
ابراهیم پشتکوهی، نمایشنامهنویس و کارگردان «مرگ اشرف غنی» میگوید: «تمام تلاش من در این نمایش، چنانچه در «هملت پشتکوهی» نیز چنین کردم، نامرئی کردن حضور کارگردان در هدایت بازیگران بود. چراکه مهمترین تعریف این روزهایم از کارگردانی، ساختن فضاست. برای همین تمام تلاشم بهعنوان کارگردان معطوف به این بود که تماشاگر احساس کند واقعا در کابل بوده و یک ساعتو۲۰ دقیقه را در خانهای در حاشیه این شهر گذرانده است.»
تماشاگری که پیش از این پیگیر تماشای آثار ابراهیم پشتکوهی بوده او را دست کم تا پیش از «هملت پشتکوهی» (۱۴۰۱) و «از نظر سیاسی بیضرر» (۱۴۰۲) به عنوان نمایشنامهنویس و کارگردانی با سبکی ویژه خود میشناخته است. نمایشنامهنویس و کارگردانی که فرهنگ بومی بندرعباس و هرمزگان را تا آن سوی مرزها به نمایش گذاشته و در آثارش میتوان علاقه او به سبک و شیوه اجرای نمایشهای شرقی و فرمها و تصاویر شاعرانه را دید و تماشاگر با این ذهنیت که اثری توام با فضایی سورئالیستی و رئالیسم جادویی با نوع خاصی از موسیقی خواهد دید به تماشای آثارش مینشیند.
نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشتکوهی که این شبها در تئاتر خصوصی تماشاخانه هیلاج روی صحنه است اما با همه تفاوتهایش کجای این مسیر قرار میگیرد؟ پشتکوهی در پاسخ به این پرسش چنین میگوید: «تغییر ژانر در روند کار من، اولین بار با نمایش «هملت پشتکوهی» اتفاق افتاد. نمایشی پُستناتورالیستی با ریشه در آثار ایبسن و گورکی که طی یک ساعتونیم از زندگی یک خانواده جنوبی داستانی جنایی- معمایی را روایت میکرد. من در «هملت پشتکوهی» حریم امنی را که سالها بود در آن به سر میبردم با بیرون زدن از ژانری که در آن تخصص داشتم، شکاندم و حاصلش را دوست داشتم. در «از نظر سیاسی بیضرر» نیز که اولین اثر کمدی من بود، کار در فضای کمدی سیاه را تجربه کردم. در این میان «مرگ اشرف غنی» شاید در وهله اول اثری ناتورالیستی به نظر برسد اما معتقدم در دقایقی نیز به «تئاتر شقاوت» آنتونن آرتو پهلو میزند. دقایقی که میکوشد تماشاگر را از حریم امنی که در پناه آن به تماشای یک اثر نمایشی نشسته است بیرون بکشد و در احساساتش نفوذ کند. تمام تلاش من در این نمایش، چنانچه در «هملت پشتکوهی» نیز چنین کردم، نامرئی کردن حضور کارگردان در هدایت بازیگران بود. چراکه مهمترین تعریف این روزهایم از کارگردانی، ساختن فضاست. برای همین تمام تلاشم بهعنوان کارگردان معطوف به این بود که تماشاگر احساس کند واقعا در کابل بوده و یک ساعتو۲۰ دقیقه را در خانهای در حاشیه این شهر گذرانده است.»

متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید.
۲۴۲۲۴۲
























































