
رویارویی نظامی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ بین ایالاتمتحده و ایران و بهدنبال آن اعلام ایران مبنی بر بستن نسبی تنگه هرمز، شوک بزرگی را به بخش لاستیک وارد کرده است. این تنگه بهعنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان، تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را مدیریت میکند و بهطور مستقیم بر هزینه لاستیک مصنوعی، کربن سیاه و سایر مواداولیه مشتقشده از نفت که برای تولید لاستیک ضروری هستند، تاثیر میگذارد. تا اوایل ماه مارس، قیمت نفت خام برنت بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته و از ۸۲ دلار در هر بشکه فراتر رفته و باعث ایجاد یک اثر دومینووار در سراسر زنجیره ارزش شده است.
این بحران ژئوپلیتیکی، چالشهای موجود ناشی از چارچوب نظارتی دوگانه اتحادیهاروپا – مکانیسم تنظیم مرز کربن (CBAM) و مقررات جنگلزدایی اتحادیهاروپا (EUDR) – را که هر دو قرار است در سال ۲۰۲۷ بهطور کامل اجرا شوند، تشدید کرده است. این مقررات، تولیدکنندگان تایر را ملزم میکند تا انتشار کربن را در سراسر زنجیرههای تامین خود ردیابی و کاهش دهند و درعین حال اطمینان حاصل کنند که مواداولیه مانند لاستیک طبیعی بدون کمک به جنگلزدایی تولید میشوند. رعایت این مقررات مستلزم سرمایهگذاری قابل توجه در سیستمهای نظارتی است و برآوردهای صنعتی نشان میدهد که هزینهها میتواند برای تولیدکنندگانی که فاقد زیرساختهای پایدار قوی هستند، ۱۲ تا ۱۸ درصد افزایش یابد.
در پاسخ به این فشارها، تولیدکنندگان تایر در سراسر جهان در حال اجرای سه تغییر استراتژیک هستند: تنوعبخشی به زنجیرهتامین، تسریع سرمایهگذاریهای پایداری و تعدیل قیمتگذاری. تولیدکنندگان عمده با بررسی مواداولیه جایگزین، از جمله لاستیک مصنوعی زیستی مشتقشده از نیشکر و سایر منابع تجدیدپذیر، وابستگی خود را به مشتقات نفتی خاورمیانه کاهش میدهند.
درهمین حال، شرکتها در حال گسترش تولید در جنوب شرقی آسیا هستند و از مزایای تجاری RCEP برای دسترسی به منابع لاستیک و بازارهای رو به رشد استفاده میکنند. بهعنوان مثال، کامبوج بهعنوان یک قطب تولید کلیدی ظهور کرده است و پیشبینی میشود ظرفیت سالانه آن تا سال ۲۰۲۶ به ۶۵ میلیون واحد برسد که با دسترسی به تجارت ترجیحی برای جلوگیری از تعرفههای بالا در بازارهایی مانند ایالاتمتحده پشتیبانی میشود.
چشمانداز قیمتگذاری نیز دستخوش تغییرات چشمگیری شده است؛ بهطوری که نزدیک به ۷۰ شرکت تنها در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ بیش از ۸۰ اطلاعیه افزایش قیمت صادر کردهاند. این تعدیلها از ۳ تا ۷ درصد در خطوط مختلف تولید متغیر است که نشاندهنده افزایش هزینههای تجمعی در مواداولیه (افزایش ۱۵ تا ۲۲ درصدی از اوایل سال ۲۰۲۶)، انرژی (افزایش ۱۸ تا ۲۵ درصدی) و لجستیک (افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی برای مسیرهای خاورمیانه) است. کارشناسان صنعت خاطرنشان میکنند که این افزایش قیمتها، اصلاحات موقت نیستند، بلکه واکنشهای ساختاری به تغییرات بلندمدت بازار هستند؛ زیرا تولیدکنندگان با واقعیتهای جدید نظارتی و ژئوپلیتیکی سازگار میشوند.
با نگاهی به آینده، احتمالا نیمه دوم سال ۲۰۲۶ شاهد نوسانات مداوم، با پتانسیل تعدیل بیشتر قیمتها و پیکربندی مجدد زنجیرهتامین خواهیم بود. تولیدکنندگانی که پایداری را در اولویت قرار میدهند، زنجیرههای تامین را متنوع میکنند و از نوآوریهای فناوری بهره میبرند، در این دوره جدید بهترین موقعیت را برای رشد خواهند داشت. توانایی صنعت جهانی تایر در سازگاری با این تغییرات نه تنها سودآوری کوتاهمدت آن را تعیین میکند، بلکه نقش بلندمدت آن را در یک اقتصاد جهانی پایدارتر و بههمپیوستهتر نیز شکل میدهد.























































