پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: پنجشنبه, ۲۵ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۲ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
پنجشنبه, ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ۲۲:۳۰
۰
۰
نسخه چاپی

شبِ پاسداشت قلم؛ از حسرت برای مجله فیلم تا گلایه از بی‌مهری به نقد

شبِ پاسداشت قلم؛ از حسرت برای مجله «فیلم» تا گلایه از بی‌مهری به نقد

تیتربرتر، مراسم «سینما به روایت قلم» چهارشنبه ۲۴ تیر در سازمان سینمایی برگزار و در این مراسم از پرویز جاهد، عزیزاله حاجی مشهدی، طهماسب صلح جو، کامران ملکی و عباس یاری به پاس سال‌ها تلاش در حوزه نقد فیلم و فعالیت در سینما تجلیل شد.

همچنین نکوداشت زنده یاد مسعود مهرابی روزنامه‌نگار، نویسنده، منتقد و مورخ فقید سینما نیز برپا شد.

در این برنامه افرادی همچون رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، جعفر گودرزی رئیس انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی، حبیب ایل بیگی، مسعود نجفی مدیر روابط عمومی سازمان سینمایی، سعید الهی، علی عبدالعلی‌زاده، محمدحسین فرحبخش، علی رویین‌تن و … حضور داشتند.

مهرابی جز مجله «فیلم» سودای دیگری نداشت

در ابتدا ویدیویی به یاد زنده‌یاد مسعود مهرابی پخش شد، نیما حسنی‌نسب روی صحنه آمد و گفت: اعتقاد شخصی من این است که ستون فقرات مجله «فیلم»، مانیفست و اساسنامه نانوشته آن، بیش از همه متعلق به مسعود مهرابی بود. اصول، سیاست‌ها و نقشه راه نهایی مجله، خوب یا بد، با او تعریف می‌شد. منظورم فقط محتوا، مطالب یا حتی اقتصاد مجله نیست؛ او به معنای واقعی کلمه مدیر و مسئول آن نهاد بود.

حسنی نسب تصریح کرد: او ماند و به همین دلیل، بعد از رفتنش دیدیم چه بر سر مجله آمد. همیشه شاهد بودم که نام و اعتبار مجله را بر نام خود ترجیح می‌داد. وقت، فکر و زندگی‌اش را فداکارانه وقف برندی کرده بود که با همراهانش ساخته بودند. نه اینکه دیگران چنین نبودند، اما آنها دل‌مشغولی‌های دیگری هم داشتند یا بعدها پیدا کردند. مسعود مهرابی، دست‌کم تا جایی که من دیدم، جز مدیریت و حفظ نهاد مجله «فیلم» سودای دیگری نداشت. همین تفاوت نگاه، سرنوشت دیگری برای مجله رقم زد.

نقد گفتگوی صادقانه با هنر است

سپس با حضور رائد فریدزاده، نیما حسنی‌نسب، سیف‌اله صمدیان و عباس یاری تندیس برنامه به دختر زنده‌یاد مهرابی تقدیم شد.

جعفر گودرزی در ادامه مراسم گفت: امروز ما تنها از چند نام تجلیل نمی‌کنیم؛ از بسترسازانی قدردانی می‌کنیم که سال‌ها اجازه دادند خانه سینمای ایران راه خود را به سوی تاریخ پیدا کند. اگر فیلم، رؤیای فیلمساز است، نقد، بیداری همان رؤیاست. فیلم‌ها بر پرده متولد می‌شوند، اما در حافظه فرهنگ به دنیا نمی‌آیند، مگر آنکه قلمی صادق آنها را از تاریکی سالن به روشنایی تاریخ بیاورد؛ و آن قلم، قلم منتقد است.

گودرزی اظهار کرد: نقد، فقط نوشتن درباره یک فیلم نیست؛ نقد، گفتگوی صادقانه انسان با هنر است. منتقد کسی است که پشت هر قاب، پرسشی پنهان می‌بیند و در جست‌وجوی معناست.

سپس ویدیویی از پرویز جاهد پخش شد و سعید هاشم‌زاده درباره وی عنوان کرد: آقای جاهد عاشق واقعیت است و هرچه واقعی است رک به تو می‌گوید حتی اگر بعدا فکر کنند و بگویند که اشتباه کرده اند. او تحمل شنیدن صدای مخالفش را دارد.

وی بیان کرد: چیزی که باعث شد نسل ما با او ارتباط بگیرد شناخت خوب سینمای معاصر اروپا و سینمای شرق آسیا است. او همواره به جشنواره‌های کوچک و بزرگ دنیا می‌رود و در جشنواره فیلم فجر هم با منتقدان جوان گپ می‌زند.

