پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: چهارشنبه, ۰۲ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۰۶ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
جمعه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۳۴
۰
۰
نسخه چاپی
بمناسبت روز خبرنگار؛

تنها دکه روزنامه بدون تنقلات و سیگار ایران!

بمناسبت روز خبرنگار؛
همزمان با روز خبرنگار از خاطرات و گلایه های روزنامه نگار و روزنامه فروشی می گوییم که حتی یک نخ سیگار و تنقلاتی را در باجه فروش روزنامه اش طی ۴۱ سال فعالیت نفروخته است!

 از نسلی می گوییم که خاطراتش را کنار دکه های مطبوعاتی و بین روزنامه ها جستجو می کرد، از فرار شاه تا آمدن امام، کیهان بچه ها، گل آقا، و مهمتر از همه روزهای سخت و خاطره ساز کنکور و اعلام قبولی هایش در روزنامه، و ... گذشته هایی فراموش نشدنی! و این نسل در روز خبرنگار اینگونه روزهایش را مرور میکند.

جایگاه دکه ها با فضای مجازی عوض شده!

جایگاه دکه ها با فضای مجازی عوض شده!
جایگاه دکه ها با فضای مجازی عوض شده!

 

گذشته هایی که انگار خیلی دور بودند، دکه های مطبوعاتی با فقط چند روزنامه و مجله همیشه هر ساعت روز که از کنارشان می گذشتی جلوی آنها شلوغ بود و عده ای بودند که به دنبال خرید و خواندن سر می زدند اما امروز حال و هوایشان دلگیرتر از هرروز است.

 این روزها با این همه پیشرفت، دکه های مطبوعاتی چون گذشته جایگاهی بین خوانندگان اخبار نداشته و جای خود را با گوشی های موبایل و خبررسان های مجازی عوض کرده اند! حال اینکه دکه داران چگونه از مرز آن همه شور و اشتیاق مردم به روزنامه ها به دنیای مدرن و فضای مجازی امروز قدم گذاشته اند و حالا با این همه ابزارهایی که خبرها را آنلاین می رسانند، دکه داران چه حال و روزی دارند همزمان با روز خبرنگار  به سراغ تنها دکه دار روزنامه اردکان رفتیم.

رونامه فروشی با موتور وکیهان ۴ ریالی!

محمود حیدری تنها دکه دار روزنامه فروشی اردکان در گفت و گو با خبرنگار ایسنا گفت: ۴۱ سال پیش که با موتور سیکلت ام، کیهان ۴ ریالی را با عشق به در این خانه و آن خانه می بردم هیچوقت به روزهای خلوت و تلخ امروز نمی اندیشیدم!

این دکه دار با یادی از خاطرات گذشته اش ادامه داد: بعد از کیهان کم کم روزنامه جمهوری، ایران، جام جم و در ادامه مجلات ورزشی و پر مخاطب به صف فروش محصولاتم اضافه شد تا جایی که دیگر با موتور هم جوابگوی علاقه مندان جراید و نشریات و روزنامه ها نبودم تا دست به تصمیم بزرگی زدم.

در باورم هم نبود که چه اتفاقی افتاده! و من تنها روزنامه فروش شهر تاریخی و پر از بزرگان علم و دانش استان یزد یعنی اردکان شده ام و این تازه آغاز راه چلّه نشینی من بود!

در همان روزهای شلوغی تصمیم گرفتم مغازه ای را در خیابان سعدی اردکان بخرم و هرروز با اشتیاق ساعت ۴ صبح درب آن را بگشایم! تا مردم را با یک لقمه مطالعه دعوت به زندگی کنم!

افتخار فرهنگی بودن در کنار روزنامه فروشی

آقا محمود دکه دار که این روزها رنگ پیری نیز بر رخساره نشانده، با اشاره به شغل شریف خدمتکاری و فرهنگی بودنش در چند مدرسه اردکان افزود: همیشه افتخارم این بود که خدمتگزار فرهنگیان و دانش آموزان باشم چون کارمند آموزش و پرورش بودن برایم ارزشمند بود، بر همین علاقه ساعت ۵ صبح روزنامه های رسیده را به درب خانه مشتریان میرساندم تا بتوانم ساعت ۷ صبح در مدرسه حاضر شوم و چایی قندپلو برای معلمان آماده سازم.

وی یکی از افتخارات دیگرش را خبرنگاری چند رسانه مطرح کشور می داند و می گوید: هر چند بسیاری از کیوسک های روزنامه فروشی را کم سواد و کم دانش می خوانند تا جایی که  تفکر سود فروش سیگار و آب میوه بیشتر است تا روزنامه و مجله! را به آنها ربط میدهند! اما من خبرنگاری جمهوری اسلامی، کیهان و ایرنا را از افتخارات زندگی خودم میدانم!

تنها کیوسک روزنامه بدون تنقلات و سیگار ایران!

تنها کیوسک روزنامه بدون تنقلات و سیگار ایران!
تنها کیوسک روزنامه بدون تنقلات و سیگار ایران!

 

حیدری افزود: البته وقتی به فروش تنقلات و سیگار و تخمه در کنار باجه ارائه علم و فرهنگ و خبر! فکر میکنم روزم خراب میشود چرا که بعد از ۴۱ سال حتی یک دانه تخمه یا یک بسته پفک و خدایی نکرده یک نخ سیگار نیز در دکه من به فروش نرفته و این خود یکی دیگر از افتخاراتم در این سال هاست که بدان می بالم.

وی تصریح کرد: از نظر بسیاری از کیوسک داران ، ارزش فروش سیگار و آب میوه و مجلاتی که عکس هنر پیشه را چاپ می کند بیشتر از روزنامه هایی است که فرهنگ سازی و خبررسانی می کند و به سرنوشت کشور در بخش های مخلتف سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی بها می دهد! اما من هیچگاه بدین شکل نیاندیشیده ام! تاجایی که این روزهای تنها کیوسک روزنامه اردکان حال خوشی ندارد!

حیدری با اشاره به تجمع روزنامه فروشان کشور درچند مدت گذشته مبنی بر اعتراض به جلوگیری فروش تنقلات و سیگار تصریح کرد: من در شان خودم و شهرم نمی دانم حتی تخمه و تنقلات در باجه فروش روزنامه ام داشته باشم چه برسد بخواهم روزی به فروش سیگار در این اتاقک چندمتری ام فکر کنم!

وی می گوید بیشتر دکه های فروش روزنامه کشور روبه تعطیلی است یا به سمت فروش تنقلات و سیگار روی آورده اند و راه درآمد خود را در مسیری غیر از فروش روزنامه پیدا کرده اند!

آقا محمود روزنامه فروش اردکان با آهی از دل خاطرنشان کرد: اوج کارم اوایل انقلاب و در پی علاقه مردم با شور و شعف انقلابی و پیروان خط امام و نگاه های داغ مردم به صفحات روزنامه ها بود تا جایی که این اوج گیری در دوران اصلاحات به حداعلاء ی خود رسید و از آن پس دیگر گرمی بازار و تنور روزنامه فروشی و مجلات و جراید به آن ایام باز نگشت و هر روز به سردی گرایید.

کرونا درد فراگیر و بی درمان روزنامه ها!

این فرهنگی بازنشسته تاکید کرد: نه تنها بی توجهی سالیان اخیر به روزنامه و علم آموزی مردم در عزلت روزنامه فروشی تاثیر گذار بود بلکه این بیماری منحوس کرونا نیز درد دوری مردم از روزنامه ها را تشدید و به اوج خود رساند.

