دور دوم از مصاحبه را شروع کردم. با اهالی چندین ده موضوع را بحث کردم و گفتم هماکنون شما نفت برای روشنایی مصرف میکنید. اگر کمی بیشتر نفت بخرد، گرمای شما هم با این نفت تامین میشود.
همه قبول کردند که اگر ما چراغی به آنها بدهیم که هم روشنایی شب را تامین کند و هم روی آن بشود غذا بپزند و اگر نفت را ارزانتر بخرند حاضرند دست از برش درختان و مصرف زغال و فضولات گاو بکشند. نفت آن موقع لیتری دو قران و ۱۰شاهی بود. گفتند اگر دولت نفت را یک قران بفروشد ما برنامه دولت را اجرا میکنیم. البته باید یادآوری کرد که همه دهاتیها بیماری چشم داشتند؛ چون مقدار زیادی الکل از مدفوع گاو در محیط خانه آنها پخش بود. با مصرف نفت بیماری آنها هم از بین میرفت و زندگی آنها تمیز میشد.


























































