاض محرز (الاهلی)، روبرتو فیرمینو (الاهلی)، انگولو کانته (الاتحاد)، جردن هندرسون (الاتفاق)، مارسلو بروزویچ (النصر)، روبن نوس (الهلال)
آیمریک لاپورت (النصر)، سرگئی میلینکویچ-ساویچ (الهلال)، الکساندر میتروویچ (الهلال)، کالیدو کولیبالی (الهلال) و ادوارد مندی (الاهلی)
موج دوم (۲۰۲۴ به بعد) - تثبیت و سرمایهگذاری هدفمند:
ژائو فلیکس (النصر)، داروین نونیس (الهلال)، تئو ارناندس (الهلال)، ماتئو رتگی (القادسیه)، کینگزلی کومان (الهلال)، جان دوران (النصر)، موسی دیابی (الاتحاد)، مالکوم (الهلال)، اوتاویو (النصر)، کریسنسیو سامرویل (الهلال)، نبیل فکیر (ابها)، دیون لوپی (الاتحاد) و اینیگو مارتینس (النصر)
نکته: با گذشت زمان، باشگاههای سعودی رویکرد خود را کمی تغییر دادند و به سمت جذب ستارههای جوانتر یا خرید بازیکنان بزرگ از یکدیگر حرکت کردند.
مقایسه با دوران قبل از مسی
پیش از مسی، لیگ MLS هم ستارههای بزرگی را بهخود دیده بود، اما نه تا این حد و در یک بازه زمانی کوتاه. در دوران قبل، چهرههای شاخصی مثل دیوید بکام (۲۰۰۷)، تیری آنری (۲۰۱۰)، کاکا (۲۰۱۴) و زلاتان ابراهیموویچ (۲۰۱۹) به این لیگ رفتند. زلاتان با ۵۲گل در ۵۶بازی، یکی از بهترین عملکردهای تاریخ MLS را ثبت کرد. با این حال، ورود آنها هرگز موجی از ستارههای همتراز خود را به همراه نداشت.
اما ورود مسی، یک «اثر پروانهای» در بازار نقلوانتقالات ایجاد کرد. او نهتنها خودش در این لیگ حاضر شد، بلکه دوستان و همتیمیهای سابقش را نیز با خود به این لیگ کشاند. در اصل، این مسی بود که بهدنبال دوستانش آمد. دیوید بکام برای آنکه کاپیتان آرژانتین را متقاعد کند، آلبا، بوسکتس و سوارس را هم آورد تا مسی در آمریکا تنها نماند. بهدنبال او ستارگانی که در اوج یا نزدیک به اوج هستند و نه فقط در انتهای دوران حرفهایشان هم به این لیگ رفتند، البته بیشتر آنها در حال حاضر سن بازنشستگی خود را سپری میکنند. چه قبل از مسی و چه اکنون، آمریکا بهعنوان ایستگاه پایانی بازیکنان فوتبال شناخته میشود.
تأثیر اقتصادی
تأثیر مسی فقط به جذب ستاره محدود نشد. این لیگ از نظر اقتصادی و رسانهای نیز دگرگون شده است.
- ارزش باشگاهها: اینترمایامی با ارزشی معادل ۱.۳۵ تا ۱.۴۵میلیارد دلار، بهعنوان باارزشترین باشگاه MLS شناخته میشود و از باشگاههای سنتی مثل لسآنجلس اف سی و LA Galaxy پیشی گرفته است. این ارزش در زمان قبل از ورود مسی، حدود ۵۸۵میلیون دلار بود.
- درآمد باشگاه: درآمد اینترمایامی از ۵۶میلیون دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۲۰۰میلیون دلار در فصل ۲۰۲۵-۲۶رسیده است.
