پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: دوشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۶ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
یکشنبه, ۲۸ تیر ۱۴۰۵ ۱۴:۵۰
۰
۰
نسخه چاپی

پرسش‌های بی‌پاسخ حراج تهران؛ چرا هیچ رقیبی متولد نمی‌شود؟

پرسش‌های بی‌پاسخ «حراج تهران»؛ چرا هیچ رقیبی متولد نمی‌شود؟

خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان- سعید فلاح‌فر، پژوهشگر هنر و منتقد؛ «حراج تهران» از بیست و پنجمین دوره خود عبور کرد اما هنوز بسیاری از پرسش‌ها، شائبه‌ها و شایعات پیرامونی آن بی‌پاسخ مانده است. بسیاری از این شبهات بدون وجود یک بازار هم‌تراز یا رقیب نمی‌تواند برطرف شود. در یک ساختار اقتصادی سالم انتظار می‌رود چنین ظرفیتی، رقبایی را برای ورود به بازار وسوسه کند. البته در طول سالیان گذشته تلاش‌های پراکنده‌ای برای این رقابت دیده شد اما بدون استثناء در همان آغاز محکوم به شکست شده‌اند.

چرا حراج تهران (با وجود ابراز تمایل مدیران حراج، حداقل در گفتار) تا امروز بی‌رقیب مانده است؟ چرا این انحصار که مغایر کلیه منافع اقتصاد آزاد و هنر است، همچنان به قوت خود باقی است؟

عده‌ای بلافاصله مناسبات دولتی را پیش می‌کشند تا جایی که بعضی از مسئولان دولتی در سطوح بالا را متهم کرده‌اند که به نوعی بیشتر شبیه کارمند حراج تهران بوده‌اند تا نهاد برنامه‌ریزی مستقل و ناظر. آیا برگزاری حراج تهران تحت حمایت و با حضور پررنگ بعضی مدیران دولتی می‌تواند دلیل این انحصار باشد؟ آیا چرخه مالی این حراج، با اما و اگرهایش توجیه اقتصادی نداشته و سرمایه‌گذاران و مدیران اقتصادی را ترغیب به شراکت در آن نمی‌کند؟

یکی از دستاوردهای حراج تهران، بالا بردن قیمت گروهی از آثار هنری ایرانی است. این افزایش قیمت که گاهی همراه شوک به جامعه بوده است، توانسته یک بازار نسبتاً نوپا و قوی را در کشور دایر کند. رونق این بازار می‌تواند در جذب سرمایه‌های خارجی و کسب درآمدهای ارزی هم موثر باشد. از نظر هنری همین وضعیت موجب شهرت بیشتر هنر و هنرمندان تجسمی شده است که شاید پیش از این برای عموم مردم شناخته شده نبود. از طرفی به نوعی باعث تقویت اعتماد به نفس و اعتبار کلی هنرمندان شده است اما این چرخه بدون رقیب و بازاری هم‌تراز ناقص بوده و سوءتفاهمات زیادی به وجود می‌آورد.

قیمت آثار هنری در اغلب حراج‌های بین‌المللی و همچنین حراج تهران، معمولاً [بسیار] بالاتر از قیمت در گالری‌ها و آتلیه‌ها و ... است. با این وجود کلکسیونرها و خریداران بنا به دلایلی همچون؛ ثبت قیمت اثر، تاکید بر اصالت و چرخه خرید و فروش اثر، جلب توجه و فخر اجتماعی و اقتصادی و ... به این اضافه قیمت تن می‌دهند. اما چنین قیمتی بدون امکان عرضه در بازاری موازی و هم‌تراز و بدون آزمونی مشابه، چگونه تایید می‌شود؟ چگونه از هر زد و بند گروهی مبرا می‌ماند؟ این اثر بدون میل حراج تهران، چگونه و کجا می‌تواند قابلیت عرضه و بازگشت سرمایه داشته باشد؟ آیا این شیوه نوعی انحصار و عدم شفافیت به دنبال نخواهد داشت؟ چطور می‌شود سرمایه‌گذاران را از امنیت سرمایه مطمئن کرد؟

آیا حراج تهران امکان و انگیزه برای مشارکت همه رویکردهای هنری و هنرمندان را دارد؟ البته که چنین وظیفه و امکانی وجود ندارد. در هر دوره حدود هشتاد هنرمند و قریب صد اثر هنری در حراج تهران شرکت می‌کنند. در کنار این، بسیاری از گرایشات فردی و هنری نمی‌توانند یا نمی‌خواهند در این حراج شرکت کنند. طبیعی است همین موضوع می‌تواند باعث شهرت و رونق بازار بعضی آثار هنری و هنرمندان شده و دیگران را به شکل ناعادلانه‌ای از رقابت برابر خارج کند. اگر چه این موضوع ربطی به ساختار خود حراج ندارد، ولی نتیجه مستقیم چنین انحصاری است.

