پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: جمعه, ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
جمعه, ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ ۱۷:۵۰
۰
۰
نسخه چاپی

جنگلبانان؛ مدافعان بی‌سنگر انفال و امنیت زیستی کشور

جنگلبانان؛ مدافعان بی‌سنگر انفال و امنیت زیستی کشور
جنگلبانان، پاسداران گمنام انفال و نگهبانان سبز ایران‌اند. صبحی را تصور کنید که خورشید از پشت دماوند سرک می‌کشد و نور، آرام‌آرام بر شانه‌های مه‌گرفته جنگل های هیرکانی می‌لغزد. در این ساعت‌های نخستین روز، پیش از آنکه هیاهوی شهرها حتی آغاز شده باشد، مردی با لباسی سبز ‌رنگ، کوله‌باری بر دوش و چوبی در دست، قدم در راهی می‌گذارد که شاید انتهایش در نقشه ها دیده نشود. او جنگلبان است؛ یکی از هزاران سرباز گمنام این آب‌وخاک که نامشان نه بر سردر خیابان‌ها، که بر تن درختان کهنسال حک شده است.

به گزارش تیتربرتر از مازندران ، نهم مرداد در تقویم کشور، روز جنگلبان نام گرفته است؛ روزی برای پاسداشت همان قامت‌های استواری که در سکوت و سختی، سپر بلوط و شمشاد و ارس شده‌اند.

اگر بخواهیم داستان این روز را روایت کنیم، باید از عشقی ازلی آغاز کنیم؛ عشق به خاک، به هویت، به میراثی که نه سند شش‌دانگش در محضرها، که امضای آفریدگار بر پیشانی‌اش نشسته است. منابع طبیعی و انفال، این موهبت‌های الهی، در طول تاریخ این سرزمین، هم مأمن روح مردمان و هم بستر تمدن بوده اند. کافی است چشم بگردانید و ببینید که چگونه درخت بلوط هشتصدساله، خود به‌تنهایی یک کتاب تاریخ است؛ شاهد برآمدن و فروپاشی سلسله‌ها، رازدار عاشقان و مسافران و پناهگاه پرندگانی که نسل‌اندرنسل بر شاخه‌هایش آشیان داشته‌اند. حال تصور کنید انسانی حریص پیدا شود که این کتاب تاریخ را در ازای چند متر زمین یا یک کوره زغال‌پزی خاکستر کند، اینجاست که نقش جنگلبان از یک شغل فراتر می‌رود و به یک رسالت مقدس بدل می‌شود.

جنگلبانان امروز، در خط مقدم جنگی تمام‌عیار ایستاده اند؛ جنگی که هیاهوی رسانه‌ای ندارد و شهدایش گمنام‌تر از آن‌ هستند که تصور می‌کنیم. یک سوی میدان، اوست با حقوق و مزایایی که گاه به سختی کفاف کرایه خانه‌اش را می‌دهد، با کوله‌باری که ممکن است کنسرو ساده و یک قمقمه آب در آن باشد، و با قلبی که از عشق به طبیعت لبریز است. سوی دیگر میدان، زمین‌خوارانی هستند که با قولنامه‌های جعلی و بولدوزرهای غول‌پیکر، مرزهای اخلاق و قانون را جابه‌جا می‌کنند؛ کوه‌خوارانی که برای برداشت بی‌رویه معادن، چهره خداوندی کوهستان را زخمی می‌کنند؛ و قاچاقچیان چوبی که شبانه، تبر به جان قامت افرا و راش می‌اندازند و سرمایه ملی را به تاراج می‌برند. این نبرد، نابرابر است. در یک طرف، زر و زور و تهدید و در طرف دیگر، غیرت و تعهد و دست‌های تقریباً خالی است. اما راز ایستادگی جنگلبان را باید در همان جمله کلیدی انگیزه الهی جست‌وجو کرد. وقتی کسی باور داشته باشد که این جنگل‌ها امانتی از جانب خداوند نزد ملت است و او مسئولیت حفظ این امانت را برای نسل‌های بعد بر عهده دارد، دیگر حقوق اندک مانع استواری‌اش نمی‌شود. او مثل شمع می‌سوزد تا نور زندگی بر قامت سبز درختان بتابد.