- جذب سرمایهگذار و مخاطب: علاقهمندان و سرمایهگذاران بیشتری به سمت MLS جذب شدهاند. با این حال، باید توجه داشت که میانگین بینندگان MLS در پلتفرم اپلتیوی، حدود ۱۲۰هزار نفر در هر مسابقه در سال ۲۰۲۵ بوده که نسبت به ۳۴۳هزار نفر در دوران پخش از شبکههای تلویزیونی (ESPN در ۲۰۲۲) کاهش داشته است، هرچند که این کاهش بهدلیل انتقال به مدل اشتراکی و پولی است.)
غیر از مسی
البته شاید منصفانه نباشد که همه این اتفاقات را به پای مسی بنویسیم. فوتبال در آمریکا مدتهاست علاقهمندان زیادی پیدا کرده است. مورینیو زمانی که در چلسی بود، یکبار در تور پیشفصل در آمریکا گفت که خوشحال است میبیند آمریکاییها به این رشته علاقه پیدا کردهاند، اما این را هم بدانند که تیمها در تور پیشفصل و دوره بدنسازی هستند.
چر ا عربستان؟
در سوی دیگر جهان، کریستیانو رونالدو با انتقال به النصر در ژانویه ۲۰۲۳، یک انقلاب مشابه به آنچه در آمریکا اتفاق افتاد، اما با الگویی متفاوت در فوتبال عربستان ایجاد کرد. ورود او در واقع آغاز یک انقلاب واقعی در لیگ حرفهای عربستان بود. پیش از او ستارههای محلی نظیر ماشاریپوف جذب باشگاههای عربی میشدند یا برزیلیهای گمنام. رونالدو به جایی رفت که از نظر آب و هوایی و از آن مهمتر، از لحاظ مسائل حقوق بشری، جذابیتی برای بازیکنان و حتی علاقهمندان فوتبال نداشت.
پیش از آن چهرههایی نظیر تونی کروس حتی جامجهانی قطر را هم میخواستند تحریم کنند، چه برسد به اینکه به عربستان بروند که سابقه و وجهه خرابتری نسبت به قطر در افکار عمومی جهان داشت.
بنابراین، شاید بتوان گفت تأثیر رونالدو روی ستارگاه فوتبال برای انتقال به عربستان خیلی بیش از تأثیر مسی روی بازیکنان برای مهاجرت به آمریکا بوده است. ستارههایی که راهی آمریکا میشوند، البته غیراز خود مسی، دیگر در اروپا مشتری ندارند، اما امثال ژائو فلیکس، ایوان تونی، تئو ارناندس، کینگزلی کومان و... که هنوز در اروپا مشتری داشتند یا اینیگو مارتینس که بازیکن فیکس و رهبر خط دفاعی بارسای هانزی فلیک بود، به عربستان رفتند. البته منتی هم نیست؛ آنها پول خوب میگیرند و به باشگاههای مبدأ نیز خیر میرسانند. بازیکنانی که راهی آمریکا میشوند، معمولا رایگان هستند. باشگاههای آمریکایی هزینهای برای خرید بازیکن نمیکنند و فقط دستمزدشان را میپردازند یا یکی مثل بکام یا مسی را در سهام باشگاه شریک میکنند. اما عربها گاهی برای یک بازیکن ۹۰میلیون یورو هزینه میکنند.
تفاوت در الگو و انگیزه
با وجود شباهتها، تفاوتهای بنیادینی در این دو موج وجود دارد:
الگوی جذب:
MLS (با مسی) : جذب دوستان و همتیمیهای مسی و ستارههای اروپایی که بهدنبال چالش جدید در فضایی رقابتی هستند.
لیگ عربستان (با رونالدو) : جذب گسترده با پول نفت و قراردادهای نجومی، با رویکرد ویترین کردن فوتبال.
کیفیت و سن ستارهها:
MLS: ترکیبی از ستارههای سنبالا یا در دوران بازنشستگی است. بهطور مثال، لوییس سوارس که از ۲سال پیش پزشکان او را از فوتبال منع کردهاند، اما به عشق همبازی بودن با مسی همچنان ادامه میدهد.
