بعد از گذشت سه هفته و فروش فوق العاده 800 میلیون در پاییز 98 آمار فوق العاده ای می تواند برای فیلم هزارتو ساخته امیرحسین ترابی باشد.
درحالی که معادلات فروش اکران پاییزی بر روی فروش بالای فیلمهای دیگری چیده شده بود تا اینجا «هزارتو» با یک فروش افتتاحیه غافلگیرکننده تبدیل به پدیده اکران امسال شد.
اولین فیلم امیرحسین ترابی با بازی شهاب حسینی، پژمان جمشیدی و ساره بیات در سه روز نخست اکران ۸۰۰ میلیون تومان فروخت تا یکی از بهترین افتتاحیه های امسال را به نام خود ثبت کند.
اگر «هزارتو» طی هفتههای آینده با افت فروش مواجه نشود می تواند با این روند به رتبه های بالای جدول فروش سال ۹۸ چشم داشته باشد.
ماجرای هزارتو چیست
زندگی یه هزارتوی پیچیدهاس، همه آدما دنبال راهی برای فرار هستند اما فقط یه مسیر خروج وجود داره و تا موقعی که به مرکزش نَرسی متوجهاش نمیشی!
شهاب حسینی، ساره بیات، غزال نظر، فریبا جدیکار، علیرضا ثانی فر، شیرین یزدان بخش، مریم معصومی و پژمان جمشیدی بازیگران این فیلم هستند.
«هزارتو» از تولیدات ایران نوین فیلم است و سپهر سیفی تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد. همچنین پخش «هزارتو» بر عهده خانه فیلم است.
شهاب حسینی تاکنون در فیلمهایی مانند «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین»، «سوپراستار»، «دلشکسته»، «پرسه در مه»، «آفریقا» و «فروشنده» بازی کرده است. وی برای بازی در «فروشنده» جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن دریافت کرد. شهاب حسینی همچنین فیلم سینمایی «ساکن طبقه وسط» را ساخته است. ساره بیات دیگر بازیگر فیلم «هزارتوو» است. وی در فیلمهایی مانند «جدایی نادر از سیمین»، «رحمان ۱۴۰۰» و سریال «عاشقانه» بازی کرده است.
مطالب مرتبط : نقد و بررسی بهترین فیلم سال 98 + عکس
حواشی فیلم هزارتو
تیپ و ظاهر متفاوت ساره بیات و رز رضوی در اکران فیلم توجه خیلی ها رو به خود جلب کرد و سوژه دوربین عکاسان شدند.


بررسی چالش های فیلم هزارتو
نخستین فیلم بلند سینمایی امیرحسین ترابی مانند بسیاری از آثار چند سال اخیر سینمای ایران با محوریت کودک ساخته شده است. کودکی که یا در ابتدای فیلم از دنیا می رود یا در مرکز دایره ای قرار می گیرد که آدمها قرار است در پیرامون آن اتفاقات گوناگونی را رقم بزنند. در فیلم امیرحسین ترابی ماجرا با گم شدن کودک در ابتدای فیلم آغاز می شود و این موضوع قرار است منجر به تقابل آدمها با یکدیگر و پرده برداشتن از حقایقی شود که تا این لحظه یا عیان نشده بودند یا تظاهر به ندانستن آن می شد.
« هزارتو » بی شک متاثر از سینمای اصغر فرهادی بوده اما نه آثار شاخص فرهادی مانند « جدایی نادر از سیمین » و « درباره الی » بلکه فیلم « همه می دانند» با بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز که موضوع مشابهی را دنبال می کرد و هدف آن فیلم نیز به چالش کردن واقعیات درون افراد پس از مفقود شدن دختر خانواده بود. این شباهت اما ظاهری است و نمی توان هیچ وجه تشابهی میان اثر فرهادی و فیلم امیرحسین ترابی یافت. کارگردان در نخستین اثرش سعی کرده ریتم اثر را حفظ نماید و با بکارگیری تعلیق های گوناگون، کنجکاوی تماشاگر را برانگیخته نماید اما عملکرد درخشانی از خود بر جای نگذاشته به این دلیل که در طول داستان شخصیت ها ساخته نمی شوند.

اگر در فیلم « همه می دانند » ما به مناسبات میان آدمهای قصه پی می بردیم و می توانستیم تصمیمات آنها را با در نظر گرفتن تجربیات گذشته شان درک کنیم، در اینجا فیلم چنین موقعیتی در اختیار تماشاگر نمی گذارد و تماشاگر اطلاعات قابل درکی از آدمهای قصه بدست نمی آورد. تنش و درگیری میان آنها بیشتر از اینکه به بسط قصه منجر شود، ترفندی اشتباه برای انحراف ذهن مخاطب از مشکلات فیلمنامه بوده است. ترابی به درستی قصد داشته تا با روانشناسی شخصیت ها، مخاطب را در در هر لحظه به یکی از آنها برای بچه دزدی مشکوک نماید، اما برای این منظور نیاز به تحلیل درست آدمهای قصه و واقعیت های زندگی شان وجود داشته و نمی توان با نگاه سطحی به شخصیت ها انتظار درک و همراهی با آنها را داشت.ّ
تعلیق هایی که در طول قصه نیز به کار می رود کیفیت لازم را ندارند و اگر چگونگی ایجاد آن را نادیده بگیریم که خود یک مشکل بزرگ است، اجرا و حتی گره گشایی ها نیز در زمان و شرایط مناسبی اجرا نمی شود که همین مسئله موجب خستگی تماشاگر می شود. خوشبختانه برای مخاطب سینما و متاسفانه برای سینمای ایران، امروزه آثار بسیار با کیفیتی که در آن تعلیق نقش برجسته ای دارد در دسترس علاقه مندان به سینما قرار گرفته است و تعلیق به سبک آنچه که در « هزارتو » شاهد هستیم، نمی تواند رضایت آنها را جلب نماید. بدترین گره گشایی فیلم پایان بندی آن است که بسیار ناامید کننده است.
خوشبختانه شهاب حسینی که در سالهای اخیر در چند فیلم از کارگردان اولی های سینمای ایران حضور داشته، در اینجا هم عملکرد موفقی از خود بر جای گذاشته است. بازی شهاب حسینی یکی از نقات قوت فیلم محسوب می شود اما در کنار او بازیگرانی هستند که نتوانسته اند همپای او در اثر درخششی داشته باشند. ساره بیات کماکان در حال و هوای فضای « عاشقانه » قرار دارد و حسی بر نمی انگیزد و پژمان جمشیدی نیز انتخابی اشتباه برای فیلم بوده است. از این رو باید گفت که شهاب حسینی به تنهایی توانسته جورِ بازیگری فیلم را بر دوش بکشد و قصه را پیش ببرد.
تماشای « هزارتو » تجربه آزار دهنده ای نیست اما نمی توان این نکته را انکار کرد که با اثری ضعیف مواجه هستیم که نمی تواند به درستی شخصیت هایش را روانشناسی کند. معضلاتی که در فیلم بیان می شود بیش از حد تکراری و نخ نما هستند و صرفاً به تصویر کشیدن آنها در یک فیلم سینمایی نمی تواند مزیتی محسوب شود. ما از روابط ناسالم اجتماعی آگاه هستیم و از آسیب های آن رنج می بریم، اما یادآوری این مسائل در یک فیلم سینمایی بدون نگاه تحلیلی مناسب آیا می تواند به وسعت دنیای ذهنی تماشاگر منجر شود؟


























