و بهای این ایستادگی چه سنگین است! کمتر کسی از تهدیدهای جانی‌ که متوجه خود جنگلبان و خانواده اوست، باخبر می‌شود. بارها پیش آمده که در تاریکی شب، تلفن همراه یک جنگلبان به صدا درآمده و آن سوی خط، صدایی آکنده از خشم و تهدید گفته است که اگر از این منطقه دست نکشی، خانه‌ات را آتش می‌زنیم، بچه‌ات را جلوی چشمت… این‌ها افسانه نیست؛ واقعیت ملموس زندگی کسانی است که برای حفاظت از انفال، خواب و آرامش را از خود و خانواده‌شان دریغ کرده‌اند. دشمن جنگلبان، فقط طبیعت خشن یا سرمای زمستان و گرمای تابستان نیست؛ دشمن اصلی، آدم‌های حریصی هستند که انفال را ملک شخصی خود می‌پندارند و هر مانعی بر سر راه چپاولشان را باید از میان بردارند. همین جا، شکوه مقاومت جنگلبان معنا پیدا می‌کند؛ او در برابر طوفان این تهدیدها، مثل دماوند استوار می‌ماند، همان‌طور که قله سپیدپوش البرز، قرن‌هاست طوفان و برف و سرما را به جان می‌خرد و سر خم نمی‌کند، این مردان سبزپوش نیز با دلی قرص‌تر از صخره، در برابر زیاده‌خواهی آدم‌های پلید می‌ایستند و نمی‌گذارند وجب‌وجب این خاک به تاراج برود.

اما قصه فقط به درگیری و نبرد ختم نمی‌شود. چهره دیگر جنگلبان، چهره مهربانی و مراقبت است، او همان کسی است که در آتش‌سوزی‌های هولناک تابستان، وقتی زبانه‌های آتش، آسمان را سرخ کرده و حیات‌وحش سراسیمه می‌گریزند، بی‌محابا به دل شعله‌ها می‌زند تا با بیل و آتش‌کوب و حتی شاخه‌های درخت، جانی دوباره به جنگل بدمد. او همان کسی است که زمستان‌ها، وقتی برف سنگین، راه روستاها را می‌بندد، علوفه برای حیات‌وحش گرسنه می‌برد و ردّ خون شکارچیان غیرمجاز را در برف دنبال می‌کند.

او بهار که می‌شود، بذر امید در دل خاک می‌کارد و نهال‌های کوچک را با دستان خود به زمین می‌سپارد، به این نیت که روزی مسافری خسته زیر سایه‌شان بیاساید. این تصویر تمام‌نما از یک جنگلبان، ترکیبی از صلابت کوه و لطافت باران است.

نهم مرداد، فقط یک مناسبت خشک تقویمی نیست؛ فرصتی است برای آنکه به خود یادآوری کنیم هوایی که تنفس می‌کنیم، آبی که می‌نوشیم، و منظره‌ای که روحمان را تازه می‌کند، حاصل شب‌بیداری‌ها و جان‌فشانی‌های همین انسان‌های بی‌ادعاست. فرصتی است که بدانیم اگر امروز هنوز می‌توانیم در پناه یک بلوط یا چنار کهنسال، خاطره بسازیم و عکس یادگاری بگیریم، به خاطر شجاعت کسانی است که شاید نام‌شان را هرگز نشنویم، اما امضای وجودشان بر تارک تک‌تک این درختان نقش بسته است.

پس بیاییم در این روز، قدردان‌تر از همیشه باشیم. اگر جنگلبانی را خسته از گشت‌زنی در کوه و کمر دیدیم، لبخندی تقدیمش کنیم. به فرزندانمان بیاموزیم که قهرمانان فقط آن کسانی نیستند که در فیلم‌ها می‌بینیم؛ قهرمانان واقعی می‌توانند همین مردانی باشند که با دستمزدی ناچیز، برای فردای سبزتر ما، جانشان را کف دست گرفته اند. بیاییم خود نیز سهمی نه با شعار، که با عمل در این نگهبانی بزرگ از طبیعت داشته باشیم. یک بطری آب یا ته‌سیگار را در طبیعت رها نکنیم، اگر نمی توانیم درخت بکاریم، اما درختی را هم قطع نکنیم، و اگر از تعرضی به منابع طبیعی باخبر شدیم، صدای جنگلبان باشیم و بی‌تفاوت از کنارش نگذریم. هر یک از ما، می‌توانیم یک جنگلبان کوچک و نگهبان سهم خودمان از این موهبت الهی باشیم.

در این روز رو به تمام جنگلبانان این مرزوبوم، از جنگل‌های هیرکانی شمال تا حرای خلیج‌فارس، از زاگرس زخم‌خورده تا بادهای کویر، سر تعظیم فرود می‌آوریم. سلام و درود بی‌پایان بر شما که دماوندوار، استوار و سبز، ایستاده‌اید تا فردا، فرزندان این آب‌وخاک، طعم سایه یک درخت را بچشند و صدای زنده یک جویبار را بشنوند. دستانتان را که مرهم زخم طبیعت است، می‌بوسیم و برای گام‌هایتان، استواری کوهستان و برای دلتان، وسعت دریا را آرزو داریم.

نویسنده: امید رنجبر عمرانی



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری