همیشه عادت دارد صبحها با توپ چهل تیکه خود از خواب بلند شود. آقا رضای هشت ساله آنقدر علاقه به فوتبال دارد که صبح و شب، توپ فوتبال از او جدا نمیشود. رضا رودباری نونهالی است که در شهر هرمزگان زندگی میکند. دغدغه رضا فقط عشق به فوتبال نیست، رضا دچار بیماری صرع است اما با این حال، علاقه شدید او به فوتبال، باعث شده تا بیماری در دورن خود احساس نکند. گفت وگویی با رضا رودباری و مادر وی خانم رحیمه نوابی که به حق یکی از الگوترین مادران ایران زمین است که به رضا راه درست را نشان داد ترتیب داده ایم:
آقا رضا خود را معرفی میکنید؟

رضا رودباری متولد اول اردیبهشت سال 1390 هستم و در حال حاضر کلاس دوم دبستان و در مدرسه ایوب با مدیریت خوب خانم صابر درس میخوانم.
چقدر به فوتبال علاقه مند هستی؟
من تمام روز مشغول فوتبال بازی کردن حتی در هوای گرم بندرعباس هستم و آنقدر فوتبال بازی میکنم که یک روزی مثل علیرضا بیرانوند، دروازه بان خوبی بشوم.
آقای بیرانوند را خیلی دوست داری؟
من چون دروازه بان تیمم هستم، الگوی خودم را علیرضا بیرانوند قرار داده ام و خیلی دوست دارم حتی شده صدای آقای بیرانوند را بشنوم. البته علی علیپور را هم خیلی دوست دارم.
در حال حاضر کدوم تیم بازی میکنی؟
در حال حاضر در تیم یاران شهسوار به مربی گری آقای حمزه پور در درون دروازه بازی میکنم که بسیار مربی پرتلاش و زحمت کشی هستند.
در این راه چه کسانی خیلی بهت کمک کردند؟

دایی الیاس و دایی شهابم خیلی هوای من را در فوتبال دارند و چون خودشان هم فوتبالیست هستند با من خیلی تمرین میکنند که جا دارد از داییهای عزیزم تشکر کنم.همچنین از خانواده به خصوص مادرم که خیلی به من کمک کرد تا من خودم را بشناسم و دنبال علاقه ام بروم.
به جزء فوتبال، کار دیگه هم می کنی؟
من علاقه زیادی هم به موسیقی و نقاشی دارم و در حال حاضر در آموزشگاه آوای فرشتگان آموزش میبینم.
خانم رحیمه نوابی ( مادر رضا):
وقتی من و همسرم متوجه استعداد رضا شدیم، هر چه در توان داشتیم برای حمایت از رضا گذاشتیم. رضا در سن هفت ماهگی اولین بار تشنج کرد و بعد یکسری آزمایشات متوجه شدیم رضا دچار بیماری صرع است اما رضا را تنها نگذاشتم و وقتی بزرگ شد تمام سعی ام را کردم تا رضا را به علاقه و استعدادش برسانم. رضا بسیار عاشق فوتبال است. او حتی شبها هم با توپ فوتبال میخوابد و بهترین خاطره من بر میگردد به زمانی که باشگاه یاران شهسوار با رضا موافقت کرد که در این تیم بازی کند و بسیار خوشحالم و جا دارد از مسئولین تیم به خصوص آقای حمزه پور تشکر کنم. تنها آروزی دیگرم آن است که اگر آقای علی علیپور یا آقای بیرانوند عزیز که پسرم بسیار ایشان را الگوی خود قرار داده اند این مصاحبه را میخوانند آرزوی پسرم که شنیدن صدای آنها حتی تلفنی هم شده برآورده کنند.






















































