فدراسیون جهانی بورسها روز جمعه با ارسال نامهای رسمی به تمام بورسهای ایران در مورد اعلام نحوه اجرای ضوابط FATF تا پایان سالجاری میلادی یعنی تا 15روزدیگر، مهلت داد. براین اساس نهادهای فعال در بازارسرمایه ایران باید نحوه رعایت مقررات مربوط به مبارزه با تأمین مالی تروریسم و پولشویی را مشخص و به فدراسیون بینالمللی اعلام کنند.
بهنظر میرسد با توجه به نهایینشدن قوانین مرتبط با FATF درایران، همه بورسهای فعال در خطر قطع مراودات با بازارهای جهانی و نقل و انتقالهای مالی قرار گرفتهاند و شاید درصورت اهمال نهادهای تصمیمگیر در حوزه مقررات FATF 11 میلیون سهامدار ایرانی، 650شرکت بزرگ، 100شرکت کارگزاری، 200صندوق سرمایهگذاری و 100نهاد بزرگ مالی ایران ازجمله تامین سرمایهها، با مخاطره متهم شدن به فعالیت خارج از ضوابط پولشویی بینالمللی مواجه شوند، موضوعی که میتواند آینده صنعت مالی و تولید را در ایران با ابهامی عجیب مواجه کند.
ایران یکی از اعضای با سابقه فدراسیون جهانی بورسهاست و از عضویت ایران در این فدراسیون در سال 1995 تاکنون 25 سال میگذرد.
ازنظر فنی مقررات اصلی قوانین مبارزه با پولشویی که از سوی گروه ویژه اقدام مالی (FATF) دنبال میشود از طریق بانکها و بورسها در سراسر جهان اعمال میشود؛ به بیان دیگر بخش اصلی مقررات مربوط به تصویب لوایح چهارگانه FATF مربوط به این 2 بازار است.
در چنین شرایطی بهنظر میرسد درصورتی که این مقررات در نهادهای قانونگذاری ایران مورد تأیید قرار نگیرد احتمالا بار دیگر عضویت ایران در فدراسیون جهانی بورسها به حالت تعلیق درخواهد آمد و درعین حال بهدلیل توصیههای این فدراسیون به سرمایهگذاران خارجی بر اثررعایت نشدن قوانین مرتبط با FATF و مقررات مربوط به آن معاملات بورسهای چهارگانه ایران یعنی بورس انرژی، بورس تهران، فرابورس و بورس کالا تحتتأثیر قرار بگیرد.
تأثیر بر بازار سرمایه
فدراسیون جهانی بورسها هنوز بهطور دقیق اعلام نکرده که بعد از پایان مهلت 15روزه ایران چه اقداماتی انجام خواهد داد، اما بهنظر میرسد با توجه به اینکه این فدراسیون یکبار در سال 2011عضویت بورس تهران را به دلایل فنی و احتمالا بهدلیل تحریمهای گسترده بینالمللی، به حالت تعلیق درآورده بود، بار دیگر عضویت بورسهای ایران در این فدراسیون دچار مخاطره شود، اما این بار به غیر از تعلیق روابط بورسهای ایران از جنبه نقل و انتقالهای مالی و همینطور سرمایهگذاری خارجی بهدلیل مقرراتی که بعدا این فدراسیون اعمال خواهد کرد ممکن است با دشواریهای دیگری نیز مواجه شود.
بیشتر بخوانید: پیش بینی وضعیت بازار بورس تا پایان سال
ضمن اینکه پیشبینی میشود معاملات نفت و بنزین در بورس انرژی که وزارت نفت بهدلیل افزایش فشار تحریمها، آن را دنبال میکند با مشکلات اساسی مواجه و حتی غیرممکن شود؛ زیرا فدراسیون جهانی بورسها به سرمایهگذاران سراسر جهان برای ارتباط با بورسهای ایران و انجام معاملات هشدارخواهد داد و آنها را منع خواهد کرد.
هماکنون1470سرمایهگذار خارجی از 43کشور دنیا شامل آمریکا، انگلیس، اسپانیا، روسیه، آلمان، سوئیس، سوئد، لهستان، استرالیا، ازبکستان، جمهوری آذربایجان، چین، هلند، هند، ترکیه، لبنان، آفریقای جنوبی، ژاپن، قبرس، ایتالیا، امارات، نروژ، یونان، اندونزی، مالدیو، لهستان، کانادا، جزایر کیمن، هنگ کنگ، قطر، عراق، پاکستان، سوریه، لوکزامبورگ، کویت، نیوزیلند، مالزی، کرهجنوبی، گرجستان، ارمنستان، جزایر ویرجین، نیجریه و افغانستان در بورسهای چهارگانه ایران فعال هستند و ارزش کل دارایی آنها در 2بورس تهران و فرابورس 2هزارو 500میلیارد تومان است. ضمن اینکه بخش اصلی مراودات بورسهای ایران شامل فروش کالا و موادخام از طریق بورس انرژی و بورس کالا برای فروش محصولات نفتی، مواد معدنی، پتروشیمی وفرآوردههای نفتی است که محاسبه دقیقی از ارزش کل مبادلات آنها وجود ندارد، اما برآورد میشود ارزش کل معاملات آنها برای خرید مواد خام و محصولات صنعتی و معدنی سالانه دستکم به 5تا 10هزار میلیارد تومان برسد.
بنابراین بهطور حتم میتوان گفت بخش اصلی اثرات رعایت نکردن قوانین FATF بر بورس انرژی و کالا نمایان خواهد شد. دولت بهدلیل محدودیتهایی که برای فروش نفت ایران بعد از تحریمها بهوجود آمده در تلاش است بخشی از نفت و بنزین صادراتی ایران را از مسیر تالار بورس انرژی به خارجیها بفروشد و درصورت اعمال محدودیت فدراسیون جهانی بورسها مسیر فروش نفت و بنزین از بورس انرژی هم مسدود خواهد شد.
علاوه بر این گمانهزنیها نشان میدهد سرمایهگذاران خارجی در صندوقهای سرمایهگذاری بورس هم فعالند. هماکنون ارزش کل دارایی این صندوقها190هزار میلیارد تومان است که بخشی از آن متعلق به سرمایهگذاران خارجی است که درصورت اعمال محدودیتهای فدراسیون جهانی بورسها میتوانند از ایران خارج شود.
نگاه ویترینی به بورس در ایران
ظرف دو سال گذشته نرخ دلار تقریبا ۵/ ۳ برابر شده و این درحالی است که ارزش معاملات روزانه سهام در همین مدت حدودا ۱۵ برابر شده است. این امر نشاندهنده فرصتی بیسابقه در اقتصاد کشور پس از اقبال عمومی به بورس تهران است.
فارغ از تعلل مکرر مقامات بورسی، سیاستگذار اقتصادی نیز بهنظر میرسد توجه زیادی به این مساله ندارد. بازاری که اساسا قطبنمای سیاستگذاران در دنیاست به ویترینی محدود به نوسان شاخص کل تنزل یافته است، حال آنکه مکانیزم قدرتمند بازار در بورسها میتواند انتظارات بهعنوان یکی از مهمترین نیازهای سیاستگذاری را در اختیار قرار دهد. شناخت سازوکار بورس چه اهمیتی دارد؟ چه تجربه موفقی در دنیا و ایران وجود دارد؟ چرا نسبت به آنها غفلت میکنیم؟
اساسا در دنیا، بورسها با همین هدف ایجاد شدند؛ یعنی بورس چیزی جز یک مکانیزم واقعی برای شناخت از شرایط نیست. مثلا اولین بورسهای شکلگرفته در حوزه بورس کالا و مرتبط با محصولات کشاورزی بود. تجربه انسانی نشان میداد برای جلوگیری از اتلاف منابع و سرمایهگذاریهای کور، افراد نیاز دارند انتظار سایر کنشگران اقتصادی را بشناسند. بورسها کمک میکردند تا تجار و کشاورزان که هرکدام در گوشه و کنار شهرها بخشی از اطلاعات لازم را در اختیار داشتند از طریق مکانیزم بازار (عرضه و تقاضا) این دانشهای فردی را به اشتراک بگذارند و در نتیجه بهرهوری در حوزه کشاورزی افزایش یافت.
تجربه همین رفتار در کشور خودمان مثال بسیار جذابی است؛ هر ساله میشنویم فلان محصول کشاورزی (همین امسال گوجهفرنگی) به علت کمبود کاشت در بازار دچار مشکل و جهش قیمتی شده است. سال بعد مجددا همین محصول احتمالا با مازاد عرضه و دورریز فراوان مواجه خواهد شد. گویی کشاورزان مشابه رانندهای عمل میکنند که به جای نگاه به جاده پیشرو، از تصویر پشتسر در آینه خودرو رانندگی میکنند. به وضوح نیاز به اطلاع از انتظارات، گریبانگیر کشاورزان است که بورسها چنین نقشی را میتوانند بازی کنند.
این مثال ابتدایی در اقتصادهای پیچیده کنونی میتواند اشکال دیگری پیدا کند. مثلا در بورسهای توسعهیافته دنیا، ابزارهای متعددی وجود دارند که نرخ تورم، نرخ سود و حتی تصمیمات بانکهای مرکزی را پیشبینی میکنند. یعنی بازاری شکل گرفته که در آنها میتوان انتظارات کنشگران اقتصادی را از این متغیرهای کلان شناسایی کرد. در سطح خُرد نیز بازارها میتوانند انتظارات از سرنوشت شرکتها را که با طرحهای توسعهای و سیاستهای مدیران آنها مرتبط است پیشبینی کنند. البته این به معنای نبود خطا در بازارها نیست، بلکه این بهترین مکانیزم ممکن برای کشف سوالات متعدد اقتصادی است.
این درحالی است که اساسا بورس در کشورمان، نه از سر شناسایی نیازهای واقعی، بلکه فقط برای آنکه بگوییم ما هم پیشرفت کردهایم ایجاد شده است. همین عامل است که منجر شده به جای تمرکز بر نقشی که بورس میتواند بر کارآیی اقتصاد داشته باشد، بیشتر توجه مسوولان معطوف به نوسانات شاخص کل است که جز یک عدد کلی، هیچ خاصیت دیگری ندارد.
این برخورد ویترینی با بازار سرمایه سهم مهمی در روند کل اقتصاد کشور داشته و نتوانستهایم هنوز از دستاوردهای مهم «بازار» استفاده کنیم. تا جایی که میبینیم حتی روسای مختلف، بیش از آنکه به کمکهای واقعی که بورس به اقتصاد در دوره آنها کرده اشاره کنند، کارنامه خود را به بازدهی بورس نسبت میدهند که اتفاقا بیربطترین معیار عملکردی آنهاست.
























































