تیتربرتر: تعللورزی، مشکلی چنان قدیمی در تاریخ بشر است که فلاسفهی یونان باستان مانند سقراط و ارسطو، کلمهای را برای توصیف این نوع رفتار ابداع کردهاند: اکراسیا (Akrasia). مفهوم اکراسیا، انجام عملی است که خلاف عقیدهی خود انجام دهید. درواقع ما کاری را انجام میدهیم، درحالی که میدانیم باید کار دیگری را انجام دهیم. میتوان گفت اکراسیا معادل تعللورزی یا عدم کنترل خود است. طبق تعاریف مدرن، تعللورزی، عملِ به تأخیر انداختن یا تعویق وظیفه یا مجموعهای از وظایف است. بنابراین آن را تعللورزی، اکراسیا یا هرچیز دیگری بنامید، این همان نیرویی است که شما را از پیگیری آنچه میخواهید انجام دهید، باز میدارد.
پدیده ناسازگاری
ناسازگاری زمانی اشاره به گرایش مغز انسان در ارتباط با ارزشگذاری بیشتر روی پاداشهای فوری نسبتبه پاداشهای آینده دارد. بهترین راه برای درک چنین مسئلهای، آن است که تصور کنید شما دو حالت (در خود) دارید: «خود فعلی» و «خود آینده». هنگامی که اهداف خود را تعیین میکنید (مانند کم کردن وزن، نوشتن کتاب یا یادگیری زبان) درواقع درحال برنامهریزی برای خود آینده هستید. شما درحال تجسم چیزی هستید که دوست دارید زندگی در آینده به آن صورت باشد. پژوهشگران دریافتهاند که وقتی درمورد خود آینده فکر میکنید، مغز انجام آن اعمال را با درنظر گرفتن مزایای بلندمدت ارزشگذاری میکند.
درواقع این خود آینده است که پاداشهای بلندمدت را ارزشگذاری میکند. البته درحالی که خود آینده میتواند اهدافی را تعیین کند، این خود فعلی است که میتواند اقدام کند. وقتی زمان تصمیمگیری فرا میرسد، دیگر برای خود آینده انتخابی نمیکنید. اکنون در لحظهی حال هستید و مغز درمورد خود فعلی فکر میکند. پژوهشگران دریافتهاند که خود فعلی درواقع به خشنودی فوری علاقمند است و بازپرداخت طولانیمدت را دوست ندارد. بنابراین خود فعلی و خود آینده اغلب با هم در تضاد هستند. خود آینده میخواهد آراسته و متناسب باشد درحالی که خود فعلی خوردن یک شیرینی را ترجیح میدهد.

چگونه میتوانیم به کمک نشانههای بصری، از تعللورزی مزمن پیشگیری کنیم؟
راه دیگر برای غلبه بر دام تعللورزی مزمن، استفاده از نشانههای بصری برای آغاز عادات و اندازهگیری پیشرفت است. یک نشانهی بصری چیزی است که میتوانید آن را ببینید (یک یادآوری دیداری) تا شما را به انجام کار تشویق میکند. نشانههای بصری به شما یادآوری میکنند که یک رفتار را آغاز کنید. ما اغلب به خودمان درمورد توانایی به یادآوردن عادت جدید دروغ میگوییم: «من این بار واقعا میخواهم غذا خوردن سالمتر را آغاز کنم.» اما چند روز بعد این انگیزه محو میشود و باز مشغلههای زندگی برمیگردند. امیدواری به اینکه میتوانید انجام عادت جدید را بهراحتی بهیاد آورید، عموماً دستورالعملی منتج به شکست است. پایبندی به عادات خوب، وقتی که محیط شما را درجهت آن سوق میدهد، آسانتر است.
بیشتر بخوانید:
نشانههای بصری، همچنین پیشرفت شما را در یک رفتار نشان میدهند. همه میدانند که ثابتقدمبودن یک مولفهی اصلی از موفقیت است اما افراد کمی بررسی میکنند که در زندگی تا چه حد ثابت قدم هستند. داشتن یک نشانهی بصری (مانند تقویمی که پیشرفت شما را نشان دهد) موجب اجتناب از این دام میشود زیرا این ابزار همچون یک سیستم اندازهگیری درونی عمل میکند. با نگاهی به تقویم، فورا میزان پیشرفت خود را خواهید سنجید. نشانههای بصری میتوانند روی انگیزه نیز تأثیرگذار باشند. با مشاهدهی شواهد بصری مرتبط با پیشرفت، طبیعی است که انگیزهی شما برای انجام آن کار بیشتر شود. این اثر در پژوهشهای اقتصاد رفتاری، «اثر پیشرفت اهدایی» نامیده میشود. دیدن پیشرفتهای قبلی، روشی برای آغاز عمل مثمر بعدی است. دو مورد از استراتژیهایی که در آن از سرنخهای بصری استفاده میشود، استراتژی گیرهی کاغذ است که برای مبارزه با تعللورزی روزانه مفید بوده و استراتژی ساینفلد، که برای حفظ ثبات قدم طی یک دورهی طولانیمدت عالی است.