ساختار حراج تهران ترکیب نامتقارنی از «هنر» و «اقتصاد» است. با این توضیح که آثار عرضه شده در حراج عمدتاً از میان آثار و هنرمندان تثبیت شده انتخاب می‌شوند و در نتیجه حسب معیارهای «هنر معاصر» چندان با روند هنر تاثیرگذار روز، همراه و هم معنا نیستند. یعنی در برآیند کلی، جنبه هنری حراج تهران مغلوب قدرت اقتصادی آن و معادلات سرمایه است. نباید قرابتی بین نمایشگاه حراج با رویدادهای هنری قائل بود.

قرار نیست حراج تهران به عنوان متولی کامل هنر و اقتصاد هنر فرض شود و تمامی مشکلات آن را یک تنه حل کند. در ضمن با توجه به نوع گردش مالی و منتفعین آن، باید پذیرفت تفاوت‌های عمده‌ای بین این «اقتصاد» و «اقتصاد هنر» وجود دارد. با این حال تصور «گاو ـ پلنگ» فرایند حراج، مدام منشاء سوءتفاهمات و سوءاستفاده‌های عمدی و سهوی است. اصولاً منافع عده‌ای در گرو همین خلط مبحث تامین می‌شود. جایی که اقتصادی است، از سیاست و فرهنگ و هنر مایه بگذارد و جایی که هنری است، از قدرت و نفوذ تجارت و اقتصاد. در تبیین و تفکیک این ویژگی‌ها، هم حراج تهران و هم مدیران اقتصادی و فرهنگی وظایفی دارند.

ورود برخی مدیران فرهنگی به بحث اقتصاد به جای رونق بخشی اقتصاد هنر و بی‌توجهی به هنر معاصر به‌عنوان تکلیفی قانونی و نیاز جامعه می‌تواند علامت سوال‌های متعددی را فعال کند؟ آیا بین این رویکرد و عدم فعالیت یک حراجی با گستردگی و تاثیرگذاری حراج تهران می‌توان رابطه‌ای فرض کرد؟ مدیران حراج تهران بارها تاکید کرده‌اند که از وجود چنین رقیبی استقبال خواهند کرد و وجود آن را عامل ارتقاء سطح بازار دانسته‌اند.

آیا حضور و دخالت بعضی مدیران فعلی و قبلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در موسسه حراج تهران و مراسم حراج از طرفی و تلاش بعضی مدیران برای نزدیکی به برگزارکنندگان حراج تهران یا اعلام عملکرد حراج تهران ذیل دست‌آوردهای دولتی می‌تواند گمانه‌زنی‌ها را تقویت کند؟

اگر مشکل را خواست آزادانه بازار بدانیم؛ عدم تمایل سرمایه‌گذاران و مدیران اقتصادی به راه‌اندازی چنین حراجی شاید نشانه‌ای باشد از بی‌اعتمادی به واقعیت مالی حراج‌های هنری و فروش آثار هنری. این مهم نیاز به تمهیدات اقتصادی و تجاری دارد که با تفکیک واقعی وجوه اقتصادی از جنبه‌های فرهنگی و هنری و ورود موثر ارگان‌ها و نهادی مرتبط میسر است.

بر این اساس، بیست و پنجمین حراج تهران جمعه ۲۶ تیر، با فروش ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومانی به کار خود پایان داد.

در حراج بیست و پنجم ۱۰۰ اثر شامل ۷۴ اثر نقاشی، ۱۴ تابلو خوشنویسی، ۶ مجسمه و ۶ قالی تصویری، به هنر دوستان ارائه شد که در نهایت ۹۶ اثر به فروش رسید. در این دوره از حراج، علاوه بر آثاری از هنرمندان مدرنیست همچون سهراب سپهری، ناصر عصار، بهجت صدر، پرویز تناولی، آیدین آغداشلو، محمد احصایی، منصور قندریز، ژازه تباتبایی، حسین کاظمی و ... مجموعه‌ای کم‌نظیر از آثار هنر کلاسیک ایرانی، اعم از نقاشی آکادمیک، نگارگری، خوشنویسی و همچنین هنرهای سنتی ایرانی همانند فرش‌های تصویری و صنایع دستی را پیش روی مجموعه‌داران هنری قرار داد که مورد اقبال آنها قرار گرفت.

همچنین، ۶ اثر بالای ۲۵ میلیارد تومان بود که این آثار رکورد قبلی حراج تهران را که ۲۲ میلیارد تومان بود، جابه‌جا کردند!




+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری