
بخش هایی از مصاحبه موگویی با سیدعباس عراقچی به شرح زیر است:
موگویی: یکی اینکه ادبیات وزارت امور خارجه باید تغییر کند. زمان جنگ، ادبیات شما ادبیات جنگی بود، اما پس از جنگ هم باید همان ادبیات حفظ شود. یک چیز خیلی بد است. جنگ شده، رهبری را هدف قرار دادهاند، این همه مردم کشته شدهاند، میناب، لامِرد و دهها جای دیگر آسیب دیدهاند؛ آن وقت ادبیات دولت این باشد که «اگر آمریکا گندم را ارزان به ما بدهد، میخریم.» واقعاً این حرف زشت است. احساسات مردم جریحهدار میشود. دنیا هم درباره ما چه فکر میکند؟ میگوید اینها مگر چه کسانی هستند؟ مگر میشود هنوز از این جنگ بیرون نیامده، چنین حرفی زد؟ من فکر میکنم این حرفها خیابان را عصبانی میکند و این احساس را به مردم میدهد که انگار همه چیز را دارید میفروشید.
عراقچی گفت: این برداشت ناشی از یک جمله اشتباه است که شاید کسی گفته باشد و نباید آن را به همه تعمیم داد. اولاً ادبیات وزارت امور خارجه در طول جنگ آنقدر محکم بود که مرا متهم کردند به اینکه وزیر جنگ هستم، نه وزیر امور خارجه. اگر توییتها و مواضع مرا ببینید، همه همینگونه است. منطق من این بود که وقتی کشور در حال جنگ است، وزیر امور خارجه باید محکم صحبت کند. اگر کوچکترین نشانهای از ضعف در سخنان وزیر خارجه دیده شود، این احساس ایجاد میشود که کل کشور ضعیف است. ما در طول جنگ تلاش کردیم صدای اعتمادبهنفس مردم ایران باشیم. من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف مصاحبه کردم و با قدرت حرف زدم.
متأسفانه رسانههای داخلی آنطور که باید این فعالیتها را بازتاب ندادند؛ فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام. در حالی که باید نشان میدادند وزارت امور خارجه چه اقداماتی انجام داده است. آقای بقایی هم مرتب مصاحبه میکرد و معاونان وزارتخانه نیز فعال بودند. ادبیات ما کاملا درست بوده و منطق با شرایط جنگی عمل کردیم.
عراقچی اظهار کرد: اما درباره بحث گندم، واقعاً جفایی در حق کشور شده است.مگر یکی از مطالبات و خواستههای رهبری آزاد شدن پولهای مسدودشده ایران نبود؟ خب، این پولها آزاد شده است.
موگویی: نه، هنوز که آزاد نشده؛ مگر وارد کشور شده است؟
عراقچی گفت: آزاد شدن الزاماً به معنای ورود فیزیکی پول به کشور نیست. وقتی حقوق شما به حسابتان واریز میشود، مگر حتماً باید پول را از بانک بیرون بیاورید تا بگویید حقوق گرفتهاید؟ همین که بتوانید با کارت بانکی از آن استفاده کنید، یعنی پول در اختیار شماست. پولهای ما وارد حسابهای بانکهای ایرانی در قطر شده است. مهم این است که قابل استفاده باشد. حتی اگر پول داخل ایران هم باشد، اما نتوانید از آن استفاده کنید، در عمل آزاد نشده است.
قابل استفاده یعنی چه؟ یعنی بتوانید حواله کنید، مثلاً برای خرید کالاهای اساسی یا پرداخت به شرکتهایی که کالا تولید میکنند. اگر بتوانید کالاهای اساسی را بخرید و وارد کشور کنید، آن وقت میشود گفت پول قابل استفاده شده است. الان سازوکارهای آن طراحی شده است. البته آمریکا فضاسازی کرده که ایران با این پولها از آمریکا گندم میخرد و کشاورزان آمریکایی پولدارتر میشوند.
بعد از امضای یادداشت تفاهم، وقتی از سوئیس برگشتیم، اعلام کردیم که جنگ خاتمه یافته، در لبنان نیز پایان جنگ اعلام شده، کمیته نظارت بر آتشبس با حضور ایران تشکیل میشود، معافیت صادرات نفت و محصولات پتروشیمی از تحریمها انجام شده، پولهای مسدودشده آزاد شده، صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری ایجاد شده و محاصره دریایی پایان یافته است.اما طرف آمریکایی چه گفت؟ اصلاً اشارهای به تنگه هرمز نکرد؛ چون اگر میگفت، همه به او میخندیدند. تنگه هرمز اساساً باز بود و آنها نمیتوانستند آن را به عنوان دستاورد خود مطرح کنند. در عوض ادعا کردند که بازرسان آژانس دوباره از تأسیسات ایران بازدید خواهند کرد؛ در حالی که این ادعا کاملاً دروغ است.
موگویی؛ یعنی بازرسان آژانس برنمیگردند؟
عراقچی گفت: می آیند طبق قراری که داشتیم در مورد برخی برخی تأسیسات، مانند نیروگاه بوشهر، طبق تعهدات پادمانی باید تحت نظارت آژانس باشد؛ مثلاً تحویل سوخت آن.
موگویی: یعنی به نطنز، فردو و تأسیسات UCF اصفهان دسترسی نخواهند داشت؟
عراقچی اظهار کرد: خیر، اصلاً. از بعد از جنگ دوازده روزه تاکنون دسترسی آژانس به همه این مراکز بسته شده است.بوشهر، راکتور تحقیقاتی تهران و یکی دو مورد دیگر که فعالیتهای کاملاً عادی دارند و مشمول تعهدات پادمانی است و آژانس باید بازرسی کند.
دومین موضوعی که به دروغ مطرح کردند گفتند که کشاورزان امریکایی قرار است پولدارتر شوند. این همه کاملا دروغ است نه الزامی داریم و نه تعهدی داده ایم. البته خرید برخی کالاهای اساسی از شرکت های امریکایی سال هاست وجود دارد.


























