عوامل دیرکردن و تعلل ورزی در زمان
بهگفتهی کارشناسان، عادت دیر کردن و تعلل ورزی احتمالاً ناشی از عوامل متعددی ازجمله درک زمان، مدیریت زمان و شخصیت است. هوگو اسپایرز، استاد علوم اعصاب شناختی در کالج دانشگاهی لندن و از نویسندگان مطالعهای که سال ۲۰۱۷ در مجلهی Hippocampus منتشر شد، به لایوساینس گفت: «احتمالاً سازوکاری در مغز وجود دارد که موجب میشود برخی افراد دیر سر جلسات حاضر شوند، زیرا آنها مدت زمانی را که طول میکشد تا به آنجا برسند، کمتر از حد واقعی ارزیابی میکنند.» اسپایرز توضیح میدهد، هیپوکامپ ناحیهای از مغز است که برخی از جنبههای زمان مانند یادآوری زمان انجام کار و مدت زمانی را که آن کار طول میکشد، پردازش میکند.
پژوهش منتشرشده در مجلهی Nature Reviews Neuroscience نشان میدهد نورونهای هیپوکامپ بهعنوان سلولهای زمان عمل میکنند و در ادراک و خاطره ما از رویدادها نقش دارند، اما اینکه دقیقا چرا برخی افراد همیشه زمان را کمترازحد واقعی برآورد میکنند، مشخص نیست.

یکی از عوامل تأثیرگذار میتواند میزان آشنایی ما با یک فضا باشد. اسپایرز برای مطالعهی سال ۲۰۱۷ از ۲۰ دانشجو که بهتازگی به لندن نقل مکان کرده بودند، خواست تا نقشهی منطقهی دانشکده خود را بکشند و مدت زمان سفر به مقاصد مختلف را تخمین بزنند. درحالیکه اگر دانشجویان منطقه را بهخوبی میشناختند، تخمینهای فضایی آنها بهبود پیدا میکرد، هرچه با منطقه آشناتر بودند، مدت زمان سفر را کمتر درنظر میگرفتند. بهگفتهی اسپایزر، اگر با فضایی خیلی آشنا باشید، زحمت رفتوآمد را کمتر درنظر میگیرید.
در برخی موارد، افرادی که دیر میکنند، ممکن است زمان کافی برای انجام کارهای غیرمرتبط با سفر مانند آمادهشدن در هنگام صبح را درنظر نگیرند. پژوهش منتشرشده در مجلهی Memory & Cognition نشان میدهد براساس مدت زمانی که فکر میکنیم وظایف ما در گذشته طول کشیده است، تخمینهای زمانی را انجام میدهیم، اما خاطرات و ادراک ما همیشه دقیق نیستند.
امیلی والدوم، استاد معین در دانشگاه کمپل در کارولینای شمالی و نویسنده اصلی مقاله سال 2016 که در مجلهی Journal of Experimental Psychology: General منتشر شد، در ایمیلی به لایوساینس نوشت: «اگر تجربه زیادی در انجام یک کار داشته باشیم، احتمال اینکه مدت زمانی را که این کار طول میکشد، کمترازحد تخمین بزنیم، بیشتر است.» در این مطالعه، والدوم دریافت که عوامل محیطی مانند موسیقی میتوانند حس زمان را تحریف کنند.
والدوم نشان داد هنگام پاسخ به سؤالات اطلاعات عمومی، برخی افراد براساس تعداد آهنگهایی که در پسزمینه پخش میشد، مدت زمان لازم برای پاسخگویی را اشتباه تخمین میزدند. افراد جوان در صورت شنیدن چهار آهنگ کوتاه در مقایسه با زمانی که دو آهنگ طولانیتر میشنیدند، با احتمال بیشتری زمان موردنیاز را بیشتر تخمین میزدند. این امر ظاهراً بر درک افراد مسنتر از زمان تأثیری نداشت.
یکی دیگر از عوامل محیطی مؤثر در دیر کردن ممکن است شلوغی باشد. در مطالعهای که سال ۲۰۲۲ در مجلهی Virtual Reality منتشر شد، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند تا طول سفر مترو با شلوغیهای مختلف را تخمین بزنند. شرکتکنندگان سفر در شرایط شلوغ را ۱۰ درصد طولانیتر از سفر در شرایط خلوت تخمین میزدند. بهگفتهی پژوهشگران، این امر با ناخوشایند بودن تجربه ارتباط دارد.
شخصیت نیز در دیر کردن نقش دارد. والدوم گفت، برخی از ویژگیهای شخصیتی نظیر وظیفهشناسی کمتر میتواند موجب شود برخی افراد وظایفی را که از قبل برنامهریزی کردهاند، فراموش کنند. او افزود عامل دیگری که ممکن است بر وقتشناسی افراد تأثیر بگذارد، توانایی آنها در انجام چندین کار به طور همزمان است.
پژوهش منتشرشده در مجلهی Advances in Cognitive Psychology نشان داده است افرادی که همزمان چند فعالیت انجام میدهند، احتمال کمتری وجود دارد که همهی فعالیتهای برنامهریزیشده خود را به خاطر آورده و بهموقع انجام دهند. والدوم گفت: «در این حالت برنامهریزیها میتواند به هم بخورد، زیرا نمیتوانیم همزمان به چندین وظیفه توجه کنیم.»
نویسنده : لیلا مرادی

























































