تیتربرتر: یکی از محبوبترین و موفقترین محصولات شبکه نتفلکیس، سریال Dark است. سریال دارک یا تاریک یکی از بهترین سریالهای علمی-تخیلی است که تاکنون سه فصل آن ساخته و منتشر شده است. تاریک (Dark) داستان یک چالش فراطبیعی بین چند خانواده در شهر کوچکی در آلمان پس از ناپدید شدن دو کودک است.
تاریخچه سریال
اولین قسمت سریال دارک در اول دسامبر ۲۰۱۷ پخش شد تا به اولین سریال اورجینال آلمانی زبان شبکه نتفلیکس تبدیل شود. فصل دوم سریال در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۹ پخش شد. فصل سوم و پایانی سریال هم در ۲۷ ژوئن ۲۰۲۰ پخش شد. از سریال دارک به دلایل مختلفی ستایش های زیادی شده است، از مضمون عجیب و تاثیرگذار تا جذابیت های بصری، بازیگری های عالی، موسیقی متن و مهمتر از همه سناریو و روایت بسیار پیچیده و مبهوت کننده اش.
ژانر: درام، دلهره آور، علمی تخیلی
سازنده: باران بو اودار، یانتیه فریز
نویسنده: انتیه فریز، رونی اسخالک، دافنه فرارو
کارگردان: باران بو اودار
فیلمبرداری: نیکلاس سومرر
بازیگران: لوئیس هوفمان، اولیور مازوچی، یوردیس تریبل، مایا شونه، سباستین رودولف، مارک واشکه، کارولینه ایخورن
تعداد فصل ها: ۳ فصل
تعداد قسمت ها: ۲۶ قسمت
محصول کشور: آلمان
شبکه اصلی: نتفلیکس
خلاصه فیلم
موضوع سریال دارک سفر در زمان است. این مجموعه داستانی پیچیده و چند لایه داشته و برای درک کامل آن نیاز به دقت و حواس بالایی دارید. داستان سریال دارک در شهری خیالی به نام ویندن اتفاق میافتد. در این شهر بچهها در حال ناپدید شدن هستند. و همین باعث میشود که چهار خانواده و گذشتهشان به یکدیگر مرتبط شود. راز و رمزهای گذشته بر زندگی سه نسل از همین خانوادهها تاثیر میگذارد. شخصیت اصلی سریال دارک پسری به نام جوناس کانوالد است. یک نوجوان که سعی دارد با خودکشی پدرش کنار بیاید. از طرف دیگر اولریک نیلسن یک افسر پلیس است که برادرش 33 سال پیش گم شده و حالا هم پسر کوچکش گم شده است.

شخصیت های تاریک
فصل اول به نوعی حکم مقدمه و معرفی چارچوب سریال را دارد و با استفاده از الهامات مختلف به خوبی مفاهیم فلسفی را در کالبدی از زمان به ما معرفی میکند. نام سریال به خوبی با محتوای آن هماهنگ است. شاید در ابتدا بگویید کلمهی “تاریک” شاید چندان ربطی به مسائل زمان نداشته باشد اما تاریکی مانند ماری چنبر زده سایه خود را بر کل سریال انداخته است. از پرداخت به شهر ویندن شروع میکنیم.
ویندن شهری به مثابهی نیروگاه اتمی چرنوبیل است وقتی که هیچ وقت راکتور منفجرشدهی آن بسته نشود و تاریکی به صورت رادیواکتیو واری در خیابانها و بلوکهای شهر رخنه کرده است از فضای دود مانند و خفقان آور نیروگاه اتمی گرفته که کارگردان به عمد و در سکانسهای مختلف بر آن تاکید میکند تا شهروندانی که هرکدام در پشت عمیقترین و کثیفترین رازهایشان پنهان شدهاند و با لبخندهای انتزاعی مهر و محبت خود را به هم نشان میدهند و بارانهایی که به دلیل وجود آلایندههای نیروگاه اسیدی شده و انگار بر خلق و خوی مردم نیز تاثیر گذاشته است.

