
جعفر حقپناه، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ترکیه خبرآنلاین اظهار داشت: ترکیه بازمانده یک امپراتوری است که در مناطق پیرامون خود در گذشته ردپایی داشته و به نوعی، بهخصوص طی دو دهه گذشته، سودای بازگشت به آن مناطق در قالب تزها و دکترینهای مختلف توسط سیاستمداران ترکیه مطرح شده است.
خبرآنلاین - محمد عارف معزی: امضای پیمان دفاعی مشترک مکه، حضور ترکیه در این سازوکار و پیامدهای آن برای معادلات امنیتی منطقه را به موضوعی قابل تأمل تبدیل کرده است. حضور ترکیه را میتوان بیش از آنکه ناشی از دغدغههای امنیتی مستقیم این کشور بدانیم، در چارچوب نقشآفرینی یک قدرت منطقهای و تلاش آنکارا برای اثرگذاری بر ترتیبات امنیتی پیرامون خود ارزیابی کرد؛ بهویژه آنکه ترکیه سالهاست از چتر امنیتی ناتو برخوردار است. در عین حال، تهدیدهای ترکیه، پاکستان و عربستان یکسان نیست و هر یک اولویتهای امنیتی متفاوتی دارند، هرچند در برابر برخی تهدیدات نامتقارن با یکدیگر اشتراکاتی دارند.
از سوی دیگر، تبدیل شدن عربستان و ترکیه به همپیمانان نظامی، با توجه به سابقه رقابت و اختلاف میان دو کشور، پرسشهایی درباره میزان کارآمدی و دوام این پیمان ایجاد کرده است. تجربه پیمانهای امنیتی پیشین در خاورمیانه نیز نشان میدهد که نبود پیوندهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اعتماد متقابل میتواند مانع کارآمدی چنین ائتلافهایی شود. برای ایران نیز عضویت ترکیه در پیمان مکه الزاماً تهدید نظامی جدیدی ایجاد نمیکند، اما میتواند نشانهای از افزایش واگرایی منطقهای باشد. همچنین ظرفیت این پیمان برای بازدارندگی در برابر اسرائیل و تبدیل شدن آن به حلقهای میان عربستان و ناتو همچنان محل تردید است.
در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین، جعفر حقپناه، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ترکیه، به بررسی جزئیات این اتفاق پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی «خبرآنلاین» با جعفر حقپناه، تحلیلگر مسائل ترکیه را میخوانید.
ترکیه میخواهد ترتیبات امنیتی منطقه را تا حدودی به نفع خود تنظیم کند/ عضویت ترکیه در ناتو، دغدغه امنیتی مستقیم این کشور را کاهش داده است
*** روز جمعه پیمان دفاعی مشترک مکه به امضا رسید، از نظر شما دلایل حضور کشور ترکیه در این پیمان دفاعی چیست و چه دلایلی باعث شده است که ترکیه بهمثابه یک قدرت منطقهای، در معادلات نظامهای امنیتی پیرامون خود تلاش کند تا نقش فعال و مؤثری را بر عهده بگیرد؟
برای ترکیه، پاکستان و عربستان از ناحیه گروههای غیردولتی، تهدیداتی مشترک وجود دارد. ترکیه به نظر میرسد همچنان از ناحیه جنبش کردی احساس تهدید دارد. برای پاکستان، تهدیدات هم داخلی است؛ از ناحیه گروههای افراطی داخلی و همچنین از ناحیه طالبان و تیتیپی در پاکستان و طالبان در افغانستان. برای عربستان نیز، برای مثال، جنبش انصارالله و حوثیهای یمن همین وضعیت را دارنداین مسئله بیشتر ناشی از همان مختصات قدرت منطقهای ترکیه است تا دغدغههای امنیتی مستقیم این کشور. زیرا دستکم از حدود ۷۰ سال پیش، ترکیه بهعنوان عضوی از ناتو، یک چتر امنیتی فراگیر و قابل اتکا بالای سر خود داشته است و از این جهت، نگرانی عمدهای بابت تهدید از ناحیه دولتها ندارد.
اما ویژگی قدرتهای منطقهای این است که میتوانند بر ترتیبات و پویشهای امنیتی پیرامون خود تأثیر بگذارند و آنها را تا حدودی به نفع خود تنظیم کنند. حتی میتوانند معادلات ناشی از حضور قدرتهای جهانی را نیز به نوعی تحت تأثیر قرار دهند.
به هر حال، باید این موضوع را نیز اضافه کنیم که ترکیه بازمانده یک امپراتوری است که در مناطق پیرامون خود در گذشته ردپایی داشته و به نوعی، بهخصوص طی دو دهه گذشته، سودای بازگشت به آن مناطق در قالب تزها و دکترینهای مختلف توسط سیاستمداران ترکیه مطرح شده است.
به این جهت، شاهد هستیم که ترکیه به هر حال در حال احیای همان نقشی است که طی دهههای گذشته به شکل کلاسیک ایفا میکرد. شاهد هستیم کسانی که برای مثال در پیمان سعدآباد، پیمان بغداد و همینطور پیمان سنتو، با قدرتهای منطقهای و بعضاً جهانی مشارکت فعالی داشتهاند، برای ایجاد ترتیبات امنیتی در مناطق پیرامونی خود تلاش کردهاند.
من فکر میکنم از این جهت، حضور فعال ترکیه در پیمان مکه نیز به نوعی در راستای همان سیاستهایی است که این کشور در گذشته به اشکال دیگری دنبال میکرده است.
پاکستان هند را تهدید اصلی میداند و عربستان ایران را رقیب خود میبیند/ پیمان مکه در برابر تهدیدات نامتقارن با یک علامت سؤال جدی روبهرو است
*** آیا تهدیدهای ترکیه، پاکستان و عربستان در این زمینه مشترک است یا خیر؟
در شرایطی که همچنان عربستان و ترکیه در موضوعات دیگر با یکدیگر رقیب هستند، در موضوع عراق، سوریه، شامات و فلسطین و مسائل خلیج فارس، بعید میدانم که اینها پیوستگی زیادی با یکدیگر داشته باشنددر واقع، هر سه کشور از یک زاویه با تهدیدات مشترکی مواجه هستند که محل سؤال است که آیا واقعاً این پیمان میتواند آن نوع تهدیدات را دفع کند یا خیر.
به نظر میرسد که هر یک از این سه کشور، یک اولویت تهدید خارجی متفاوت از یکدیگر دارند. برای مثال، برای پاکستان، دفع تهدید هند اولویت اصلی است. به نظر میرسد عربستان در حال حاضر رقیب و دشمن خود را ایران میبیند، اما برای ترکیه، دستکم در آینده قابل پیشبینی، اسرائیل میتواند تهدید بزرگتری باشد.
از این زاویه، به نظر میرسد تفاوتهایی وجود دارد، اما آن نکته تشابهی که عرض کردم، به تهدیدات نامتقارن بازمیگردد که هر سه کشور با آن مواجه هستند.
یعنی از ناحیه گروههای غیردولتی، تهدیداتی مشترک وجود دارد. ترکیه به نظر میرسد همچنان از ناحیه جنبش کردی احساس تهدید دارد. برای پاکستان، تهدیدات هم داخلی است؛ از ناحیه گروههای افراطی داخلی و همچنین از ناحیه طالبان و تیتیپی در پاکستان و طالبان در افغانستان. برای عربستان نیز، برای مثال، جنبش انصارالله و حوثیهای یمن همین وضعیت را دارند.
حالا سؤال اصلی این است که آیا واقعاً این پیمان ظرفیت دارد چنین تهدیداتی را دفع کند یا خیر. این موضوع محل سؤال است، زیرا به هر حال هر سه کشور توانمندیهای بالایی برای مقابله کلاسیک با حمله خارجی دارند؛ حملهای که از سوی یک ارتش و در قالبهای کلاسیک انجام میشود. شاید در آنجا بتوانند همپوشانی بیشتری داشته باشند، ولی در این فقره که گفته شد، یعنی تهدیدات نامتقارن، به نظر من همانطور که طی دهههای گذشته دیدیم، هر سه کشور کاستیهای جدی دارند و فعلاً در مسائل و دفع تهدیدات خودشان ماندهاند که بخواهند به کمک دیگری نیز بشتابند.

