تیتربرتر؛ سالهاست هفدهم مرداد با پیامهای تبریک، عکسهای یادگاری، بنرها و وعده و وعیدهای مدیران و مسوولان همراه میشود که عمر بسیاری از آنها از پایان همان روز هم کوتاهتر است اما اگر قرار باشد صادق باشم سالهاست دیگر با این تبریکها ذوقزده نمیشوم چرا که تبریک زمانی معنا پیدا میکند که پشت آن احترام باشد، احترامی که در آن امنیت شغلی، آرامش روانی، استقلال حرفهای و شان و حرمت خبرنگار دیده شود نه فقط برای رفع تکلیف اقدام به برگزاری مراسم روز خبرنگار و چند جمله زیبا خلاصه شود و خبرنگار استقلال نداشته باشد .
در این اوضاع وانفسا خبرنگار هر روز از مسوولان مطالبهگری میکند اما خودش گاهی بیپناهترین فرد جامعه است. از مشکلات مردم مینویسد اما کمتر کسی از مشکلات او میپرسد. ساعتها پیگیری، دهها تماس بیپاسخ، ایستادن پشت درهای بسته، شنیدن "بعداً تماس بگیرید"، انتخاب های گزینشی و تبعیض هایی که بر وی روا می دارند از بسیاری از نشست های مهم خبری حذف می شود ، اما کوتاه نمی آید و در نهایت باز هم نوشتن و در عرصه ماندن... این بخشی از زندگی روزمره خبرنگاری است، زندگی مشقت باری که هرگز در قاب خبرها دیده نمیشود.
واقعیت این است که دغدغه امروز خبرنگار فقط مشکلات معیشتی ، مسکن و بیمه و... نیست هرچند نمیتوان از فشار اقتصادی نبود امنیت شغلی و آینده مبهم این حرفه چشم پوشید اما آنچه بیش از همه دغدغه یک خبرنگار است، کمرنگ شدن جایگاه مطالبه گری و پرسشگری از مسوولان است.
روزی که خبرنگار احساس کند پیگیری مطالبه به حق مردم و سؤال پرسیدن فایدهای ندارد، نقد کردن بیاثر است و حقیقت باید قربانی مصلحت شود آن روز فقط یک خبرنگار شکست نخورده بلکه باید فاتحه جامعه را خواند چرا که مهم ترین توان خود برای اصلاح از دست داده است.
حقیقتا من خبرنگاری را برای شهرت انتخاب نکردم و هیچگاه از این حرفه انتظار زندگی مجلل نداشتم حتی از هزینه معیشت و خانواده ام هم در این عرصه هزینه میدهم و همیشه تنها خواستهام این بوده که شأن خبرنگار به یک کارت هدیه ناچیز و یک لوح تقدیر یا چند پیام مناسبتی در قبال تلاش های شبانه روزی ۳۶۵ روز یک خبرنگار تقلیل پیدا نکند. نمیدانم چرا مسوولان و مدیران درک درست از این حرفه ندارند؟ یکی نیست به آنها یادآوری کند آقای مدیر، شان و حرمت این حرفه با شعار حفظ نمیشود با احترام به استقلال رسانه، امنیت شغلی خبرنگار، پذیرش نقد و باور به حق مردم برای دانستن حفظ میشود.
خبرنگار روابط عمومی ادارات نیست و قرار نیست محبوب همه باشد اگر قرار بود فقط آنچه خوشایند یک عده خاص نوشته شود دیگر نامش خبرنگاری نبود. رسالت این حرفه امانتداری حقیقت است حتی زمانی که حقیقت، تلخ، پرهزینه یا برخلاف میل صاحبان قدرت باشد.
هفدهم مرداد، برای من بیش از آنکه روز تبریک باشد روز بازنگری است ،روزی برای اینکه از خودم بپرسم آیا هنوز شجاعت پرسش و مطالبه گری دارم؟ آیا هنوز میتوانم بدون مصلحتاندیشی صدای مردمی باشم که شاید هیچ تریبونی جز رسانه ندارند؟ و آیا هنوز باور دارم که قلم، اگر مستقل بماند میتواند تغییری هرچند کوچک ایجاد کند؟ اگر پاسخ این پرسشها هنوز "بله" باشد می توان امیدوار ماند.
پیشاپیش روز خبرنگار را به تمام همکارانی تبریک میگویم که با وجود همه مشقت ها و سختیها هنوز وجدان حرفهای را بر منفعت شخصی ترجیح میدهند آنان که اعتبار خود را نه در نزدیکی به قدرت بلکه در اعتمادی میدانند که مردم به قلمشان دارند.























