لیگ عربستان: قبلا ستارهها در انتهای دوران حرفهای به این لیگ میرفتند اما در حال حاضر، استعدادها و حتی پدیدههایی نظیر جان دوران یا سامرویل و... در تیمهای این کشور بازی میکنند.
انگیزهها:
MLS: هیچکدام از این بازیکنان برای رضای خدا موش نمیگیرند و آنها آمدهاند پول دربیاورند. انگیزه بازیکنان شاغل در آمریکا، هم پول است، هم لذت بردن از دوران بازنشستگی و زندگی در آمریکا.
لیگ عربستان: غیراز پول، بازیکنان مسلمان این انگیزه را دارند تا در کنار خانه خدا به فوتبال ادامه دهند. کریم بنزما یکی از دلایل پیوستنش به الاتحاد (و سپس الهلال) را همین موضوع عنوان کرد.
رقابتپذیری لیگ:
MLS: رقابتپذیرتر و متعادلتر؛ فقط ۲۸درصد از ارزش کل باشگاهها در اختیار ۴تیم برتر است که نشان میدهد قدرت در لیگ پخش شده.
لیگ عربستان: ناپایدار و متمرکز؛ ۷۶درصد از ارزش نقلوانتقالات لیگ در اختیار ۲۸درصد از باشگاههاست، که نشاندهنده شکاف عمیق طبقاتی و تمرکز ثروت در چند تیم خاص است.
زیرساخت و اهداف:
MLS: توسعه درازمدت، ساخت استادیومهای جدید و بهبود آکادمیها (مانند Miami Freedom Park برای اینترمایامی).
لیگ عربستان: هدف اصلی، میزبانی جامجهانی۲۰۳۴ و تبدیل شدن به یک قطب فوتبالی با سرمایهگذاریهای کلان و آنی.
سرمایهگذاری باشگاهی:
MLS: سرمایهگذاریهای قابل توجه اما همراه با سقف بودجه که مانع از تمرکز بیش از حد قدرت میشود.
لیگ عربستان: هزینههای هنگفت و بدون محدودیت که باعث ایجاد تیمهای کهکشانی و در عین حال ناپایدار شده است.
۲سیستم خرید متفاوت
عربستان سعودی: با یک مدل «مادرخرجی متمرکز» توسط صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) شروع کرده است و بودجههای کلانی را در اختیار چند باشگاه بزرگ (النصر، الهلال، الاتحاد، الاهلی) قرار میدهد. اما این مدل در حال تغییر است و PIF اخیرا ۷۰درصد از سهام الهلال را به یک شرکت خصوصی فروخته تا به سمت باشگاهداری حرفهای و پایدارتر حرکت کند.
این صندوق بودجههای کلانی را برای خرید بازیکنان در اختیار باشگاهها قرار میدهد. بهعنوان مثال، برنامههایی برای جذب ۵۰بازیکن خارجی در اوج آمادگی پس از جامجهانی۲۰۲۶ وجود داشته است. صندوق سرمایهگذاری البته توجه بیشتری به الهلال نشان میدهد و ترکیب بهتری را برای این باشگاه فراهم میکند که همین صدای دیگر باشگاهها را درآورده است.
آمریکا:
برعکس عربستان، MLS با یک ساختار «تکنهاد» شروع کرد که در آن خود لیگ مالک تمام تیمها و مسئول خرید بازیکنان بود. هدف اصلی از این سیستم، کنترل هزینهها و جلوگیری از ورشکستگی باشگاهها بود، سرنوشتی که برای لیگ قبلی آمریکا (NASL) رقم خورد. اما از سال۲۰۰۷ با معرفی قانون «بازیکن اختصاصی»، باشگاهها بهتدریج استقلال یافتند و امروزه خودشان مسئول جذب ستارهها هستند، البته همچنان با سقف بودجه که مانع از تمرکز بیش از حد قدرت میشود.




















































