
فاطمه شيبک/ کارشناس ارشد روان شناسي- نوجواني دوران بلوغ و انتقال از عوالم کودکي به عوالم بزرگسالي است که همراه با عصيان در برابر امر و نهي هاي والدين و آگاهي نوجوان نسبت به خودش، جامعه و شرايط و اوضاعش است. در اين ميان والدين با شناخت درست ويژگي هاي اين مرحله، مي توانند فضاي روابط خود با نوجوان شان را آرام سازند.نوجوانان مي خواهند از طريق به کرسي نشاندن نظرات خودشان، استقلال عمل و تمايز يافتگي را به دور از چتر سنگين کنترل هاي والدين تجربه کنند. آنها در مقابل هرگونه مداخله ديگران "نه" مي گويند و بر آن اصرار مي ورزند چرا که اثبات شخصيت و ارزنده سازي خود و تفکراتشان را به اين استقامت منوط مي دانند. اگر فرآيند منفي بافي و آرزوهاي بزرگ دوره نوجواني، با شکيبايي همراه با احترام و محبت از سوي والدين درک و طي شود آنگاه شاهد سازگاري نوجوان خواهيم بود.نوجوانان براي دستيابي به خواسته هاي خود، دست به يک سري بازي مي زنند. در واقع آنها ياد مي گيرند که با کدام بازي ها مي توانند اطرافيان شان، خصوصا والدين را کنترل کنند و به آن چه مي خواهند دست يابند. در اينجا به چند تا از اين بازي ها اشاره خواهيم کرد و سپس به طور کلي به شيوه هاي سالم برخورد با نوجوانان مي پردازيم و در انتها نيز درباره انتظارات يک نوجوان از والدينش مي گوييم:
اين شيوه نه تنها در ميان نوجوانان بلکه در ميان بزرگسالان نيز بسيار شيوع دارد و فرد از طريق اين شيوه به هر حربه اي دست مي زند تا به خواسته اش برسد. والدين نبايد هم بازي نوجوان شوند، بلکه بايد در برابر ايجاد احساس گناه، مرعوب شدن و ... مقاوم باشند؛ بهترين راهکار آموزش الگوي صحيح به نوجوان، بيان مستقيم و دقيق خواسته ها و بحث و تبادل نظر درباره خواسته مورد نظر و درنهايت رسيدن به توافق، با اوست.
معمولا نوجوانان تمايل دارند که دو پهلو رفتار کنند و از پاسخ دهي روشن به سوالات والدين شان پرهيز کنند. مثلا: والدين مي پرسند:" کجا مي روي؟" و نوجوان مي گويد:" همين دور و برا". والدين در اين مواقع بايد علاوه بر بيان سوالات دقيق تر که او را قادر به پاسخگويي مي کند به وي يادآور شوند که " اگر در آينده به خاطر رفتار امروزت دچار مشکل شدي، بايد مسئوليت کامل پيامدهاي تصميم ها و رفتارهايت را بپذيري". والدين بايد از کنترل هاي آزار دهنده و تفتيش هاي مخفيانه که فقط باعث جري تر شدن نوجوان مي شود، پرهيز کنند. اگر والدين با نوجوان شان دوست باشند و صرفا نقش ناصح نداشته باشند مي توانند بيشتر به وي نزديک شوند. والدين بايد از دريچه نگاه نوجوان به مسائل بنگرند وگرنه نمي توانند وي را درک کنند.
از مهم ترين دلايل بروز اين گونه رفتارها در نوجوانان، احساس حقارت و کاهش عزت نفس است. نوجوان که خود را در موقعيتي شکست خورده مي داند از توانايي ها و دستيابي به موفقيت دلسرد مي شود. که اين امر مي تواند ناشي از سرزنش هاي مداوم والدين و اطرافيان، مورد مقايسه قرار گرفتن هاي دنباله دار، اجبارها و يک سري ناتواني ها در امور مربوط به مدرسه و خانه و ... باشد. توصيه مي شود که:
الف) تشويق را جايگزين انتقاد و تنبيه کنيد. مثلا بگوييد" مطمئنم که دفعه ديگه تمام تلاشت را خواهي کرد تا موفق شوي".
