به گزارش تیتربرتر؛ فیلم سینمایی «بیوزنی» بهنویسندگی و کارگردانی مهدی فردقادری و تهیهکنندگی مرتضی شایسته، در آکادمی کارولینای شمالی، جایزه ویژه «مدیر آکادمی» را دریافت کرد.
این ششمین حضور بینالمللی فیلم «بیوزنی» در جشنواره های جهانی است که پخش بینالمللی آن را موسسه پرشیا فیلم به مدیریت علی قاسمی بر عهده دارد.
این فیلم سینمایی دومین فیلم بلند مهدی فردقادری بعد از جاودانگی خواهد بود که تاکنون ضمن حضور در بیش از بیست جشنواره بین المللی موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره های ایسچیا ایتالیا و رویاها نیویورک شده و اخیرا کاندید دریافت یازده جایزه از جشنواره “عشق” لس آنجلس شده است.
توقف اکران فیلم بی وزنی بخاطر کرونا
کران «بیوزنی» در ایران از ۲۳ بهمن آغاز شده بود که پس از یک هفته و به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سینماها، نمایش آن متوقف شد تا سرنوشت ادامه اکران آن در هفتههای آینده نامعلوم باشد.
این شرایط در حالی به وجود آمده است که این کارگردان مدتها در انتظار اکران عمومی فیلمش در سینماهای کشور بود که در این راستا متنی را مبنی بر ناعدالتی در اکران فیلم نوشت.
مهدی فرد قادری 13 آبان ماه یادداشتی را در رابطه با اکران فیلم دومش با نام «بیوزنی» نوشت: «این روزها در انتظار اکران «بیوزنی» دومین فیلم سینماییام پس از «جاودانگی» هستم. «جاودانگی» در بیش از ۳۰ فستیوال بینالمللی به نمایش در آمد، اما در ایران اکران خوبی را تجربه نکرد و در تلاش هستم تا بتوانم با کمک تهیهکننده محترم «بیوزنی» (مرتضی شایسته) اکران بهتری برای فیلم جدیدم داشته باشم. لابهلای تنشهای ذهنی یک فیلمساز که در بلاتکلیفی اکران فیلمش است داشتم به احوالات سینمای ایران فکر میکردم و به فیلمسازان بزرگ که هر کدام کجا هستند و چرا!؟
ناصر تقوایی که فیلم نمیسازد، کیانوش عیاری و محسن امیریوسفی مدام توقیف میشوند، بهمن فرمانآرا و فرزاد موتمن بیش از یک سال است در انتظار اکران فیلمهایشان هستند، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی مدتهاست همچون گذشته درخشانشان فیلم نمیسازند، عدهای که سالهاست گذاشتهاند و رفتهاند، از امیر نادری گرفته تا دیگران و در انتها به آقای کیارستمی که تازه بعد از فوتشان همه مملکت فهمیدند که چه کسی بوده است! به عنوان کسی که تازه دارم سینما را مشق میکنم، میگشتم به دنبال فیلمسازی که عاقبت بهخیر شده باشد و دلیل همه این رفتنها، تکرارها، ناراضی بودنها و اصولا فیلم نساختن را؛ به یک دلیل رسیدم!
ناعدالتی در اکران، انگار همانطور که به قول ایتالیاییها همه راهها به رُم ختم میشود، تمام مشکلات به همین جا ختم میشود: پخش و اکران! و زمانی که این اکران ناعادلانه و پر از مصیبت باشد هر فیلمسازی واکنش خودش را دارد. یک نفر فیلم نمیسازد، دیگری میرود، آن یکی شبیه بقیه فیلم میسازد، یک نفر مُدام اعتراض میکند و آن یکی دق میکند و میمیرد!
تفکر غالب بر سینمای ایران مدتهاست بر مبنای کمدیهایی که از عقدههای اجتماعی سوءاستفاده میکنند و درامهای اشکآلودی که در جنوب شهر رُخ میدهند و ماموریت هر دو به اسارت گرفتن تماشاگر در مدتی کوتاه است و پس از آن فراموش میشوند، بنا نهاده شده است و اگر فیلمسازانی بخواهند خارج از این تفکر غالب فیلم بسازند چارهای جز سختی، ناامیدی و زجر کشیدن برای اکران فیلمشان ندارند، آن هم به بهانه عدم فروش!
