فرستادن بیش از هزار بخشنامه به مدارس در یک سال گذشته، نشان می دهد آموزش و پرورش در تبیین وتفهیم ماموریت های بلند مدت خویش هنوز اندر خم یک کوچه مانده است. نسخه پیچی به صورتی کاملا منفعلانه در مواجهه با رفتار گاه و بیگاه مدارس تنها هنری است که از دست ستاد وزارتخانه ساخته است.
با بسته شدن راه برای ارسال بخشنامه های کیلویی، کلیشه ای، تکراری و اغلب بی خاصیت، اگر تدبیری اندیشیده نشود در اینده باید شاهد سرگرم شدن مدیران ستادی به اتلاف وقت بیشتردر فضای مجازی ،گپ و گفت های دوستانه یا گعده های دور همی بی هدف در ساعات اداری باشیم.
یک روز با ارسال بخشنامه به مدارس ،فرمان به نشاط و پایکوبی می دهند دیگر روز همان را نقض کرده ،کوچکترین تحرکی در برنامه صبحگاهی مدارس به کسب رخصت از مقامات موکول می شود.
یک روز درپی تصمیمی ناگهانی، یک نامه دو سطری ،بساط آزمون تیز هوشان را هوا می کند ،دیگر روز،دست از پا کوتاهتر ، با ارسال یک شیوه نامه چند صفحه ای همه چیز دوباره به حالت اولش، باز می گردد.
در برهه ای ،سند 2030 ، درآموزش و پرورش چنان ارج و قربی پیدا می کند که حتی در بین عابران پیاده نیز نسخه ای شیک و مجلد شده از آن را می توان دید تا مردم نیزاز توصیه های اعجاز آمیز آن بی نصیب نمانند.
دیگر روز با نهیبی، منهیان خویش را به استانها اعزام می کنند تا با خاطیان احتمالی برخورد شود. حتی کار به استمداد از مردم می رسد که اگر نشانی یافتند ،امان ندهند.
یک روز هوس می کنند تا در مدارس شهر تهران ، دانش آموزان را با میوه های درخت بی ثمر مانده برجام آشنا کنند دیگر روز پیکی از راه می رسد برجام را رها کرده ، بهتر است با تماشای فوتبال جام جهانی حال کنند.
بک روز ،کتبا پیغام می دهند از امروزتکلیف از دانش آموزان برداشته شد و دادن مشق بر آنان حرام است دیگر روز ،پیغام می فرستند که چنین تصمیمی "لابشرط نیست ،بلکه شرطش آن است که کلاس ها از 20 نفر تجاوز نکند و چون اغلب مدارس دولتی 35 نفره هستند طبیعتا این نورچشمی های متمول مدارس غیر دولتی هستند که از چنین موهبتی برخودار خواهند شد.
یک روز هوس می کنند ساعات تدریس معلم را تا به حد مالایطاق 36 ساعت در هفته افزایش داده ،نام این طرح ظالمانه را "معلم تمام وقت "بگذارند ،دیگر روز چون به در بسته می خورند خود را به بی خبری زده ،جیکشان هم در نمی آید.
در طول یک سال گذشته کافی است نگاهی به شیوه نامه ها،دستورالعمل هایی داشته باشید که یکی پس از دیگری ناسخ و منسوخ هم بوده اند.
معلوم نیست وزارتخانه در این بازی یک طرفه با خود ،چند ،چند است؟ دنبال چیست؟ از این بی ثباتی در تصمیم و از این شاخه به آن شاخه شدن، به کجا می خواهد برسد؟
شیوه نامه ساماندهی نیروی انسانی ،دستورالعمل ثبت نام ،بازگشایی مدارس، اردوهای دانش آموزی،برگزاری مناسبت ها با کمترین تغییری در محتوای تکراری آن، تنها کاری است که ستاد انرا به حساب تلاش یک ساله خود مصادره می کند.
ببش از بیست سال است که در قالب بودجه سنواتی دولت، آموزش و پرورش مکلف است فضاهای مازاد آموزشی خود را با ایجاد ارزش افزوده در قالب تغییر کاربری به فروش رسانده از عواید آن بهره مند شود.
هرساله این خواسته با ادبیاتی ممل و تکراری با امضای مبارک وزیر به ادارات ابلاغ می شود اما آب از آب تکان نمی خورد.
معلمان در مدارس تنها با بخشنامه هایی حال می کنند که عملا گشایشی در زندگی شغلی آنها ایجادکند والا مدام به رخ کشیدن خرده فرمایشات جناب وزیر یا اعوان و انصار ایشان همراه با مرقومه طولانی در هامش آن تا رسیدن به دفتر مدرسه حتی یک خواننده پروپا قرص هم ندارد.
امروز معلم حتی انگیزه برای مطالعه مجلات رنگارنگ رشد را ندارد تا چه رسد به بخشنامه های صد من یک غازی که ممکن است برای صادر کنندگان آن کارانه و اضافه کار به همراه داشته باشد اما برای مدیر مدرسه جز دردسر حاصلی به ارمغان ندارد.
اگر در گزینش و انتصاب مدیران مدارس ،اهلیت و شایستگیهای لازم به دور ازدخالت های گاه وبیگاه اهرم های بیرونی، احراز شود ،لازم نیست مدرسه آماج رگبار گونه ای از بخشنامه های بی خاصیتی قرارگیرد که جز سردرگمی و سلب خلاقیت از مدیر ،در عمل کارکرد دیگری ندارد.
کافی است کتابچه ای ازآخرین ویرایش قوانین مصوب شورای عالی آموزش و پرورش در اختیار مدرسه گیرد تا بر اساس چارچوب های معین شده ،راه برای اجتهاد و ابتکار عمل همواره باز باشد.
تفویض مسوولیت به مدیر در چارچوب تعریف شده توام با توانمندسازی دیگر ظرفیت های مشارکت پذیر مانند انجمن اولیا و مربیان ،شورای دانش آموزی،تشکل های مردم نهادی مانند بسیج دانش آموزی،هیات امنا و ... شرط لازم برای مدرسه محوری است.