ب)اعتماد به نفس نوجوان تان را تقويت کنيد. مثلا بگوييد:" اين تجربه ها باعث ميشه که در آينده بهتر عمل کني".
ج) به او بگوييد که باورش داريد. مثلا:" ما مطمئنيم که تو مي توني راه درست رو انتخاب کني".
روان شناسان بر اين باورند که کودکان در حال، نوجوانان و جوانان در آينده و پيران در گذشته زندگي مي کنند. والديني که نتوانند خود را با مقتضيات زمان حال تطبيق دهند و مدام بگويند ما اين طور رفتار مي کرديم و ما چگونه بوديم و اين ها چگونه اند! و ... ؛ نخواهند توانست با نوجوانان خود رابطه صميمانه برقرار کنند و در نتيجه اين نوجوانان به سوي هم سن و سال هايشان گرايش پيدا مي کنند و باز تفکرات و رفتارهايي را ياد مي گيرند که شکاف بين والدين و آنها را بيشتر از پيش مي کند و تعارض و تضاد روز به روز افزايش مي يابد. والدين نبايد انتظار داشته باشند که نوجوانان شان کپي بي نقص آنها باشند بنابراين بهتر است به جاي تلاش براي تغيير مسير نوجوان تان، شرايط امروز نوجوانان را بشناسيد و وي را به سمت و سويي که انحراف نداشته باشد راهنمايي و هدايت کنيد. اين گونه مي توانيد جاذبه خانواده را از جاذبه گروه همسالان بيشتر کنيد.
والدين بايد در تنبيه و تشويق، به اصل تعادل دقت داشته باشند، نه آنقدر زود و زياد وي را آزاد بگذارند که از وي موجودي متوقع بسازند که بعدها قادر به برآوردن خواسته هايش نباشند و نه آنکه وي را تحت فشار بگذارند که شخصيتش خرد شود؛ چرا که هر دو شيوه در نهايت به پرخاشگري نوجوان منجر مي شود. براي جلوگيري از بروز اين وقايع، والدين بايد ويژگي هاي مثبت نوجوان خود را تقويت کنند و راه را براي ورود وي به وادي هاي همسو با استعدادهايش هموار کنند و اين گونه شخصيت وي را رشد دهند.
* از شما انتظار دارم که مرا با منطق و صميمانه با وظايف خودم آشنا کنيد. در صورتي که وظايفم را به نحو شايسته اي انجام دادم مرا تشويق کنيد و گاهي در حضور ديگران مرا تشويق کنيد.
* از شما انتظار دارم که در صورت سهل انگاري و بازيگوشي من در انجام امور مدرسه ام قبل از اينکه مرا تنبيه و سرزنش کنيد علت را از من جويا شويد و به من کمک کنيد تا مشکلم را برطرف کنم.
* از شما انتظار دارم که تنبيه ها و محروميت هايي که براي من قائل مي شويد باعث شود تا پي به اشتباهم ببرم و باعث پديدآمدن رفتار مطلوب در من شود و حتما دقت داشته باشيد که با اين تنبيه ها شخصيت مرا در حضور بقيه خرد نکنيد.
* از شما انتظار دارم که به فکر و انديشه من احترام بگذاريد و در صدد تصحيح آن برآييد نه اينکه مرا چون ظرف خالي در نظر بگيريد که با انبوهي از نصيحت هاي آميخته به توهين و تهديد بايد پر شود.
* از شما انتظار دارم که از توهين و تنبيه بدني جدا پرهيز کنيد زيرا يک کلمه اهانت آميز سال ها در ذهنم باقي مي ماند و باعث مي شود که بغض و کينه شما را به دل بگيرم هرچند ممکن است شما به زودي آن را از ياد ببريد.




















































