بسیاری بر این باورند که با ثبات نرخ ارز در محدوده فعلی، علاوه بر کاهش جذابیت صادراتی محصولات داخلی، سودهای دورههای بعدی شرکتهای تولیدی بدون محرک رشد قیمت محصولات و با توجه به عدم افزایش ظرفیت تولید و فروش در شرکتها و صنایع گوناگون قابلیت تکرار جهشهای گذشته را ندارد و از این رو نمیتوان به سودهای فعلی نسبت P/ E بالاتری داد.
این موضوع در برخی که قیمت محصولات آنها بهطور مستقیم از قیمتهای جهانی خط میگیرند، ریسک مطرح شده را چند برابر میکند. اما باید به این نکته توجه کرد که وضعیت مورد بررسی بیش از آنکه بهصورت یک ریسک بزرگ مطرح باشد، از جنس نامعلوم بودن آینده است و از این رو با متغیرهای واقعی سر و کار ندارد و بیشتر در فضای گمانهزنی تقویت میشود.
بیشتر بخوانید: نوبت بازنگری در تحلیلهای بورس
از سوی دیگر در شرکتهایی که بیشتر در معرض این نااطمینانیها قرار دارند، نسبتهای P/ E کنترل شدهای دارند. به سودهای فصلی آنها نسبت بالایی داده نمیشود و از این رو نمیتوان گفت که قیمتهای فعلی براساس تعمیم عملکرد سودآوری فصول درخشان تنظیم شدهاست. اما مهمترین و شاید اصلیترین ریسک موجود بیرون از محاسبات و دقتهای عنوان شدهاست.
بسیاری بر این باورند که عدم تجربه رشدهای پر قدرت در بورس آنهم پس از ورود پولهای سرگردان به این بازار میتواند موجبات ناامیدی سرمایههای ورودی را در ادامه راه فراهم آورد. این مهم بهعنوان یک ریسک فراگیر و فارغ از ارزشمندی سهام در سطوح قیمتی کنونی، مطرح است. خروج سرمایههای عموما زیان دیده با انتظارات سودآوری بالا امری دور از ذهن نخواهد بود.
بیشتر بخوانید: سرمایه گذاری در چه شرکتهای بورسی آینده دار است؟
هرچند که مقصد این پولهای خروجی جذابیت چندانی نداشته باشد و به سودهای بزرگتری ختم نشود اما برای بازاری که ابعاد آن به تدریج بزرگ شدهاست، کاهش تعداد فعالان بورسی و جریان نقدینگی ورودی یک سم مهلک خواهد بود. عدم واکنش به متغیرهای بنیادی را میتوان به تغییر سریع این متغیرها و ورود به سطوح جدید سودآوری شرکتها نسبت داد.
هرچند دیرواکنشی سرمایهگذاران به این متغیرها میتواند در کوتاهمدت به ناامیدی اهالی بورسی از سهمهای مزبور و خروج سرمایهها از این بخش بازار بینجامد اما انتظار میرود در میانمدت و بلندمدت تطبیق تدریجی با فضای جدید را شاهد باشیم.


























