رقابت عربستان و ترکیه در مسائل منطقهای همچنان پابرجاست/ بسیاری از پیمانهای امنیتی خاورمیانه به سرعت فروپاشیدند
*** چه شده است که پس از سالها مناقشه میان عربستان و ترکیه، شاهد این هستیم که این دو کشور به یک همپیمان نظامی تبدیل شدهاند؟
دهها پایگاه نظامی و همکاری نظامی میان ناتو و ترکیه وجود دارد و نیروهای آمریکایی نیز در این کشور حضور مستقیم دارند. اگر آنها تهدیدی برای ایران هستند، پس این پیمان جدید نیز تهدید است و اگر نیست، این هم تهدید نیستاین نکته اساساً موجودیت و کارآمد شدن و بالفعل شدن این پیمان را با یک علامت سؤال جدی مواجه میکند.
اگر تجربه تاریخی پیمانهای امنیتی موفق، مانند ناتو، را ببینیم، در واقع این پیمانها در مجموعههایی شکل گرفتهاند که بیشترین شباهتها و پیوستگیها و همکاریهای سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی و رسانهای را با یکدیگر داشتهاند و به نوعی مکمل همدیگر شدهاند.
علت توفیق ناتو در اروپا و با آمریکا این است که پیوندهای دیگری به حد کافی میان آنها برقرار شده و یک زبان مشترک و اعتمادسازی عمدهای میانشان صورت گرفته است.
در حالی که ما در خاورمیانه اصلاً شاهد چنین روند همکاریهایی نیستیم که در بُعد امنیتی نیز بتواند بهعنوان مکمل، چنین پیمانهایی را کارآمد کند.
در واقع، خاورمیانه گورستان پیمانهای امنیتی بسیار زیادی است؛ شاید بیشتر از همه مناطق دنیا. عموماً بسیاری از آنها روی کاغذ ماندهاند یا به سرعت فروپاشیدهاند؛ از پیمان سعدآباد گرفته تا پیمان بغداد، پیمان سنتو، شورای همکاری خلیج فارس، ائتلاف عربی در جنگ یمن و بحث ناتوی عربی.
همه اینها نمونههایی هستند که در بُعد نظامی، دفاعی و امنیتی شکل گرفتهاند و هیچکدام عملاً با پیوندهای مکمل اقتصادی و سیاسی همراهی پیدا نکردهاند.
من فکر میکنم از این جهت، یک سؤال بزرگ باقی میماند که در شرایطی که همچنان عربستان و ترکیه در موضوعات دیگر با یکدیگر رقیب هستند، در موضوع عراق، سوریه، شامات و فلسطین و مسائل خلیج فارس، بعید میدانم که اینها پیوستگی زیادی با یکدیگر داشته باشند.
برای مثال، ترکیه همراهی کاملی با قطر دارد که همچنان با وجود تنشهایی که میان دوحه و ریاض صورت گرفته، میان قطر و عربستان رقابت وجود دارد. به هر حال، نوع نگاه هر دو کشور به ایران نیز متفاوت است.
فاصلهگیری منطقه از ایران رو به افزایش است/ خطر اصلی پیمان مکه برای ایران، انزوای سیاسی است نه تهدید نظامی
*** عضویت ترکیه در این پیمان میتواند برای ایران یک تهدید جدی محسوب شود یا خیر؟
کشورهای بزرگ واکنش خیلی سریع و خاصی به پیمان مکه نشان ندادهاند. این نشان میدهد که این پیمان یک مسئله منطقهای است و قرار نیست، یا اساساً موضوعیت یا توانمندی لازم را ندارد که بخواهد در معادلات بزرگتری تاثیرگذار باشد.من تهدید جدیای از ناحیه عضویت ترکیه نمیبینم، زیرا ترکیه دهها سال است که عضو پیمان ناتو است؛ پیمانی که به عبارتی، به خاطر حضور آمریکا و قدرتهای اروپایی مانند انگلیس، که در رقابت هستند، میبایست تهدید جدیتری برای ایران به شمار بیاید و بسیار هم اجرایی شده است.
دهها پایگاه نظامی و همکاری نظامی میان ناتو و ترکیه وجود دارد و نیروهای آمریکایی نیز در این کشور حضور مستقیم دارند. اگر آنها تهدید هستند، پس این نیز تهدید است و اگر نیست، این هم تهدید نیست.
من فکر نمیکنم این پیمان بخواهد ظرفیت جدیدی به ترکیه بدهد که پیش از این نداشته یا ایران را در شرایط ضعیفتری در مواجهه دوجانبه با ترکیه قرار دهد.
بله، از این جهت که به هر حال نوعی انزوای سیاسی به ایران تحمیل میکند و نشان میدهد که نوعی واگرایی و فاصلهگیری از ایران در منطقه رو به افزایش است، میتواند یک علامت منفی جدی برای ایران به شمار بیاید.
بهخصوص اینکه پاکستان نیز به این پیمان ملحق شده است که میدانیم به هر حال یک قدرت اتمی مسلمان و در مجاورت مرزهای ماست. البته تهدید نظامی هستهای بالفعل برای ما نیست، اما نفس آغاز حرکتهای واگرایانه در منطقه میتواند یک علامت خطر برای جمهوری اسلامی باشد.
سه عضو پیمان مکه ظرفیت رقابت جدی با اسرائیل دارند/ گسترشطلبی اسرائیل میتواند اعضای پیمان مکه را به یکدیگر نزدیکتر کند
*** با توجه به مناقشههای اخیر ترکیه و اسرائیل، آیا این پیمان میتواند در مقابل توسعهطلبی اسرائیل بازدارندگی ایجاد کند یا خیر؟
با توجه به اینکه سه کشور عضو این پیمان هستند و احتمالاً مصر نیز به آن بپیوندد و هر سه ظرفیت رقابت جدی با اسرائیل را دارند و نگرانیهای امنیتی خود را نیز جدا از ناحیه گسترشطلبیهای اسرائیل نشان دادهاند، بله، میتواند یک علامت منفی برای اسرائیل نیز باشد.
بهخصوص با توجه به ابتکار عمل ترکیه. من فکر میکنم این مسئله را باید مقداری جدیتر گرفت.
آمریکا همچنان مهمترین حلقه ارتباطی عربستان با غرب است/ ناتو ممکن است دامنه تحرکات خود را به دریای سرخ و خلیج فارس گسترش دهد
*** از نظر شما، آیا پیمان مکه در آینده حلقه اتصال عربستان به ناتو خواهد شد؟ چگونه این موضوع را بررسی میکنید؟
من بعید میدانم که این امر تأثیر مستقیم، بلافصل و سریعی بر این موضوع بگذارد، زیرا عربستان با اغلب کشورهای اصلی عضو ناتو، روابط گستردهای از قبل داشته است؛ مهمتر از همه با آمریکا.
ناتو نیز یکسری ملاحظات خود را دارد که در برخی عرصهها و موضوعات ممکن است دامنه تحرکات خود را به دریای سرخ، بابالمندب و خلیج فارس بکشاند.
از پیمان و توافق لیسبون در سال ۲۰۱۰، بحث این بود که ناتو در این منطقه به خاطر مقابله با ناامنی دریایی و دزدان دریایی حضور داشته باشد و همان موقع نیز عربستان پایه جدی این برنامهها بود.
در واقع، این امر خیلی تعیینکننده نیست. ضمن اینکه به نظر من، اساساً کشورهای بزرگ واکنش خیلی سریع و خاصی به پیمان مکه نشان ندادهاند. این نشان میدهد که این پیمان یک مسئله منطقهای است و قرار نیست، یا اساساً موضوعیت یا توانمندی لازم را ندارد که بخواهد در معادلات بزرگتری، از جمله همان مثالی که شما گفتید، تأثیرگذار باشد.

























































