به گزارش تیتربرتر از مازندران ، این موضوع، صرفاً یک مسئله مرتبط با حمایت از حیوانات نیست، بلکه ابعاد گستردهای از بهداشت عمومی، سلامت محیط، امنیت اجتماعی، مدیریت پسماند، حقوق شهروندی و حتی کیفیت زندگی شهری را در بر میگیرد. از این رو، برخورد با این مسئله نیازمند نگاهی کارشناسانه، علمی و مبتنی بر همکاری میان نهادهای مسئول و تشکلهای مردمی است.
بیتردید، انگیزه بسیاری از شهروندان و گروههای دوستدار حیوانات در غذا دادن به حیوانات بیسرپرست، ریشه در حس مسئولیتپذیری، نوعدوستی و احترام به حیات موجودات زنده دارد؛ انگیزهای که شایسته احترام است. اما تجربه بسیاری از شهرهای جهان نشان داده است که اقدامات احساسی و بدون برنامه، هرچند با نیت خیر انجام شوند، لزوماً به نتایج مطلوب منجر نمیشوند و در برخی موارد، پیامدهایی ناخواسته برای شهر، شهروندان و حتی خود حیوانات به همراه دارند.
یکی از مهمترین پیامدهای غذا دادن بدون ساماندهی، شکلگیری کانونهای تجمع حیوانات در نقاط مختلف شهر است. زمانی که به صورت مستمر در گوشهای از پارک، پیادهرو، فضای سبز یا حاشیه خیابان مواد غذایی رها میشود، آن محل به تدریج به نقطه تجمع سگها و گربههای بیسرپرست تبدیل خواهد شد. افزایش تراکم حیوانات در یک محدوده، احتمال درگیری میان آنها، انتقال بیماریها، افزایش زاد و ولد و گسترش قلمرو حیوانات را نیز افزایش میدهد؛ موضوعی که مدیریت آن را در آینده دشوارتر خواهد کرد.
از سوی دیگر، نوع غذایی که در بسیاری از این موارد مورد استفاده قرار میگیرد نیز خود به یک چالش بهداشتی تبدیل میشود. استفاده از دل و جگر، ضایعات مرغ، استخوان، پسماندهای گوشتی یا مواد غذایی فاسدشدنی در فضای باز، به سرعت موجب فساد مواد غذایی، انتشار بوی نامطبوع و جذب انواع حشرات، مگسها و جوندگان میشود. در چنین شرایطی، احتمال افزایش جمعیت موشها و سایر ناقلان بیماری نیز بیشتر خواهد شد؛ مسئلهای که مستقیماً سلامت عمومی شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهد.
سلامت شهری تنها به معنای نبود بیماری نیست، بلکه پاکیزگی محیط، مدیریت صحیح پسماند، کاهش آلودگیهای زیستمحیطی و ایجاد احساس امنیت برای شهروندان نیز بخشی از آن محسوب میشود. هنگامی که در گوشه و کنار شهر، بقایای گوشت، ظروف غذای رها شده یا تجمع حیوانات مشاهده میشود، علاوه بر آسیب به سیمای شهری، احساس بینظمی و کاهش کیفیت محیط زندگی نیز در ذهن شهروندان شکل میگیرد. شهری که قرار است محل زندگی میلیونها نفر باشد، نیازمند نظم، پاکیزگی و مدیریت اصولی است.
موضوع مهم دیگر، احساس امنیت روانی شهروندان است. بسیاری از کودکان، سالمندان و حتی بزرگسالان از مواجهه با گروهی از سگهای بیسرپرست احساس نگرانی میکنند. حتی اگر بخش زیادی از این حیوانات رفتار تهاجمی نداشته باشند، حضور تعداد زیاد آنها در معابر، پارکها و فضاهای عمومی میتواند موجب اضطراب، محدود شدن استفاده شهروندان از این فضاها و کاهش احساس امنیت اجتماعی شود. مدیریت شهری موظف است ضمن رعایت اصول اخلاقی در برخورد با حیوانات، امنیت و آرامش شهروندان را نیز تأمین کند.
در عین حال، نباید این مسئله به تقابل میان حامیان حیوانات و مدیران شهری تبدیل شود. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که راهحل پایدار، حذف یکی از دو طرف نیست، بلکه ایجاد همکاری میان آنهاست. گروههای مردمی و دوستداران حیوانات میتوانند ظرفیت ارزشمندی برای کمک به مدیریت شهری باشند؛ اما این ظرفیت زمانی به بهترین نتیجه خواهد رسید که در قالب برنامههای رسمی، علمی و هماهنگ به کار گرفته شود.
شهرداریها، سازمان دامپزشکی، مراکز بهداشت، سازمانهای مردمنهاد و گروههای داوطلب باید در قالب یک سازوکار مشترک فعالیت کنند. اجرای برنامههای گسترده عقیمسازی، واکسیناسیون، ثبت و شناسایی حیوانات، ایجاد مراکز نگهداری استاندارد، آموزش شهروندان، مدیریت صحیح پسماندهای غذایی و تعیین نقاط مشخص و کنترلشده برای رسیدگی به حیوانات، از جمله اقداماتی است که میتواند ضمن حفظ رفاه حیوانات، از بروز مشکلات بهداشتی و اجتماعی نیز جلوگیری کند.
برگزاری نشستهای مشترک میان مسئولان و فعالان حوزه حمایت از حیوانات نیز میتواند گامی مؤثر در کاهش اختلاف دیدگاهها باشد. در چنین نشستهایی، هر دو طرف میتوانند دغدغههای خود را؛ از یک سو نگرانی درباره حقوق حیوانات و از سوی دیگر دغدغههای مربوط به سلامت عمومی، بهداشت محیط، امنیت اجتماعی و نظم شهری مطرح کنند. نتیجه این گفتوگوها میتواند تدوین دستورالعملهایی باشد که هم از حیوانات حمایت کند و هم منافع عمومی شهروندان را تأمین سازد.
واقعیت آن است که هیچ شهری با اقدامات پراکنده و بدون برنامه به موفقیت نرسیده است. همانگونه که بیتوجهی به وضعیت حیوانات بیسرپرست پذیرفتنی نیست، غذا دادن بدون ضابطه و رها کردن پسماندهای غذایی در معابر نیز راهکار مناسبی محسوب نمیشود. مدیریت این مسئله نیازمند سیاستگذاری، برنامهریزی، آموزش عمومی و همکاری همه ذینفعان است.
باید پذیرفت که حمایت از حیوانات و حفظ سلامت شهری دو هدف متعارض نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند. شهری موفق است که هم حقوق حیوانات را محترم بشمارد و هم محیطی پاکیزه، ایمن و سالم برای شهروندان خود فراهم کند. دستیابی به این هدف تنها از مسیر مدیریت علمی، گفتوگوی سازنده، مسئولیتپذیری اجتماعی و همکاری میان مردم و نهادهای مسئول امکانپذیر خواهد بود.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی