تیتربرتر: پدر و مادری کودک خود را شش سال در ناز و نعمت و به هر شکل ممکن بزرگ کرده و اکنون در ابتدای مهر ماه قرار است این کودک به نظام آموزش و پرورش سپرده شود و اما در پایتخت تاریخ و تمدن؛ استانی که مدیر کل آموزش و پرورش آن در روزهای پایانی شهریور ماه استعفاء می دهد و هنوز این اداره کل با حجم بسیاری از امور و مباحث بازگشایی مدارس با سرپرستی اداره می شود و روابط عمومی آن که در جواب برخی مباحث تنها به این نکته بسنده می کند که تشریف بیاورید به اداره و برای ثبت شکایات به اداره ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات مراجعه نمایید.
مدیری در یک پیش دبستانی به خود اجازه میدهد که هر گونه دلش میخواهد با کودک و والدین رفتار نماید و گویا همین است تفاوتی که سبب می شود ما جهان سوم خوانده شویم.
و آیا به راستی هنوز در چهارم مهر ماه باید ارزیابی عملکرد صورت گیرد یعنی در یک اداره کل به آن عریضی و طویلی ارزیابی صورت نگرفته که کدام نیرو برای مدیریت یک پیش دبستانی مناسب است که با کودکان خردسال شش ساله برخوردی خشمگین نداشته باشد و والدین را از مدرسه بیرون نکند.
آیا این مدیر گرامی هنوز نمیداند که برای یک کودک دل کنندن از پدر و مادر در همان روز اول آنقدر دشوار است که حاضر است ساعتها گریه کند و حتی قید مدرسه را بزند. آیا این مدیر اینگونه آموزش دیده و ارزیابی شده است؟ اگر روال کار همین است که وای بر حال ما و دیگر نباید زمانی که این کودک در سنین بالاتر و در مقطع متوسطه اول و دوم کارهایی کرد بگوییم تربیت درستی نشده است.
برخورد شما مدیر گرامی از همین ابتدا در پیش دبستانی علامه 2 شهرستان همدان سبب شده تا صدای گریه و بی قراری کودکان را ببینی و تنها میان سالن فریاد بزنی که ثابت کنی رییس اینجا تو هستی. کودکان برای تعلیم و تربیت آمده اند و اینجا اردوگاه اجباری نیست و سرآخر اینکه اگر قرار است برای این مباحث والدین به ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات مراجعه کنند پس وااسفاء.
محمد مهدی خلجی






















