تاریکترین بخش سریال را شاید بتوان به شخصیتهای آن نسبت داد. شخصیتهایی که با سفرهای مختلف در زمان، بخشهای مختلفی از شخصیت خود را نمایان میکنند یا بعضا با نشان دادن گذشتهی آنها پرداخت میشوند. از هانای نوجوان سال ۱۹۸۶ گرفته که بخاطر عشق خود به اولریک نیلسن حتی سعی میکند رابطهی او با کاترینا را تعرض به پلیس معرفی کند تا سال ۲۰۱۹ که با ایجاد رابطه با اولریک زمینه ساز خیانت به کاترینا شده است و حتی در فصل دوم به نهایت بیاخلاقی سقوط میکند و پس از این که اولریک (که بنابر اقدام برای کشتن هلگه در زندان به سر میبرد) در نهایت خانوادهاش را بر او ترجیح میدهد، رها میکند، سعی در اغوای اگون تیدمن در سال ۱۹۵۳ دارد. این ترجی همچنین زمانی بیشتر نمایان میشود که اولریک پس از ناپدید شدن فرزندش میکل، سعی در خاتمهی رابطهاش با هانا دارد و گم شدن او را به نوعی تقاص کارهایش میداند.
مجموعه بی عیب و نقص
سریال دارک را میتوان یک مجموعهی بیعیب و نقص هنری دانست؛ چرا که در تمامی زمینهها عملکرد مناسب و به یاد ماندنی دارد. بخش فنی این سریال هم مانند بخش داستانیاش به خوبی کار شده و حتی کوچکترین جزئیات هم مورد توجه قرار گرفته است. همانطور که اشاره شد داستان سریال Dark در طول ۱۵۰سال روایت میشود. به همین دلیل سازندگان آن باید به جزئیاتی مثل طراحی صحنه و لباس متناسب با هر دوره از زمان به خوبی توجه میکردند.

ماشینها، فناوریها، نوع پوشش و در برخی موارد نورپردازی استفاده شده برای فیلمبرداری این اثر دست به دست هم دادهاند تا هر دوره از زمان را در این سریال از دیگری متمایز کنند. به عنوان مثال در قسمتهایی که در دههی ۱۹۲۰میلادی روایت میشود، هیچ یک از بازیگران لباسهایی که دارای زیپ باشند به تن ندارند چون زیپ برای اولین بار در دههی ۱۹۳۰میلادی به تولید انبوه رسید. اما تقریبا تمام شخصیتهای داستان در زمان حال از لباسهایی با زیپ استفاده میکنند.
بیشتر بخوانید:
نمونهی دیگر، نورپردازی این اثر در سکانسهای مربوط به آیندهی پسا آخر الزمانی است. تمامی قسمتهایی که در این بازهی زمانی ضبط شدهاند، از نورپردازی حداقلی بهره میبرند و کارگردان تمام تلاش خود را به کار گرفته حتی در فضاهای باز و برداشتهای خارجی فضایی دلگیر، کم نور و بالتبع غمانگیز خلق کند. موارد این چنینی باعث شده تا سریال Dark به خوبی بینندگان را با خود به سفری پر پیچ و خم در زمان برده و آنها را در جهانی که به تصویر میکشد، غرق کند.
موسیقی فوق العاده
سریال Dark جزء معدود آثاری است که تقریبا هیچ عیب و ایرادی نمیتوان از آن گرفت. شاید تلاشهای مکرر قهرمانان داستان برای تغییر مسیر زمان و شکستهای پیاپی در این راه گاهی خستهکننده و تکراری به نظر برسد، اما نباید فراموش کنیم که تاکید سازندگان این سریال بر تکرار، حتی در طراحی تیتراژ آن، از روی عمد صورت گرفته تا شاید به نوعی پوچی و ناتوانی بشریت را به تصویر بکشد. تماشای این اثر، ذهن و فکر بیننده را تا مدتها درگیر خود کرده و تصویری که ما از جهان خود و قوانین به اصطلاح جهان شمول علم فیزیک داریم را به چالش میکشد؛ تجربهای که این روزها به دلیل حجم انبوه آثار تجاری، کم عمق و بلاک باستر سینمایی و تلویزیونی کمتر شاهد تحقق آن هستیم.