سزاوار نیست قلم در خدمت ستمگران باشد

پرویز جاهد منتقد نیز که به دلیل کسالت در مراسم حضور نداشت در ویدیویی عنوان کرد: ما در روزگار دشوار و پرآشوبی زندگی می‌کنیم؛ روزگاری که سرشار از ظلم، ستم و جهل است. در چنین شرایطی، سزاوار نیست قلم یک نویسنده یا منتقد در خدمت ظالمان، ستمگران، استعمارگران و متجاوزان قرار گیرد و از دفاع از حق مظلومان و ستمدیدگان باز بماند.

وی در پایان عنوان کرد: من در تمام سال‌های زندگی حرفه‌ای خود کوشیده‌ام قلمم را در دفاع از حقیقت و عدالت و در مقابله با ظلم و جهل به کار بگیرم.

سپس ویدیویی از عزیزالله حاجی مشهدی پخش شد و حسین گیتی درباره وی عنوان کرد: آقای حاجی‌مشهدی تقریباً در همه عرصه‌های سینمایی حضوری مؤثر داشته‌اند. ایشان از چهره‌های ماندگار ادبیات سینمایی ایران هستند؛ فردی که ادبیات و تاریخ سینما را به‌خوبی می‌شناسد و درک عمیقی از آن دارد. اصول نقدنویسی را به‌خوبی می‌داند و همواره نقدهایی سنجیده، منصفانه و معتدل نوشته است.

حاجی مشهدی بیان کرد: بخش پژوهش و نگارش، بی‌تردید یکی از مهجورترین حوزه‌های سینمای ایران است. گاهی دستمزد یک دستیار چندم در یک پروژه سینمایی، از درآمد بسیاری از منتقدان و نویسندگان سینمایی بیشتر است. ما روزها برای نوشتن یک نقد یا پژوهش وقت صرف می‌کنیم و ۳۰۰ هزار تومان برایمان واریز می‌کنند! گر انتظار داریم سینمای ایران صاحب اندیشه و حافظه باشد، باید برای تولید اندیشه نیز ارزش و پشتوانه قائل شویم.

در بخش بعدی مراسم ویدیویی از طهماسب صلح‌جو پخش شد و مهرزاد دانش درباره وی گفت: آقای صلح ‌جو پاکیزه نویس بودند نه اینکه صرفا قواعد زبان فارسی را رعایت کنند بلکه در نقد فیلم از پرخاشگری پرهیز می‌کردند. برخی از منتقدان به قولی فیلم را می‌کوبند و از نقد به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنند اما ایشان هیچ نسبتی با این نوع نقدنویسی نداشتند و نقد فیلم را نوعی گفتگو با فیلم تعریف کرده بودند. به همین دلیل نوشته های ایشان خیلی جنجالی نبود هرچند که به طور مثال در زمانی که بحث سینمای دینی مطرح بود در گفتگویی این جریان را نوعی ریاکاری دانستند که گفتگوی مهمی بود.

صلح جو سپس گفت: به عقیده من همه کسانی که به سینما علاقه‌مند هستند از بچگی عاشق سینما شدند و من ندیدم کسی در دانشگاه به سینما علاقه‌مند شود. این ارتباط کودکانه با سینما رابطه پاکیزه‌ای است. ممکن است در آینده برخی فکر کنند که‌ روشنفکر شده اند و این پاکیزگی را رها کنند اما من خوشحالم که هنوز این رابطه عاشقانه کودکانه با سینما در وجودم هست.

سپس ویدیویی از کامران ملکی پخش و محمدمهدی عسگرپور رئیس هیئت مدیره خانه سینما که در این مراسم حضور نداشت در فایل صوتی گفت: برجسته‌ترین ویژگی شخصیتی آقای ملکی، خوش‌خلقی، متانت، صبوری و در عین حال پشتکار و جدیت در پیگیری مسائل همکاران است. این پیگیری‌ها تنها به موضوعات معیشتی محدود نبوده، بلکه در سال‌های اخیر، با توجه به پیچیده‌تر شدن مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی حقوقی و صنفی، ایشان همواره بی‌هیاهو و بدون آنکه در پی دیده شدن باشند، در کنار همکاران حضور داشته و برای حل مشکلات آنان تلاش کرده‌اند.

ملکی با بغض روی صحنه آمد و گفت: علاقه زیادی به عکاسی خبری داشتم، اما پدرم همیشه به من می‌گفت که خوب است از هنرمندان عکس بگیری و با آنها گفتگو کنی، اما تلاش کن در حرفه‌ات آن‌قدر پیشرفت کنی که روزی عکس خودت را چاپ کنند و درباره تو بنویسند. امروز همان روز است؛ اما متأسفم که پدرم نیست تا این لحظه را ببیند.

سپس ویدئویی از عباس یاری پخش شد و پس از آن، سیف‌الله صمدیان درباره وی گفت: عباس یاری برای من یادآور لیونل مسی است. اگر بخواهید درباره لیونل مسی صحبت کنید، نمی‌توانید از مارادونا و آرژانتین حرفی نزنید. عباس یاری هم با مجله «فیلم» عجین شده است و نام او را نمی‌توان از تاریخ این مجله جدا کرد.

وی تصریح کرد: عباس همیشه لبخند بر لب دارد و حتی عبوس‌ترین جمع‌ها را به لبخند وامی‌دارد؛ ویژگی ارزشمندی که امروز در میان بسیاری از جمع‌های هنری کمتر دیده می‌شود. متأسفانه گاهی حسادت، کدورت و دلخوری جای صمیمیت را گرفته است، اما حضور عباس یاری همیشه حال‌وهوای دیگری دارد.

عباس یاری: خانه‌ام را ترک کردم

عباس یاری در ادامه گفت: همیشه دوست داشتم سهم خودم را بدانم و هیچ‌وقت نخواستم خودم را بر دیگران مقدم بدانم. هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام می‌دادم.

وی در پاسخ به صحبت‌های نیما حسنی‌نسب نیز گفت: اگر کسی بگوید در آن ۳۸ سالی که مجله «فیلم» منتشر می‌شد، ذهن و دل من جایی غیر از مجله بود، کفش او را واکس می‌زنم. در تمام آن سال‌ها به همکارانم می‌گفتم باید ما باشیم، نه من. اگر می‌خواهید بدانید چگونه مجله «فیلم» با حضور سه نفر، ۳۸ سال دوام آورد، بخش مهمی از آن به همین نگاه برمی‌گردد. ما سه نفر با دیدگاه‌های متفاوت بودیم، اما یاد گرفته بودیم با یکدیگر تعامل کنیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: قلب آدم مثل شیشه و کریستال شفاف است؛ گاهی بدون آنکه تقصیری داشته باشی، می‌شکند. من جایی را که ۴۳ سال در آن زندگی کرده بودم، ترک کردم. گاهی انسان احساس می‌کند دیگر جای درستی نیست و باید آن مکان را رها کند.

عباس یاری در پایان از مسعود مهرابی یاد کرد و گفت: در زندگی غم‌های زیادی دیده‌ام، اما یکی از تلخ‌ترین غم‌ها برای من شنیدن خبر درگذشت مسعود مهرابی بود. همیشه افسوس می‌خورم که چرا در زمان حیاتش آن‌گونه که شایسته بود از این انسان نازنین تجلیل نشد.

نقد به فهم امروز کمک می‌کند

رائد فریدزاده در بخش پایانی مراسم گفت: مجله «فیلم» تنها دریچه‌ای برای شناخت سینما نبود؛ بلکه زبان پاکیزه، درست و معیار فارسی را نیز به نسل ما منتقل می‌کرد. متأسفانه امروز کمتر با چنین نثر و زبانی روبه‌رو می‌شویم، اما نسل ما این فرصت را داشت که از طریق آن مجله، با زبان معیار فارسی نیز آشنا شود.

رئیس سازمان سینمایی تاکید کرد: مایلم به نسبت میان نقد و فهم اثر هنری نیز اشاره کنم. بارها درباره این موضوع گفتگو شده که نقد تا چه اندازه اهمیت دارد. به باور من، نقد چیزی جدا از فرآیند تولید اثر هنری نیست، بلکه تکمیل‌کننده آن است. یک اثر هنری زمانی مسیر خود را کامل می‌کند که نقد شود. اینکه نخست نقد شکل می‌گیرد یا ابتدا فهم و سپس نقد، موضوعی است که فیلسوفان سال‌ها درباره آن بحث کرده‌اند و قصد ورود به آن را ندارم. اما آنچه روشن است، این است که کارکرد نقد تنها محدود به زمان حال نیست؛ نقد به فهم امروز کمک می‌کند و در عین حال، پلی برای فهم آثار در آینده نیز می‌سازد.

فریدزاده در پایان اظهار کرد: سال‌هاست در سخنان بزرگان، مسئولان و سیاستگذاران از فرهنگ به‌عنوان زیربنای توسعه یاد می‌شود، اما هنگامی که این نگاه باید در قالب بودجه، برنامه‌ریزی و حمایت عملی نمود پیدا کند، فاصله‌ای میان شعار و عمل دیده می‌شود. این موضوع واقعاً مایه تأسف است و من از این بابت در برابر اهالی فرهنگ و قلم احساس شرمندگی می‌کنم.




+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری