پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۲ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۰۵ اوت ۲۰۲۶ میلادی
سه شنبه, ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ ۱۱:۲۰
۵
۰
نسخه چاپی

نقش سیستم مالیاتی در مهار تورم/دلایل تورم در ایران

نقش سیستم مالیاتی در مهار تورم/دلایل تورم در ایران
عوامل زیادی مانند قیمت ارز، قیمت نهاده‌ها، دستمزد کارگران و مواردی دیگر، عامل تورم هستند.

تیتربرتر: مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی که اخیرا تحت عنوان راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت مهار تورم، منتشر کرده به بررسی علل و عواملی که مشخصا در دو دهه‌ی اخیر اقتصاد ایران را دچار تورم های پی در پی و مزمن کرده، پرداخته است.

نکته ای که در روزهای اخیر و پس از انتشار این گزارش در رسانه های مختلف بازتاب گسترده ای پیدا کرده، این است که پس از سال ها تیم اقتصادی و کارشناسانی که در نگارش این گزارش به هر نحوی سهیم بوده اند که اتفاقا از پیروان و صاحب نظران طیف اصلی و متعارف اقتصاد به شمار می روند، بالاخره به نقش کلیدی و جدی تاثیر گذاری جهشهای ارزی بر تورم اذعان کرده اند و سعی کرده اند تا بدون رد عامل نقدینگی، به رابطه ی علیت بین جهش ارزی و تورم نیز اذعان کنند.

در مقدمه گزارش تلاش شده از دسته بندی تورم کوتاه مدت و تورم بلندمدت بر مبنای  برقراری رابطه علیت از سوی افزایش نقدینگی به سوی افزایش تورم و سپس افزایش نرخ ارز اقدام و در ادامه  به دنبال راهی برای حل خلاهای این استدلال بوده است، اما واکاوی نکات مطرح شده در این گزارش، و وجود  تناقضات آشکار آن، نه تنها نمی تواند اثبات کند که افزایش نرخ ارز معلول افزایش نقدینگی است بلکه طبق استدلال های خود این گزارش اتفاقا می توان نتیجه گرفت که جهش نرخ ارز علت تورم های سنگین ‌دهه اخیر ایران است.

تورم متعارف و تورم غیر متعارف

اساسا نکته ای که در ابتدا باید آن را عنوان کرد، مسئله ای تحت عنوان تورم متعارف و تورم غیر متعارف است. در واقع دسته بندی تورم های کوتاه مدت و بلند مدت یک موضوع فرعی در خصوص مساله تورم و تجویز نسخه اصلاحات محسوب می‌شود. مشخص است که اصلی ترین عامل نابسامانی اقتصاد ایران، جهش های تورمی یا به عبارت دیگر تورم هایی فراتر از تورم های بلند مدت اقتصاد است که تحت عنوان تورم های نامتعارف دسته بندی می شوند. به عنوان مثال اگر نرخ تورم یا به طور مشخص نرخ رشد ارز با نرخ رشد بلند مدت نقدینگی که حدود 20 تا 25 درصد است رشد می کرد، به هیچ وجه اقتصاد ایران امروز درگیر تورم های 50 درصدی و بالاتر نبود.

بیشتر بخوانید:

مدل کارمزد غلط در شبکه پرداخت چگونه به تورم دامن می‌زند

بنابراین اولین اشکالی که می توان به گزارش مرکز پژوهش های مجلس وارد کرد، دسته بندی کم اهمیتی است که شاید نوعی طرح مسئله ی اشتباه است، چرا که اساسا چالش اساسی اقتصاد کشور، تورم های غیر متعارف است نه تورم بلند مدت یا کوتاه مدت.

تورم ناشی از جهش‌های قیمتی کاهش ارز پول ملی است

یک پارادوکسی را بعضاً کسانی که خودشان را در قالب فقط تئوری‌ها می‌بینند، مطرح می‌کنند این است که مهار تورم به تولید صدمه می‌زند. از همین‌جا به توهمی به اسم رکود تورمی و لاعلاج بودن آن می‌رسیم. دوستان دقت کنید که تئوری‌های اقتصادی یک فرض اساسی دارند و آن هم ثبات سایر شرایط است. ثبات سایر شرایط یعنی شما تئوری را دارید در یک شرایط آزمایشگاهی مطرح می‌کنید و نه در واقعیت؛ بنابراین شما پدیده‌های واقعی اقتصاد را با تئوری‌هایی که در شرایط آزمایشگاهی تعریف شده‌اند تحلیل نکنید و راه‌حل برای مشکلات کشور بر اساس شرایط آزمایشگاهی و تئوری‌ها ارائه ندهید.

آنچه که در حقیقت مطرح است این است که تورم در کشور ما ناشی از افزایش نقدینگی نیست که جمع‌آوری آن راه علاج باشد. تورم در کشور ما ناشی از جهش‌های قیمتی کاهش ارز پول ملی است و اگر ما بخواهیم اقدامی انجام دهیم که هم تورم را کاهش دهیم و هم تولید را رشد دهیم، مستلزم اتخاذ سیاستی است که ارزش پول ملی من را بالا ببرد. فرض کنید که قیمت دلار در کشور نصف شود. این به معنی این است که قدرت خرید مردم و قدرت پول ملی مردم دو سه برابر شده است. از طرف دیگر قیمت تمام شده کالاها کاهش پیدا کرده است. یعنی تقاضای کل از دو طرف تحت‌فشار افزایشی قرار می‌گیرد؛ از جهت افزایش قدرت خرید، از جهت کاهش قیمت‌ها؛ بنابراین تولید رشد خواهد کرد.

www.titrebartar.com

 

رشد تقاضا با رشد تورم مواجه نیست؛ چون تورم ناشی از تقاضا اگر یک عامل مثبت است، کاهش هزینه‌ها در کاهش تورم عاملی بسیار مؤثر خواهد بود. این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه شما امکان جایگزینی را برای پول ملی حذف کنید. اگر این کار را بکنید شما سرمایه‌ها را به سمت فعالیت‌های تولیدی سوق خواهید داد و فعالیت‌های غیرمولد را تهدید می‌کنید. بنابراین هیچ‌گونه تضادی برای استراتژی که می‌شود انتخاب کرد که هم تورم را کنترل کند و هم تولید را افزایش دهد وجود ندارد؛ بلکه هماهنگی کامل در اتخاذ یک سیاست مناسب و آن هم روشی است که به افزایش قدرت پول ملی منتهی می‌شود، وجود دارد و این تنها راه نجات کشور است. ما هیچ راهی جز این گزینه نداریم.

نقش اساسی سیستم مالیاتی در مهار تورم

ابزار اصلی رفع مشکل کشور یعنی رفع تورم و رشد تولید، سیاست مالی است. یعنی اگر شما می‌خواهید رشد تولید ایجاد کنید، هیچ چاره‌ای ندارید جز اینکه فعالیت‌های غیرمولد را تهدید کنید؛ یعنی نرخ‌های مالیاتی وضع شود بر این فعالیت‌های غیرمولد به حدی بالا که علی‌رغم سوددهی فراوان آنها و ریسک کم آنها این نرخ به‌مراتب بالاتر از مالیات‌بردرآمد، باعث تغییر رفتار بشود. موضوع مشمول شدن مالیات این فعالیت‌ها نیست. بعضی در طراحی CGT که در مجلس کرده‌اند – که بسیار ناقص هست - موضوع فقط مشمول مالیات شدن اینها نیست.

موضوع اساسی تغییر رفتار فعال بخش خصوصی از فعالیت در بخش غیرمولد به بخش مولد است و این حاصل نمی‌شود مگر با نرخ‌های بالای مالیاتی.شما نمی‌توانید این نرخ‌ها را اعمال کنید تا زمانی که فعالیت در بخش غیرمولد غیرقابل‌ردیابی است. شما نمی‌توانید مدعی برخورد با فعالیت غیرمولد در بخش بازار ارز و طلا باشید وقتی نمی‌توانید نقل‌وانتقال ارز و طلا را ثبت کنید. شما نمی‌توانید با سفته‌بازی در بازار ملک و خودرو برخورد کنید وقتی اجازه معاملات قولنامه‌ای را در این دو بخش می‌دهید.

پس در استراتژی که برای تحقق شعار سال باید مدنظر قرار بگیرد، سیستم مالیاتی و مالیات عایدی سرمایه مؤثر و تغییر رفتاردهنده نقش اساسی و محوری را دارد که باید با اصلاحاتی که سریعاً در نظام مالیاتی صورت می‌گیرد به مرحله اجرا گذاشته شود و اگر شما نقل‌وانتقال شبه پول‌ها را منظم و مدیریت کنید، با حجم واقعی اقتصاد در ایران روبه‌رو خواهید شد که به‌مراتب بزرگ‌تر از وضعیت کنونی است. نه حجم کامل واقعی ولی حجم قابل‌قبول واقعی و این حجم واقعی یا قابل‌قبول واقعی می‌تواند مالیاتی به‌مراتب بالاتر از نیاز بودجه دولت، برای دولت تأمین کند؛ یعنی ما اگر درست استراتژی‌مان را انتخاب کنیم، با پدیده‌ای به اسم کسری بودجه مواجه نخواهیم بود.

به هر ترتیب ما باید سیستم را به نحوی اداره کنیم که مدیری نتواند تخلف کند و سیستم را به‌گونه‌ای سوق دهیم که اگر مدیری تخلف کرد آن مجموعه‌اش زیان آن تخلف را بپردازد والا احتکار ارز، ملک، طلا و اینها در همه جای دنیا قابل‌اجرا است. اینکه اجرا نمی‌شود، به‌خاطر قوانین مالیاتی است که بر روی این موارد بسیار شدید است. قوانین پولی و بانکی و بسیار شدید و هزینه تخلف از این قوانین جدی و بالا است و تغییر رفتار ایجاد می‌کند.

اینکه در دنیا مردم فرهنگ مالیاتی در کشورهای پیشرفته دارند، به‌خاطر این نیست که مردم خیلی خوب هستند. اینکه آدم‌های خوبی هستند، به‌خاطر اینکه قانون وجود دارد. آنجا شما اگر فرار مالیاتی بکنید از هستی شما را ساقط می‌کنند. به همین خاطر فرد اظهارنامه‌اش را می‌دهد و مالیاتش را پرداخت می‌کند. در کشوری که فرار مالیاتی جرم نیست؛ جرم هست ولی روی آن اقدامی انجام نمی‌شود یا جرمی که تعریف شده است متناسب با فرار مالیاتی نیست. در کشوری که شما اجازه نقل‌وانتقال بدون ثبت شبه پول‌ها را دارید، شما نمی‌توانید یک اقتصاد شکوفا درست کنید و هر چه‌قدر هم هوار بکشید که من مدیر عوض می‌کنم، نتیجه‌ای نخواهد داشت. شما باید سیستم را درست کنید و در این سیستم کسی نتواند تخلف کند.



+ 5
مخالفم - 4
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری