"دیدن این فیلم جرم است" ساخته رضا زهتابچیان با بازی مهدی زمینپرداز یکی از فیلمهای جنجالی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بود که داستان گروگانگیری در یک پایگاه بسیج را روایت میکند. این فیلم پس از رونمایی در جشنواره فجر، تاکنون اجازه اکران عمومی پیدا نکرده و مسئولین سازمان سینمایی و وزارت ارشاد مواضعی مبهم و متناقض درباره آن اتخاذ کردهاند.
طبق روال طبیعی هر فیلم مدت زمانی را در انتظار صدور پروانه میگذراند، اما ماجرای «دیدن این فیلم جرم است» قریب یکسال انتظار، از شرایط طبیعی اکران دور شده است. بعد از ماجرای رفع توقیف ناگهانی «خانه پدری» و اکران آن که با دستور مقام قضایی به توقیف مجدد این فیلم منتهی شد، بحث چرایی اکران نشدن «دیدن این فیلم جرم است» مطرح شد.
تهیه کننده فیلم خواستار شفاف سازی شد
براساس گزارش روابط عمومی فیلم «دیدن این فیلم جرم است»، محمدرضا شفاه تهیهکننده این فیلم درباره آخرین وضعیت آن گفت: همچنان منتظر اعلام موضع سازمان سینمایی هستیم و این اصرار مسئولان بر عدم تعیین تکلیف فیلم ما را هم متعجب کرده است.
تهیه کننده فیلم ادامه داد: عجیب است که حتی سخنگوی قوه قضائیه هم درباره تعیین تکلیف این فیلم به مسئولان سازمان سینمایی تذکر داده ولی دوستان همچنان به وظیفه قانونی خود عمل نمیکنند.
محمدرضا شفاه گفت: ما با استاندارد دوگانهای از سوی سازمان سینمایی طرف هستیم که درباره برخی فیلمها به درستی تلاش میشود و مشکلاتشان حل می شود، ولی درباره فیلم ما که کلیه مراحل قانونی را طی کرده میبینیم که شخص آقای انتظامی حاضر به تعیین تکلیف نیست و حدود یک سال است که فیلم ما را بلاتکلیف گذاشتهاند.
تهیهکننده «دیدن این فیلم جرم است» که در برنامه «نقد سینما» سخن می گفت، تصریح کرد: متاسفانه دوستان به راحتی به ما دروغ میگویند. مسئولان به ما گفتند که فیلم در شورای نمایش دیده نشده، در حالی که فیلم در شورا بررسی شده و با موافقت هر ۷ نفر حاضر در جلسه روبرو شده، پیش از این هم دوستان قول داده بودند که هر فیلمی که در جشنواره فجر نمایش داده شود برای اکران عمومی مشکلی نخواهد داشت که این موضوع هم درباره فیلم ما صادق نیست.
بیشتر بخوانید:
وی افزود: حتی وقتی ما در حال تلاش برای اکران نوروزی فیلم بودیم، دوستان ارشاد به ما گفتند شما از اکران نوروز انصراف دهید، ما هم برای هر زمانی که شما بخواهید اجازه اکران میدهیم، ما هم به وعده دوستان اعتماد کردیم و از اکران نوروزی انصراف دادیم ولی دوستان باز هم به راحتی خلف وعده کردند. واقعا این حجم از خلاف واقع گویی اتفاق زشتی است.

درباره این فیلم سیاسی
«دیدن این فیلم جرم است»، فیلمی در ژانر تریلر سیاسی است که در سالهای اخیر با سرمایهگذاری و حمایت نهادها و سازمانهایی مثل اوج یا حوزه هنری، رونق تازهای گرفته و در ادامه فیلمهایی مثل «سیانور» و «ماجرای نیمروز» و «لاتاری» ساخته شده است.
رضا زهتابچیان تاکنون یکی دو فیلم کوتاه ساخته و از سال ۱۳۸۵ تا به امروز درگیر دریافت مجوز و ساخت فیلم «دیدن این فیلم جرم است» بوده؛ فیلمی که فارغ از خوب یا بد بودن آن از منظر کیفی، باید دیده شود و درباره آن حرف زده شود. با فیلمی روبرو هستیم که میتوان به آن لقب سیاسیترین فیلم دهه نود شمسی را اطلاق کرد و از شنیدن برخی دیالوگها که توسط کاراکترهای فیلم ادا میشود، تعجب کرد. «دیدن این فیلم جرم است» واقعا حس وقوع جرم را به مخاطب میدهد و این موضوع ناشی از خفقان و آزادی نداشتن در سینما و هنر کشورمان است.
تفاوت این فیلمها با فیلمهای سیاسی- امنیتی که مثلاً در دهه شصت یا هفتاد ساخته میشد در شکل، زبان و پرداخت سینمایی آنهاست که نسبت به آن فیلمها، پیشرفت قابل توجهی داشتهاند. اسم فیلم بیربط است و به گفته کارگردانِ فیلم، دلیل انتخاب آن بهخاطر صحنهای از فیلم است که در فیلم فعلی نیست و در مرحله فیلمبرداری حذف شده، ولی با این حال همچنان روی فیلم مانده است.
«دیدن این فیلم جرم است»، همانند «آژانس شیشه ای»، فیلمی در مورد کشمکش و جدال فرد با سیستم است که از زاویه امنیت ملی روایت میشود.
خلاصه فیلم
«دیدن این فیلم جرم است» روایت معلم جوانی به نام امیر موسوی (با بازی مهدی زمینپرداز) است که همزمان فرمانده یک پایگاه مقاومت بسیج در تهران نیز هست. در شبی که روز بعد از آن قرار است تعدادی از سران کشورهای غربی برای مذاکرات سیاسی و اقتصادی وارد ایران شوند، همسر باردار امیر (با بازی لیندا کیانی) در خیابان توسط مردی که حالت طبیعی ندارد، مورد توهین و ضرب و شتم قرار میگیرد بهگونهای که به سقط جنین وی میانجامد. مرد مست (با بازی احسان امانی) توسط امیر و همکارانش در پایگاه بسیج دستگیر میشود، اما اتفاقات بعدی نشان میدهد که وی چهرهای متنفذ و وابسته به برخی محافل و مقامات عالیرتبه است و از حمایت یک سفارتخانه خارجی نیز برخوردار است. پافشاری امیر و همکارانش برای برخورد قانونی با این مرد از یکسو و فشار مأموران امنیتی و مدیران سیاسی از سوی دیگر اتفاقاتی را رقم میزند و ... .
در خلاصهای که توسط عوامل این فیلم نیز منتشر شده است آمده است: فقط یک فیلم ۵ دقیقهای میخواستم تا بعداً بتونم از زنم و دخترم دفاع کنم ولی امونم ندادند. صدای آژیرهاشون داره نزدیک میشه ... الان مثل مور و ملخ میریزن اینجا.


























