البته که هر فیلمی باید بتواند پول خودش را دربیاورد و در حالت بهتر به سود برسد، اما مگر کل فروش سینمای ایران چقدر است!؟ در بهترین حالت یکدهم جمعیت کشور هم یک فیلم را در سینما نمیبینند! دقیقا مشکل همینجاست که بسیاری از مردم به سینما نمیروند چون جدا از گرانی و مشکلات موجود، از درامها و کمدیهایی که مُدام از روی هم ساخته میشوند، خسته شدهاند.
بیشتر بخوانید: تاکنون کدام هنرمندان ایرانی نشان شوالیه دریافت کردند؟
سوال اساسی آن است که چرا سینمای ایران از این فرصت استفاده نمیکند و مخاطب خاموش را به سالنها نمیکشد؟ همان مخاطبهایی که سریالهای روز دنیا و فیلمهای آرتیستی اروپایی و فرمالیستی آمریکایی را دنبال میکنند و اصلا سراغ سینمای ایران نمیآیند، آن هم به این دلیل که سینمای ایران را با کمدیها و درامهای تکراریاش میشناسد! چرا سینمای ایران اجازه نمیدهد فیلمهایی که نگاههای متنوعتری دارند در شرایط عادلانه اکران شوند، تا مخاطبهای جدید پا به سینما بگذارند؟ در آن صورت هم طیف گستردهتری از مردم وارد سالنهای سینما میشوند، هم تنوع ژانر ایجاد میشود، هم فروش فیلمها بالاتر میرود، هم هر مخاطبی بنا به سلیقه و سواد شخصیاش حق انتخاب دارد و هم عدالت رعایت میشود.
بیشتر بخوانید: نقد سریال "از سرنوشت" شبکه دو سیما
پیشرفت زمانی اتفاق میافتد که افکار مختلف اجازه بروز داشته باشند و از تکرار هیچ موفقیتی به دست نمیآید، نه برای فیلمسازان، نه برای مردم و نه برای سینمای ایران....»
بازیگران فیلم
امیرعلی دانایی، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، یاسر جعفری، جلال فاطمی، سپیده مرادپور و تینا پاکروان در این فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداختند.
داستان فیلم بی وزنی
بی وزنی قصه ای زنانه دارد که از نظر فرمی در فضایی متفاوت از جاودانگی ساخته خواهد شد.
کارگردان درباره داستان فیلم گفته است: ماجراى اصلى فیلم در یک شب عروسی اتفاق میافتد و بر روابط بین زنهاى مختلف قصه تمرکز دارد. همیشه دوست داشتم قصهاى زنانه را بسازم چرا که پیچیدگى روابط آنها بسیار جذاب و البته غیر قابل پیش بینى است.
بیوگرافی مهدی فردقادری
مهدی فرد قادری، کارگردان و فیلمنامه نویس ایرانی است. او پس از ده سال فعالیت در عرصه فیلم کوتاه نخستین فیلم بلند سینمایی خود را با نام «جاودانگی» در سال 1396 ساخت.
وی دانش آموخته مرمت آثار تاریخی، دبیر کانون فیلم و عکس دانشگاه زابل، از مدرسان انجمن سینمای جوانان ایران و از داوران جشنواره های فیلم کوتاه و دانشجویی است.
قادری که پیش تر نگارش فیلمنامه بلند سینمایی «آدم هایی که می روند» را در تجربیاتش ثبت کرده، سازنده فیلم های مستند و کوتاه «گرامافون»، «زندگی خورشید»، «دایره معکوس»، «سایه مه و تناوب» است. با او که «جاودانگی» را در محیط بسته قطار و با یک پلان سکانس ۹۰ دقیقه ای با بهره گیری از شکست زمان جلوی دوربین برده است.























