دومین نکتهی فنی سریال که هموار بینندگان را همراهی میکند، موسیقی آن است. موسیقی متن این اثر توسط «بن فراست» طراحی شد. عملکردِ فراست در این سریال، بسیار شبیه به فعالیتهای هنری «هانس زیمر»، به خصوص موسیقی متن فیلم «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight) است. موسیقی سریال دارک، بیشتر به صورت مجموعهای از اصوات و نتهای گنگ به گوش مخاطب میرسد تا یک آهنگ با چهارچوبی سنتی. استفاده مکرر از سازهای زهی برای ایجاد حس دلهره و سردرگمی در کنار افکتهای الکترونیکی باعث شده تا موسیقی این سریال هم درست مانند داستان آن، ماهیت چند وجهی و معماگونه داشته باشد. برای درک اهمیت موسیقی فراست در این سریال کافیست یکی از سکانسهای هیجان انگیز آن را یک بار بدون صدا و بار دیگر با صدا تماشا کنید و به تاثیر موسیقی متن در برانگیختن احساسات بیننده پیببرید.
بازیگران و شخصیت های سریال دارک
در سریال Dark شخصیتهای زیادی وجود دارند. و البته این شخصیتها در زمان هم سفر میکنند و معمولا آنها را در سه دوره مختلف میبینیم. در اوایل همین موضوع سریال Dark باعث سردرگمی مخاطبان خواهد شد.
جوناس کانوالد
جوناس کانوالد یک دانشآموز دبیرستانی است که سعی دارد با خودکشی پدرش کنار بیاید. در این دوره جوناس را در سالهای 2019 و 2020 میبینیم. لوئیس هافمن (Louis Hofmann) نقش جوناس در این دوره را بازی کرده است.

اما در همین سالهای 2019 و 2020 جوناس با شکل و شمایل دیگری هم وجود دارد. حالا او مرد جوانیست که در شهر کسی او را نمیشناسد و به نام «غریبه» معروف است. نقش جوناس در این دوره را آندریاس پیتسچمن (Andreas Pietschmann) بازی میکند.
هانا کانوالد
در سال 1986 هانا کروگر دختری خجالتی و گوشهگیر است. نقش او را الا لی (Ella Lee) بازی میکند. در سال 2019-2020 هانا زنی جوان و یک ماساژور است. او همسر مایکل و مادر جوناس است. البته بعد از خودکشی مایکل، با اولریک رابطهای پنهانی دارد. غافل از این که اولریک در واقع پدر شوهرش است! نقش هانا را در این دوره ماجا شون (Maja Schöne) بازی میکند.

میکل نیلسن / مایکل کانوالد
میکل نیلسن کوچکترین فرزند اولریک و کاتاریناست. زمان اصلی او سال 2019 است اما به سال 1986 برده میشود. دان لنارد لیبرنز (Daan Lennard Liebrenz) نقش میکل را بازی میکند. میکل باز هم در سال 2019 است. اما این بار سنش بالا رفته و نامش مایکل کانوالد است. مایکل با هانا ازدواج کرده و پدر جوناس است. سریال Dark با صحنه خودکشی مایکل شروع میشود. سباستین رادولف (Sebastian Rudolph) نقش مایکل کانوالد را بازی کرده است.

ترونته نیلسن
دوران کودکی ترونته را در سال 1953 میبینیم. او پسر اگنس است و به تازگی به ویندن آمدهاند. جوشیو مارلون (Joshio Marlon) نقش کودکی ترونته را بازی میکند.
وقتی ترونته بزرگ میشود با جانا ازدواج میکند. او را در سال 1986 میبینیم که پدر اولریک است و پسر کوچکش گم شده است. او یک روزنامهنگار است و نقشش را در این دوره فلیکس کرامر (Felix Kramer) بازی میکند.
در سال 2019 دوران پیری ترونته را با بازی والتر کری (Walter Kreye) میبینیم. او پدربزرگ مگنوس، مارتا و میکل است.


























































