
خبرگزاری مهر- گروه هنر- علی حیدری؛ میتوان با جسارت گفت که تئاتر در جامعه هنری ما یک نبض تپنده است که با وجود تمامی چالشها و سنگهای سر راه کماکان مسیر خود را ادامه میدهد و گویی این هنر را نمیشود به انقراض برد؛ برای اثبات نامیرایی تئاتر، تاریخ گواه درخوری است تا این موضوع را تثبیت کند. در تئاتر امروز ایران، جریان تولید و اجرا شدیدا به شماره افتاده است و گویی نفس تولید اثر نمایشی در ایران روز به روز تنگتر از دیروز میشود، این موضوع علاوه بر محدود کردن آثار و دامنه حضور هنرمندان و کارگردانان، فضای تجربی را عملا از بین میبرد و در صورتی که تئاتر تجربی ما که سالها منشا آن از دانشگاهها تامین میشد، دیگر محلی از اعراب نداشته باشد، نباید آینده روشنی را در راستای رشد و نمو تئاتر کشور متصور شویم.
در شرایطی که هزینههای تولید حتی در تجربیترین و دانشجوییترین حالت ممکن، چشمگیر است، عملا عده بسیار محدودی از همان هنرجویان و دانشجویان به سراغ تولید تئاتر میروند و در این مسیر ورای مسائل مالی هیچ امنیت اجرایی نیز ندارند و مشخص نیست که موفق به اخذ نوبت اجرا میشوند یا نه. در این شرایط عملا تازهنفسان این حرفه ناامید از اجرای تئاتر هستند! نکته دیگری که شایسته توجه است، موضوع حداقل هزینههای تمرینات تئاتر است؛ از زمانی که اداره تئاتر منحل شد، دیگر محل مشخصی برای تمرینات تئاتر هنرمندان وجود ندارد و از همان زمان بسیاری از افراد به فکر تاسیس پلاتوهای خصوصی افتادند و همین سبب شد که بار هزینههای اقتصادی تولید چند برابر شود. عدهای دیگر نیز برای صرفهجویی در هزینههای پلاتو و محل تمرین، به پارکها کوچ کردند و در آن جا خود را برای اجرای نمایش آماده کردند.
تمرینات تئاتر؛ عامل پرهزینهای که به چشم نمیآید
اگر به صورت میانگین برای تولید یک اثر نمایشی در شرایط حداقلی به ۳۰ جلسه تمرین ۳ ساعته نیاز باشد و میانگین اجاره هر ساعت پلاتو در موسسههای فرهنگی- هنری خصوصی را ۲۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم (این عدد به نسبت متراژ پلاتو و امکانات سختافزاری متغیر است). هر جلسه تمرین فقط ۶۰۰ هزار تومان هزینه اجاره محل تمرین دارد که این عدد به انضمام هزینههای میانوعده و خورد و خوراک جزئی گروه به عددی حدود ۸۰۰ هزار تومان میرسد (میان وعده صرفا در حد چای و آب معدنی حساب شده است). به عبارتی برای ۳۰ جلسه تمرین عددی حدود ۲۴ میلیون تومان باید هزینه شود تا صرفا یک گروه در محلی برای تمرین حاضر شوند و اثری را آماده کنند که این تنها اولین گام در راستای اجرای یک اثر نمایشی است و دقیقا پس از این مرحله است که هزینههای اصلی از جمله دکور، نور، تبلیغات و ... آغاز میشوند.
هزینههای سرسامآور تمرینات چه بلایی بر سر تئاتر دانشگاهی و تجربی میآورد؟
در شرایطی که تنها تمرین تئاتر به این میزان هزینه دارد، دانشجویی که بهویژه در فضای غیردولتی مشغول تحصیل است، چگونه میتواند اثری را برای اجرا آماده کند؟ در این شرایط به صراحت میتوان گفت که فضای تجربی در تئاتر ایران دیگر وجود ندارد و عامل اصلی و آغازین این اتفاق حذف جشنواره تئاتر دانشگاهی بود و پس از آن حذف کمک هزینه به گروههای تئاتری و نبود فضای دولتی برای تمرینات تئاتر. در این شرایط چگونه میتوانیم از نبود خون تازه در تمامی شاخههای تئاتر گله و شکوه کنیم؟؛ درست زمانی که ادارهکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ اقدامی حتی در جزئیترین شکل ممکن در حق تئاتر نمیکند و صرفا وعدههایی وجود دارد که هر ساله و حین تغییرات مدیران بیان میشود و هیچ حاصل و نتیجهای هم ندارد. طبیعتا در این شرایط متولیان فرهنگی یعنی ادارهکل هنرهای نمایشی و مراکز بالادست باید دست به اقدامی برای تسهیل شرایط تولید بزنند و وقتی هیچ اتفاقی نمیافتد، نمیتوان انتظار پیشرفتی در فضای تئاتر داشت و یاس و ناامیدی موجود در فضای آکادمیک این حرفه، مواجهه و واکنشی منطقی است چون در این شرایط علاوه بر دشواری ورود به فضای حرفهای، باید زیر فشار اقتصادی تولید تئاتر هم مچاله شد.
تئاتری که مجبور به تعدیل خود است!
در راستای کمبود هزینهها مدتی است که تئاتر از لحاظ طراحی صحنه و دکور بسیار فقیرتر از قبل شده است و مینیمالیسم دیگر یک انتخاب صرفا زیباییشناسانه نیست و نگاهی اقتصادی را نیز با خود به همراه دارد، شاید بشود از دکور و طراحی صحنه کم کرد اما میشود تمرین نکرد؟ میشود بدون تمرین روی صحنه حاضر شد؟ هنگامی که تنها تمرینات یک تئاتر بین ۲۴ تا ۳۰ میلیون تومان هزینه دارد، یک گروه دانشجویی و گروههای مستقلی که بدون اسپانسر و تهیه کننده شناخته شده میخواهند تئاتر کار کنند، چگونه میتوانند به خلق اثر حتی فکر کنند؟
در شرایط امروز دانشجویان تئاتر، عملا وصله ناجور محسوب میشوند و بستری برای اجرای آنها وجود ندارد و تنها نور امیدشان به تالار مولوی است که در صورت مراجعه نیز به صراحت بیان میشود اولویت اجرا با دانشجویان دانشگاه تهران است. جشنواره تئاتر دانشگاهی هم که دیگر وجود ندارد و جشنواره تئاتر فجر نیز پیششرط حضورش اجرای عمومی است. در این شرایط چگونه یک دانشجو یا گروه کم تجربه میتواند نخستین گام حرفهای خود را بردارد؟ حتی اگر از پس هزینههای اقتصادی هم بر بیاید، با چه چشماندازی باید به سراغ تولید تئاتر برود؟
تولید تئاتر یک ماراتن تمام عیار است!
تولید تئاتر، بهویژه برای علاقهمندان و نو ورودان، به یک ماراتن بدون خط پایان شبیه شده است که دونده که همان کارگردان این دسته از آثار است، هرچه میدود به خط پایان نمیرسد. در این شرایط خلاقیت و بهروزرسانی در تئاتر ما رخ نخواهد داد، زیرا خون تازهای به آن تزریق نمیشود و هر روزه احساس طفیلی بودن، به دانشجویان تئاتر دست می دهد. این طرز فکر با تفاسیر موجود و نبود حمایت، حتی در سطح مکان تمرین، خیلی دور از انتظار و سیاهنمایی نیست. البته نکته قابل توجه این است که با همه این مصائب، تئاتریهای جوان همچنان به فعالیتشان ادامه میدهند، گویی عشق به تئاتر برایشان بدل به وظیفه شده است و دوست دارند به هر قیمتی چراغ تئاتر روشن بماند.
در همین راستا با ۲ کارگردان تئاتر که برآمده از زیست دانشجویی هستند و به تازگی اجراهای عمومی خود را به پایان رساندند، گفتگو کردیم و این ۲ هنرمند تئاتر به بیان نکاتی در راستای چالشهای اقتصادی اجاره پلاتوهای تمرین تئاتر پرداختند.
پلاتو استاندارد نداریم؛ در تمام دنیا شهرداری متولی بخش عظیمی از فعالیتهای فرهنگی است
حسین امتی نویسنده و کارگردان تئاتر که بهتازگی اجرای نمایش «یحتمل، بهترین بازیگر نقش اول زن» را در تالار مولوی به پایان رسانده است، درباره هزینههای اجاره پلاتوهای تمرین گفت: هزینههای اجاره پلاتو حتی برای گروههایی که تهیهکننده یا اسپانسر دارند نیز سنگین است، چه برسد به گروههای دانشجویی و کمتجربه که از هیچگونه حمایت مالی برخوردار نیستند.
وی ادامه داد: مسئله دیگر، کمبود پلاتوهای استاندارد است. در واقع میتوان گفت پلاتویی که از نظر ابعاد، کف و ارتفاع سقف استاندارد باشد، عملاً وجود ندارد. تعداد اندکی از پلاتوهایی هم که به استاندارد نزدیک هستند، در اختیار بخش خصوصی قرار دارند و علاوه بر هزینههای بالا، امکانات خاصی نیز در اختیار گروهها نمیگذارند و با وضع قوانین سختگیرانه، محدودیتهای زیادی برای گروههای نمایشی ایجاد میکنند.
امتی با اشاره به امکانات دانشگاهها بیان کرد: اگرچه بسیاری از دانشگاهها دارای پلاتوی تمرین هستند اما این فضاها در عمل در اختیار دانشجویان و گروههای دانشجویی قرار نمیگیرند. از سوی دیگر، در بسیاری از شهرهای دنیا حمایت از فعالیتهای فرهنگی، از جمله تأمین فضای تمرین، توسط شهرداریها انجام میشود. در گذشته نیز اداره تئاتر علاوه بر اختصاص پلاتو به گروههای دانشجویی، کمکهزینههایی را برای تولید آثار نمایشی در نظر میگرفت اما امروز حتی هزینه اجاره پلاتوها نیز برای گروههای دانشجویی بهصورت اشتراکی تأمین میشود.
وی افزود: در چنین شرایطی، تولید تئاتر به یک فعالیت بورژوازی و سرمایهبر تبدیل شده است. از سوی دیگر، قیمت بلیت نمایشها در سالنهای خصوصی نیز بهطور مداوم افزایش پیدا کرده و حتی در برخی موارد به یک میلیون تومان رسیده است؛ بنابراین تماشای تئاتر نیز به اتفاقی سرمایهدارانه تبدیل شده است.
این نویسنده و کارگردان تئاتر با تأکید بر ضرورت حمایت نهادهای شهری اظهار کرد: به نظر من این موضوع باید از سوی شهرداریها مورد توجه قرار بگیرد. برای مثال در استانبول، شهرداری با دعوت از خوانندگان مختلف، در نقاط مختلف شهر کنسرت برگزار میکند و در حوزه تئاتر نیز سالنهایی را در اختیار گروههای نمایشی قرار میدهد تا بتوانند آثار خود را اجرا کنند.
وی در پایان گفت: با وجود تمام این مشکلات، آنچه بیش از هر چیز قابل توجه است، حضور و خلاقیت هنرمندان تئاتر ایران در هر شرایطی است. حتی میتوان گفت میزان خلاقیتی که از سوی تئاتریهای ما شاهد هستیم، در بسیاری از شهرهایی که از حمایتهای کلان فرهنگی برخوردارند نیز کمتر دیده میشود. با این حال، این مسئله نیازمند توجه جدی متولیان فرهنگی در برنامهریزیهای کلان است؛ موضوعی که متأسفانه مانند همیشه در اولویت قرار ندارد و تنها میتوان امیدوار بود که در آینده نگاه جدیتری به آن شکل بگیرد.
متولی «کارگاه دکور» رودکی کیست؟؛ برای اتصال به فضاهای دولتی باید به ارتباطات و لابی فکر کرد!
صالح رجایی نویسنده و کارگردان تئاتر که بهتازگی اجرای نمایش «میرزا مخنث» را در تماشاخانه هامون به پایان رسانده است، درباره کمبود فضاهای دولتی برای تمرین گروههای نمایشی گفت: برای مثال، وضعیت «کارگاه دکور» رودکی مشخص نیست و معلوم نیست متولی اصلی آن کدام نهاد است. اگر این مجموعه زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند، چرا هنگام مراجعه اعلام میشود که متولی دیگری دارد؟ اگر زیرمجموعه ادارهکل هنرهای نمایشی است، چرا پاسخگوی درخواست گروههای نمایشی نیست؟ و اگر نهادی مستقل است، چرا این حجم از فعالیتها و برنامههای دولتی در آن برگزار میشود و برخی گروهها امکان استفاده از امکانات آن از جمله تمرین در آن را ندارند؟
وی ادامه داد: این پرسش برای من وجود دارد که چرا کارگردانها و گروههایی مانند ما نمیتوانند از فضاهایی مانند پلاتوی آینهای تالار وحدت برای تمرین استفاده کنند. چرا هیچ فضایی وجود ندارد که دستکم ۵۰ ساعت امکان تمرین در اختیار گروهها قرار دهد تا باقی زمان مورد نیاز از طریق پلاتوهای خصوصی تأمین شود؟
رجایی با اشاره به تأثیر مستقیم این مسئله بر کیفیت آثار نمایشی بیان کرد: کمبود فضای تمرین، تعامل و هماهنگی میان اعضای گروه را از بین میبرد و در نهایت کیفیت آثار را کاهش میدهد. یکی از دلایل کوتاه شدن دوره تولید نمایشها نیز همین مسئله است، زیرا کارگردان و گروه ناچار میشوند در مدت زمانی بسیار محدود به جمعبندی برسند. اگر تولید یک اثر نمایشی در شرایط استاندارد به حدود ۲۰۰ ساعت تمرین نیاز داشته باشد، امروز گروهها ناچارند برای کاهش هزینهها همان روند را در حدود ۵۰ ساعت به پایان برسانند؛ موضوعی که بهطور طبیعی بر کیفیت نهایی اثر تأثیر منفی میگذارد.
این نویسنده و کارگردان تئاتر در پایان گفت: حتی اگر بخواهیم برای استفاده از فضاهای دولتی راهحلی پیدا کنیم، ناچاریم امتیازهای مختلفی به دست بیاوریم. به بیان دیگر، باید بهدنبال ایجاد لابی یا ارتباطاتی باشیم تا بتوانیم از فضاهای دولتی مناسب برای تمرین تئاتر استفاده کنیم؛ در حالی که این امکانات باید به شکلی عادلانه در اختیار همه گروههای نمایشی قرار بگیرد.




















































