
همشهری، بازآفرینی کوچه گالری هم سر و شکل تازهای به این منطقه داده و هم پای گردشگران را به این منطقه باز کرده است. سال گذشته هم خبرگزاری فرانسه گزارشی از جذابیتهای کوچه گالری منتشر کرد.
نقاشی روی دیوارهای بیارزش
نقاشیهای دیواری «عادل یزدی» حالا زبانزد هستند. این هنرمند شیرازی پیش از شروع فعالیت، محله خود را تغییر داد و ساکن گود عربان شد. او به همشهری میگوید: «آغاز این مسیر به سال ۱۳۹۸ باز میگردد. من همواره در آثارم رویکردی روایی دارم و به همین دلیل بافت تاریخی شیراز را انتخاب کردم، زیرا هر وجب از این بافت سرشار از داستان و قصه است. احساس میکردم در حال استخراج روایتها از یک معدن هستم. شهردار وقت بافت تاریخی که خود معمار و آشنا به ارزش هنر بود، این فرصت را در اختیار من گذاشت تا بتوانم کار را آغاز کنم.»
او با بیان اینکه دیوارهای انتخابشده فاقد ارزش تاریخی بودند، میگوید: «دیوارهای سیمانی انتخاب شده امکان بازسازی یا تبدیل به بناهای فاخر را نداشتند. تلاش کردم از همین دیوارهای بیارزش، جاذبهای گردشگری بسازم.»
عامیانهها فراموش نشدند
نقاش و مجسمهساز شیرازی سالها با کار خیابانی و مطالعه نمونههای بینالمللی به تجربهای رسید که در نهایت کوچهگالری متولد شد. عادل یزدی میگوید: «برای نقاشیها، نقوش بناهای اطراف مانند خانه قوام، زینتالملک و مسجدالملک را بررسی و شخصیسازی کردم. نقوش سنتی را با رویکردی تازه بازآفرینی کردم تا مخاطب هنگام مواجهه با اثر، نوعی آشنایی پنهان احساس کند. همین ویژگی موجب استقبال عمومی شد؛ مردم در برابر آثار میایستند، عکس میگیرند و در تعامل با اثر هستند.»
او با تاکید بر اینکه در کارهایش به تاریخ و قصههای عامیانه اطراف وفادار مانده است، میافزاید: «یکی از محورهای اصلی آثارم، قصه عروسی درخت نارنج است که بر اساس آن چاپهای دستی و کتابهایی ساختهام. این قصه، همراه با هویت نارنج و سرو شیراز، بستری برای روایت سنتها و رسوم عامیانه شهری شده است. در این مسیر، هم به عنوان راوی و هم به عنوان هنرمند، جهانبینی خود را در آثارم بازتاب دادهام و از تاریخ به عنوان سرچشمهای برای تغذیه هنری بهره بردهام.»
هر روز یک گالری تعطیل میشود
وضعیت گالریهای شهر شیراز انگیزه اصلی عادل یزدی برای ایجاد فضایی در کوچه گالری شد. او تاکید میکند: «متاسفانه در شیراز هر روز یک گالری تعطیل میشود و اکنون کمتر از دو گالری تخصصی در شهر باقی مانده است. حتی تنها گالری رسمی با سابقه ۵۰ ساله نیز تعطیل و به فروشگاه لباس تبدیل شد. این مسئله برای نسل من که از آن گالری آغاز کرده بودیم، بسیار تلخ بود. سهم فردی من این بود که به جای توقف، خودم وارد عمل شوم و تاریخ و داستان را روی دیوارها زنده کنم؛ گویی شخصیت فرضی خودم از طریق نقاشیها سخن میگوید و مخاطب شهری را به تجربهای تازه راهنمایی میکند.»
