
امروزه بسیاری از کشورها در برابر واردات هر کالا، میزان اثری را که مصرف آن بر محیطزیست بر جای میگذارد، بهدقت بررسی میکنند و براساس آن یا از ورود کالاهای با آلایندگی بالا جلوگیری میشود و یا تعرفههای سنگینی بر مصرف این کالاها وضع میکنند و عملا بازار آنها را با مشکل مواجه میسازند.
در رابطه با ردپای کربن در صنعت تایر بهعنوان یکی از صنایع مهم که سهم ویژهای در آلودگی محیطزیست دارد، با دکتر سعید تقوایی، معاون نوآوری و فناوری یزدتایر و عضو هیاتمدیره این شرکت گفتوگو کردیم. دکتر تقوایی نقش مهمی در راهبری پروژه تبیین ردپای کربن در صنعت تایر برعهده دارد؛ پروژهای که مراحل بررسی و جمعآوری دادهها و تحلیل و عملیاتیسازی آن به همت انجمن تامینکنندگان مواداولیه و تولید تایر، تیوب و روکش استان تهران و با همکاری دانشگاه تهران آغاز شده و هدف آن بررسی میزان ردپای کربن در زنجیره ارزش صنعت تایر و محصول تایر است.
آقای دکتر با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفا در مورد پروژه مشترکی که با محوریت موضوع ردپای کربن و با همکاری انجمن تامینکنندگان مواداولیه و تولید تایر، تیوب و روکش استان تهران و دانشگاه تهران آغاز شده است، توضیح بفرمایید. این پروژه با توجه به اهمیت موضوع و البته ناشناختگی آن در کشور ما چگونه قادر بهرفع یکی از چالشهای مهم در حوزه محیطزیست خواهد بود؟
با تشکر از شما، ابتدا لازم میدانم از دغدغهمندی انجمن زنجیره ارزش تایر و همکاری شما بهعنوان رسانه در صنعت تایر تشکر کنم. موضوع ردپای کربن امروزه مساله بسیار با اهمیتی در حوزه محیطزیست، اقتصاد چرخشی و حوزه سلامت در دنیا و یکی از آیتمهای مهم در تولید پایدار بهشمار میرود که از نگاه مسئولیت اجتماعی در حوزه تولید فراتر رفته و به یک وظیفه در صنایع گوناگون از جمله صنعت تایر تبدیل شده است.
طبیعتا ضروری است برای محاسبه، سنجش و مقایسه ردپای کربن و شاخصبندی آن، ابتدا متغیرهای موثر و دخیل بهطور کامل شناسایی و تعریف شوند. در این مسیر برآورد دقیق این متغیرها و پارامتریزه کردن فرآیند با نگاه تولید و بر اساس میزان آسیب ناشی از گازهای آلاینده در مراحل مختلف و اثر آن بر سلامت کارکنان و محیطزیست از اهمیت زیادی برخوردار است.
شاخص ردپای کربن بهخوبی قادر است میزان مصرف منابع تجدیدناپذیر انرژی و اثر آن بر چرخه زندگی را در یک فرآیند بررسی و محاسبه کند؛ بنابراین ارزیابی چرخه عمر تایر و در مجموعه صنعت بهعنوان بخشی از این پروژه از اهمیت زیادی برخوردار است.
لازم میبینم بههمکاری ارزشمند خانم دکتر نیکروان اشاره کنم که از سالهای پیش که من در مرکز تحقیقات صنایع لاستیک مشغول فعالیت بودم، شانس این را داشتم که از همکاری ایشان بهره ببرم. خانم دکتر نیکروان درحال حاضر در دانشگاه تهران مشغول تدریس و فعالیت پژوهشی هستند؛ بنابراین از ایشان درخواست کردم روی موضوع ردپای کربن که در صنعت تایر از اهمیت زیادی برخوردار است، متمرکز شویم؛ چراکه بهرغم اهمیت این موضوع، متاسفانه در صنایع مختلف از جمله صنعت تایر به این مبحث پرداخته نشده و کمتر گزارشی در زمینه محاسبه و بررسی میزان رد پای کربن در فرآیند تولید در زنجیره ارزش این صنعت وجود دارد.
واقعیت آن است که چرخه عمر تایر از مزارع کائوچوی طبیعی آغاز میشود و از میزان سوخت مصرفی در حمل و نقل این محصول گرفته تا مرحله تولید تایر بهعنوان کالای نهایی و ورود به مرحله سرویس و سپس تبدیل آن به تایر غیر قابل استفاده و آماده برای بازیافت را در بر میگیرد. بنابراین بسیار مهم است که تمام این مراحل و میزان انتشار گازهای گلخانهای ناشی از آن را بر مبنای میزان کیلوگرم تولید گاز کربنیک به ازای واحد تایر تولیدشده بهعنوان یک شاخص محاسبه و برای سایزها و گروه محصولات مختلف و درنهایت مجموعه صنعت تایر در نظر گرفته، محاسبه و با شاخصها و استانداردهای جهانی مقایسه شود.
ما در این پروژه تلاش میکنیم زوایای مختلف این پدیده مشخص شود تا بهعنوان مثال در مرحله تولید تایر، میزان مصرف انرژی را در هر مرحله تولید از ایستگاه اختلاط گرفته تا مرحله پخت تایر و با احتساب فرآیندها و تجهیزات پشتیبان تولید مثل بویلرها، دیزل ژنراتورها و ... میزان گاز کربنیک ایجادشده را بهعنوان رد پای کربن محاسبه کنیم و درنهایت میزان مصرف انرژیهای تجدید ناپذیر مشخص شوند. این مطالعات و عملیات در کل فرآیند چرخه عمر تایر صورت میپذیرد.
با تعریف شاخصهای مربوطه به فاز دوم که روش اندازهگیری است ورود خواهیم کرد و در فاز سوم این پروژه، راهکارهای کاهش منابع تجدید ناپذیر ایجادکننده کربن را بررسی میکنیم.
آقای دکتر در گفتوگویی که با خانم دکتر نیکروان داشتم، ظاهرا بنا نیست در زمینه ردپای کربن و شاخص آن بهیک عدد مشخصی برسیم و فعلا موضوع روششناسی برای ردپای کربن در دستور کار قرار دارد. لطفا در این مورد هم توضیح بفرمایید.
بله؛ در فاز اول پارامترهای تاثیرگذار مورد بررسی قرار میگیرند و در فازهای بعدی اندازهگیری و کمیسازی این متغیر را در دستور کار داریم تا بتوان مقایسهای با استانداردهای جهانی انجام داد. واقعیت آن است که ردپای کربن باید کمّی شود تا بتوان بهمقایسه با آنچه دنیا بهعنوان محدوده استاندارد تعیین کرده است، نزدیک شد. درعین حال سازمان محیطزیست جهانی در حوزه ردپای کربن جوایز و رتبهبندیهایی را تعریف کردهاند و به شرکتهایی که موفق به کاهش اثر کربن در تولیدات خود شدهاند، مشوقهایی را ارائه میکنند؛ بنابراین ضروری است که با کمّیسازی شاخصها بدانیم در چه نقطهای قرار داریم و باید به چه اهدافی برسیم و در این مسیر از چه راهکارهایی باید استفاده کنیم.
شما به برخی راهکارها اشاره کردید. استنباط من این است فارغ از اینکه شاخص ردپای کربن در صنعت تایر چه عددی است، همین حالا برخی از این راهکارها در تولید تایر بهکار گرفته میشوند؛ بهعنوان مثال کاهش مقاومت غلتشی تایر، کاهش وزن تایر و ... در دستور کار شرکتهای ایرانی است. با این توضیح قرار است این پروژه چه چیزی را به این اقدامات اضافه کند؟
اقداماتی که در حال حاضر در صنعت تایر ایران صورت میگیرد، با هدف کاهش ردپای کربن نیست، بلکه هدف آن افزایش کیفیت تایر و حتی در برخی موارد اهدافی مثل انطباق با استانداردهای بینالمللی (دریافت استاندارد ایمارک) و ... است. بهعبارتی هدف از این قبیل اقدامات کاهش ردپای کربن نبوده، ولی در کنار آن، اثر کربن هم کاهش مییابد. بهعنوان مثال وقتی ما وزن تایر را کاهش میدهیم، در اصل موضوع بهرهوری در راستای سوددهی بیشتر شرکت مدّ نظر تولیدکننده بوده نه کاهش ردپای کربن. چرا؟ چون موضوع سود برای بنگاهها از اهمیت حیاتی برخوردار است؛ درحالی که هنوز مساله آلایندگی به یک الزام تبدیل نشده است. از همین فرصت استفاده کرده و به این نکته اشاره میکنم که امسال اگر شرکتهای تایری بین ۴ تا ۶ درصد سود خود را از محل بهرهوری کسب نکنند، نمیتوانند با روشهای گذشته مانند افزایش قیمت به سوددهی پایدار برسند. این بهرهوری هرچند روی اثر کربن به صورت مستقیم تاثیرگذار است، اما نگاه تولیدکننده در اینجا متفاوت است.
مساله دیگر موضوع توجیهپذیری به کارگیری راهکارهای مختلف کاهش اثر کربن در فرآیند تولید تایر است. بهعنوان مثال در حال حاضر راهکارهای متعددی برای کاهش مقاومت غلتشی تایر که این خود در کاهش رد پای کربن اثر بهسزایی میگذارد، وجود دارد؛ مثل استفاده از سیلیکا، SSBR، استفاده از روغنهای TDAE بهجای روغن آروماتیک و بسیاری راهکارهای ساختاری بهکارگرفتهشده در مهندسی ساخت تایر. پر واضح است که در دنیای پیشرفته امروز، این اقدامات به بالاترین حد تاثیرگذاری خود در صنعت تایر رسیدهاند و در راستای کاهش اثر کربن، راهکارهای دیگری را بهکار گرفتهاند که از جمله آنها میتوان بهاستفاده از پرسهای پخت الکتریکال اشاره کرد که سهم بهسزایی در کاهش رد پای کربن در چرخه عمر تایر دارد. ما درحال حاضر چه از لحاظ زیرساختی و چه مقولات مالی و امکان سرمایهگذاری، فاصله زیادی با عملیاتی کردن این راهکارها داریم؛ اما در صورت باز شدن درها به سمت دنیای فناوری، شرط بقایمان منطبق شدن با این روشهاست.
شما دقت کنید هنوز سالانه چیزی در حدود 400 هزار حلقه تایر باری سایز 12-24 بایاس که در دنیا منسوخ شده در حمل و نقل کشور بهکار گرفته میشود که میزان مقاومت غلتشی آن بهجای 6 (بر اساس استانداردهای E-MARK برای تایرهای باری و اتوبوسی رادیال) عددی در حدود ۱۴ است. این بدان معناست که میزان مصرف سوخت برای این تایر حداقل ۳۰ درصد بالاتر است که مصرف سوخت را افزایش و ردپای کربن را بالاتر میبرد.
در کنار آن باید وضعیت تامینکنندههای این صنعت را نیز که اغلب کارگاههای کوچک با بهرهوریهای پایین هستند و سهم زیادی در ردپای کربن دارند، در نظر گرفت. همه این موضوعات بدان معناست که در حال حاضر با اینکه میدانیم صنعت تایر ایران در مقوله ردپای کربن وضعیت مناسبی ندارد، اما عدد آن مشخص نیست و باید قابل اندازهگیری باشد. باید در گزارشهای هیاتمدیره به مجامع، میزان انرژی مصرفی به ازای هر تن تایر و همچنین میزان تولید گازکربنیک به ازای هر تن تایر در هر مرحله تولید مشخص باشد تا بتوان صنعت تایر کشور را در خصوص شاخص مصرف انرژی و ردپای کربن با شرکتهای پیشرو در دنیا و استانداردهای جهانی مقایسه کرد.
چه مرجعی باید این را بررسی و رتبهبندی را انجام دهد و متولی این حوزه کیست؟
ما هنوز قدمهای اول را در این بخش برمیداریم. متولی آن در اصل سازمان محیطزیست است؛ اما این سازمان تا بهحال چند سمینار یا کارگاه در مورد ردپای کربن در همایشهای تایر برگزار کرده است؟ تقریبا هیچ. بنابراین یا مراجع بینالمللی باید روی موضوع ردپای کربن ورود کنند یا در داخل، این موضوع پیگیری و رصد شود. شک نکنیم که دنیا حتما یک روز ورود خواهد کرد و همه بخشهای کربنزا را از تولید و عرضه نفت گرفته تا تمامی صنایع، مورد سنجش قرار خواهد داد و درصورت عدم انطباق مشمول جریمههای کربن خواهند شد. تا به امروز در دنیا صحبت از اعطای جوایز کربن به صنایعی بود که با استانداردهای جهانی انطباق دارند؛ اما با گذر زمان این نگرش به جرایم کربن برای صنایع آلودهکننده تبدیل خواهد شد. من در پایان بار دیگر به این نکته اشاره میکنم که روزی درهای صنایع بهروی بازارهای جهانی باز خواهد شد. تایرهای ایرانی در برابر جریمههای سختگیرانه در حوزه کربن چقدر آمادگی مقاومت دارند؟ بنابراین پیش از اینکه به حساب ما رسیدگی کنند، لازم است به حساب خود رسیدگی کنیم.
در پایان از انجمن زنجیره ارزش تایر که این فرصت را فراهم کرد که بهرغم مشکلات عدیده در فضای این روزهای کسبوکار بتوانیم به این مبحث بپردازیم، نهایت سپاس را دارم.