
یک جامعهشناس معتقد است تجمع هواداران نیما تکیدو بیش از آنکه درباره محبوبیت یک فرد باشد، نشانه تغییر مرجعیت اجتماعی و رسانهای در میان بخشی از جامعه است.
تجمع چند هزار نفری هواداران نیما تکیدو، یوتیوبر و اینفلوئنسر، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که چرا چهرههای برآمده از شبکههای اجتماعی میتوانند در مدت کوتاهی به مرجع بخشی از جامعه تبدیل شوند و جمعیت بزرگی را گرد هم بیاورند.
نیما شجاعی، جامعهشناس، در تحلیل این اتفاق معتقد است نباید مسئله را صرفاً به محبوبیت یک اینفلوئنسر تقلیل داد. به گفته او، چنین پدیدههایی بیش از آنکه مسئله یک فرد باشند، ریشه در ساختارهای اجتماعی دارند. از نگاه شجاعی، وقتی نهادهایی مانند مدرسه، دانشگاه و رسانه مرجعیت خود را از دست میدهند، جامعه با پدیدههایی مواجه میشود که برای بسیاری از نسلهای دیگر غیرمنتظره به نظر میرسند.
او با اشاره به تغییر فضای رسانهای میگوید انحصار رسانه از بین رفته و دیگر گروهها و جریانهای سیاسی نمیتوانند صرفاً با اتکا به رسانههای سنتی مرجعیت خود را حفظ کنند. در چنین شرایطی، اینفلوئنسری که در فضای مجازی درباره زندگی روزمره صحبت میکند و برای مخاطب «شبیه مردم» به نظر میرسد، میتواند اعتماد و توجه بیشتری جلب کند.
فاطمه کاظمی خالدی، روانپزشک، نیز معتقد است مسئله تنها نوجوانان نیست و تفاوت در رسانههای مورد استفاده نسلهای مختلف، بخش مهمی از این شگفتی را توضیح میدهد. او میگوید ممکن است فردی مانند نیما تکیدو برای بسیاری از بزرگسالان ناشناخته باشد، اما برای نوجوانانی که مدتها او را دنبال کردهاند، چهرهای کاملاً آشنا محسوب شود.
کاظمی خالدی همچنین بر تفاوت میان «فرد مشهور» و «اینفلوئنسر» تأکید میکند. به اعتقاد او، ارتباط مخاطب با اینفلوئنسر معمولاً مداومتر و نزدیکتر است و دنبالکننده بخشهای مختلف زندگی او را در فضای مجازی دنبال میکند.
به این ترتیب، تجمع هواداران نیما تکیدو را میتوان نشانهای از تغییر نقشه مرجعیت در جامعه دانست؛ تغییری که در آن، بخشی از نسل جدید بیش از الگوهای رسمی، به چهرههایی نزدیک میشود که تجربه و زبان روزمره او را بازتاب میدهند.
متن کامل گفتوگو را اینجا بخوانید.
۲۳۳۲۳۳





















