اکنون حدود پنج تا شش سال از آغاز پروژه گذشته است. کوچهگالری به تدریج و لایه لایه پیش رفت، اما به گفته هنرمند اهل شیراز، در حال حاضر هیچ حمایتی از سوی نهادهای رسمی برای نگهداری از دیوارها وجود ندارد. عادل یزدی عنوان میکند: «من ناچارم به تنهایی کار را نگهداری و بازسازی کنم و آن را ارتقا دهم. شهرداری شیراز و دیگر سازمانها در این زمینه کاملا منفعل هستند. با این حال، کوچه امروز به عنوان کوچهگالری شناخته میشود و آثار هنری بر دیوارهای آن، با کمترین امکانات، همچنان دیده میشوند و مورد توجه قرار میگیرند.»

هزار و یک صورتک
در کوچه گالری مجموعه «هزار و یک صورتک» نصب شده است. هر صورتک نمادی از یک «شهرزاد قصهگو» است و عادل یزدی کوچه را به «کوچه قصهها» بدل کرده است. او میگوید: «برای هر شهرزاد، یک صفحه چاپ دستی و روایت قصه طراحی کردهام. این آثار پویا هستند و فقط به نصب بر دیوار محدود نمیشوند، بلکه نیازمند بازآفرینی و ادامه کار هستند. آرزو دارم این مجموعه به شکل تندیسها و صورتکهای ماندگار در کوچه گالری تثبیت شود و مخاطب با عبور از این مسیر، تجربهای گردشگری و فرهنگی داشته باشد.»
یزدی میگوید: «یکی از دغدغههای اصلی من همواره فاصله عمیق میان قشر عام جامعه و قشر خاص در مواجهه با آثار هنری بوده است. بسیاری از مردم به گالریها وارد نمیشوند و در نتیجه، فرصت تجربه و درک اهمیت اثر هنری و تحولی که میتواند در ذهن مخاطب ایجاد کند، از دست میرود. این خلا همچنان وجود دارد و کمتر به آن پرداخته می شود.»
پای گردشگران به محله باز شد
عادی یزدی در ادامه صحبتهای خود به روزی برمیگردد که ساکن محله کوچه گالری شد و توضیح میدهد: «زمانی که به این محله آمدم، فضایی خاموش و راکد بود. قیمت خانهها بسیار پایین بود و بسیاری از ساکنان قدیمی نیز مهاجرت کرده بودند. اطرافیان حتی انتخاب من را تمسخر میکردند و این محله را بیارزش میدانستند. با این حال، به تغییرات پیشرو ایمان داشتم و برای خانههای اطراف طرحهایی نوشتم تا در صورت ورود به چرخه گردشگری، بتوانند نقش ایفا کنند. بخشی از این طرحها محقق شد، هرچند برخی دیگر به دلیل نبود حمایت شهرداری یا توقف پروژهها به نتیجه نرسید. با ورود گردشگران، سبک زندگی مردم محله تغییر کرد و حضور و توقف بیشتر گردشگران خود به عنوان یک پیروزی در جذب گردشگری تلقی شد.»
به گفته این هنرمند، حضور گردشگر در یک محله، نیازمند تجربه کامل است؛ حتی اگر این تجربه شامل یک خرید کوچک باشد. یزدی میگوید: «زمانی که چیزی برای عرضه وجود داشته باشد، میتوان یک بسته کامل از خدمات و تجربههای فرهنگی و هنری فراهم کرد. بخشی از این روند اکنون در حال شکلگیری است.»
او تاکید میکند: «خانههای اطراف به تدریج به گالری تبدیل میشوند؛ هنرمندانی در سطوح مختلف، از عرضه آثار بازاری تا فعالیتهای تخصصیتر، وارد این فضا شدهاند. حتی در بنگاههای معاملات ملکی، خانهها با عنوان مناسب برای گالری معرفی میشوند و این نشاندهنده تغییر کاربری فرهنگی در محله است.»
نقاش و مجسمهساز اهل شیراز اضافه میکند: «این جریان، هرچند در حال وقوع است، اما هنوز چرخهای مستحکم و پایدار نیست. برای تثبیت و رشد آن، نیاز به خدمات اولیه و حمایتهای جدی وجود دارد. بخشی از این مسئولیت بر عهده شهرداریهاست که گاه بازدارنده عمل میکند.»
























