وی با بیان اینکه اپیدمی ویروس کرونا، فروش روزنامه ها را به شدت کاهش داده و  فضای مجازی جای خود را به روزنامه خوانی سپرده است تاکید کرد: نه تنها تفکرات مردم چون گذشته نیست، و خرید روزنامه از سبد کالاها حذف شده، بلکه رقیب کنونی روزنامه ها فضای مجازی با همراهی گرانی مطبوعات برای روزنامه خوانان سنتی نیز دردسری شده که حتی خود روزنامه ها نیز در گیر و دار تعطیلی هستند چرا که گرانی کاغذ و هزینه های چاپ نیز از آن طرف راه را برای این مسیر پرطلاتم سخت تر کرده است.

حیدری که تنها نماینده فروش و توزیع و خبرنگار نشریات کشوری و محلی در ابتدای مسیر مطبوعات کشور در شهر خود بوده اکنون به مشکلاتی از جمله هزینه آب، برق و  دیگر هزینه های جاری تنها باجه مطبوعاتی اردکان اشاره می کند و می گوید: اردکان را در کتاب های تاریخی "یونان کوچک" نام نهاده اند و این حال و روز ناخوش بی توجهی به روزنامه و نشریات اشاره به آن دارد که از آن یونان کوچک شاید درسالیان نه چندان دور فقط اسمی بیش نماند که این قصه نه تنها برای اردکان بلکه برای کل کشور نیز آشناتر از گذشته می شود!

وی فروش روزانه اش را چیزی نزدیک به صفر ریال! عنوان می کند و می گوید: شاید نهایت فروش یک روز من به ۱۰هزارتومان نیز نرسد! تا جایی که فروش میانگین در ماه ۱۵ نسخه روزنامه ایران، ۲۵ نسخه جام جم، ۵ نسخه اطلاعات و ۱۰ نسخه کیهان کفاف هزینه های جاری دکه من را نمی دهد!

بی علاقه گی جوانان به روزنامه دردی بزرگ!

حیدری  بی علاقه گی جوانان به روزنامه خوانی را دردی بزرگ عنوان کرد و گفت: یک زمانی جوانان شهرمان روزانه بین ۷۵ تا ۱۵۰ نسخه مجله خانواده سبز و روزهای زندگی مطالعه می کردند که این روزها تا ۵ جلد نیز کاهش یافته و این را باید در چه جستجو کرد نمی دانم!

وی که چندان اهل گوشی و فضای مجازی نبود خاطرنشان کرد: فضای مجازی مزیت ها و معایبی دارد که در جای خود ارزشمند است و باید استفاده شود و اما از آنجا که مطبوعات در دنیا طرفداران خود را دارد  باید در ایران نیز بدان بیشتر از حال کنونی بدان توجه شود! چرا که روزی در جایی خواندم در برخی  کشورها بعضی ها شاید نان شب هم نداشته باشند ولی مطبوعات و خرید روزنامه را از واجبات خود می دانند.

این فرهنگی بازنشسته تاکید کرد: تغذیه روح بهتر از تغذیه جسم است و اگر مردم مطالعه نکنند روزگار تلخی را در پیش رو خواهند داشت که امیداورم بزرگان و مسئولان  کشور و شهرمان نیز برای درمان این درد راه چاره ای بیاندیشند.

روزنامه خوانان باید معتاد روزنامه شوند!

وی در پایان گفت: مسلما دیگر چون گذشته توانایی ندارم، اما بازهم این هنر ماست که باید روزنامه خوان را معتاد به روزنامه خوانی کنیم و در شهری که روزی بزرگان و عالمانی چون ایت الله خاتمی (ره) معلم اخلاق می زیسته حیف است که یک باجه روزنامه فروشی آن هم با دست و پازدن در حال خاموشی باشد!

حیدری با نگاهی به ساعتش که چشم براه مشتری روزنامه خوان و البته جوانانی جویای علم در دم باجه روزنامه فروشی اش بود، آخرین کلامش را اینگونه بیان داشت: خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار...  

صادقیان 



+ 0
مخالفم - 1
منبع: isna.ir
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری