
یک تحلیل گر اقتصاد کلان معتقد است ایران در هر حالت نباید ابزار تنگه هرمز را از دست بدهد.
تنش میان ایران و آمریکا در حالی وارد یک مرحله تازهتر شده که با اعلام محاصره دریایی عربستان سعودی توسط حوثیهای یمن، جغرافیای بحران اخیر خاورمیانه به دریای سرخ هم کشیده است. با آغاز محاصره دریایی عربستان و حملاتی که حوثیها به چند نفتکش مرتبط با ریاض و بنادر جیزان و ینبع داشتند قیمت نفت از ابتدای هفته جاری دوباره به بیش از ۱۰۰ دلار رسیده است.
در این رابطه محمد حسین معماریان، تحلیلگر اقتصاد سیاسی به گفت: مهمترین اتفاقی که در این مدت رخ داد، شکلگیری تنش میان انصار الله یمن و عربستان سعودی است که منجر به ناامنی در دریای سرخ شده است. بسته شدن یا اخلال در روند حمل و نقل در تنگه هرمز، سناریویی است که در طول جنگ ۴۰ روزه هم چند باری مطرح شد اما در عمل این اتفاق رخ نداد تا هفته گذشته که انصارالله محاصره دریایی سعودی را اعلام کردند.
او ادامه داد: عربستان سعودی از راه دریای سرخ و بندر ینبع روزانه ۴.۵ میلیون بشکه صادرات نفت را انجام میداد که این مساله تا حدی از شدت فشار مسدود شدن تنگه هرمز میکاهد. با اعلام محاصره دریایی سعودی، سرنوشت این نفت نامشخص میشود و درنتیجه فشاری دو چندان بر بازار نفت وارد خواهد شد. تا به امروز «ضربه گیرهایی» ذخایر استراتژیک کشورها یا کاهش خرید چین توانسته بود تا حدی اثر بسته بودن هرمز را خنثی کند که حالا این ضربه گیرها هم دیگر اثربخشی سابق را نخواهند داشت.
او اعلام محاصره دریایی از سوی انصارالله را مهمترین عاملی دانست که درنهایت نرخ هر بشکه نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار رساند، هر چند که تنش نظامی میان ایران و ایالات متحده هم بر این افزایش تاثیر داشت.
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی درباره پیشبینی چشمانداز روزهای آینده بازار نفت توضیح داد: من فکر میکنم همه چیز تا اندازه زیادی به این موضوع وابسته است که انصار الله چقدر این محاصره و اعمال آن را جدی خواهد گرفت. تداوم محاصره عربستان به تسریع در روند کاهنده ذخایر نفتی در جهان دامن خواهد زد. حتی پیشبینی میشود شرایط برای «روز صفر جهنمی» یعنی زمانی که ذخایر نفت به پایان برسد هم میتواند تا سپتامبر مهیا شود. هر چه سرعت خالی شدن ذخایر جهانی نفت افزایش یابد، میزان افزایش قیمت نفت هم بیشتر خواهد بود.
شدت محاصره عربستان، تعیین کننده قیمت آتی نفت
اقدام انصار الله در قبال محاصره عربستان میتواند ابعاد بسیار بزرگتری هم پیدا کند. حوثیها نشان دادهاند اگر ریاض در پی حملاتی به خاک این کشور باشد، آنها ابایی از هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی این کشور را ندارند. اتفاقی که اگر رخ دهد میتواند دامنه زمانی بحران قیمت جهانی نفت را بسیار بیشتر از طول دوره جنگ و درگیری نظامی کند.
معماریان در این رابطه گفت: در بازار جهانی نفت این طور تحلیل میشود که اگر در جریان نفت خللی پیش بیاید و این مسیر مسدود شود، یک سطحی از اثر بر بازار رخ میدهد ولی هنگامیکه زیرساخت مورد اصابت میگیرند، سطحی دیگر و بسیار شدیدتر از تاثیرگذاری بر بازار جهانی نفت به وجود میآید. حمله به زیرساختها تا چند ماه بازار را دچار تلاطم خواهد کرد.
او ادامه داد: به این اعتبار حمله به ندر ینبع یا میادین نفتی سعودی میتواند به سرعت هم میزان تنش قیمتی و هم دامنه زمانی افزایش قیمت نفت را افزایش دهد. حمله به بندر جیزان البته چندان تاثیری بر بازار نفت ندارد و بیشتر بر بازار فرآوردههای نفتی تاثیر خواهد داشت. بازار فرآوردههای نفتی امروز با گرانی و نوسانی بیش بازار نفت هم مواجه هستند. اگر ضربه به زیرساختهای ینبع قوی و موثر باشد،چند ماه طول خواهد کشید تا ظرفیت صادراتی عربستان دوباره کامل شود.

افزایش قیمت نفت تورم را بالا میبرد و رشد را کم میکند
برخی محاسبات نشان میدهد به ازای هر ۱۰ دلار افزایش قیمت جهانی نفت، ۰.۲ درصد از میزان رشد اقتصادی کشورهای جهان کاسته خواهد شد. پیش از حمله ۹ اسفند قیمت هر بشکه نفت خام برنت حدود ۶۸ دلار بود و در اوج جنگ هر بشکه نفت تا حدود ۱۲۰ دلار هم افزایش پیدا کرد. پیشبینی میشود کاهش رشد جهان در پی حمله آمریکا به ایران تا یک درصد هم برسد.
معماریان در این باره پاسخ داد: من این رقم را محاسبه نکردم اما یک بررسی اجمالی نشان میدهد این نرخ میتواند درست باشد. افزایش قیمت جهانی انرژی به طور حتم به کاهش رشد منجر میشود. مشخصا افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی به افزایش نرخ تورم، ایجاد کسری تجاری، افزایش هزینههای خانوار و در نهایت کاهش تقاضای کل میشود و به این شکل از میزان رشد اقتصادی خواهد کاست.
چین یا روسیه میتوانند به ایران خط اعتباری بدهند
تنش میان ایران و آمریکا میتواند برای ماهها و حتی چند سال دیگر هم ادامه پیدا کند و این امر ضرورت برنامهریزی برای انواع سناریوها را ضروریتر از هر زمان دیگری کرده است. اداره اقتصادی که زیر فشار تحریم، حملات نظامی و گاه و بیگاه و محاصره اقتصادی است الزاماتی دارد که اگر رعایت نشود میتواند شدت فشارها را تشدید کند.
در این باره معماریان تاکید کرد: بحثهای زیادی در مورد مذاکرات و نقش دیپلماسی مطرح میشود که من چون تخصص ندارم خیلی وارد آن نمیشود. اگر امکانی وجود داشته باشد که آمریکا با گفتگو به حقوق کشورمان احترام بگذارد و منافع ایران را تامین کند، بسیار عالی است و اقتصاد هم از زیر فشار خارج خواهد شد. اما به شرطی که چنین چیزی ممکن باشد و دو طرف به آن تن دهند.
او افزود: در غیر این صورت سیاستگذار اقتصادی باید زمینه تابآوری بیشتر کشور را فراهم آورد. ایران در گام نخست نباید به هیچ وجه ابزار اصلی خود یعنی اداره تنگه هرمز را از دست دهد و این ابزار مهم خود را باید حفظ کند. اولویتگذاری ارزی باید به نوعی باشد که ارز مورد نیاز برای کاهای اساسی و مواد اولیه تولید تامین شود و به اصطلاح کشور چرخ کشور بچرخد.
تحلیلگر اقتصاد کلان به ضرورت تامین خط اعتباری اشاره کرد و گفت: از این طریق میتوانیم تا زمانی که مشکلات فعلی مرتفع نشدند نیازهای اساسی کشور را تامین کنیم. اقتصادی چون چین یا حتی روسیه به راحتی میتوانند چنین امکانی را برای ما فراهم کنند، بدون آنکه فشار خاصی به خودشان بیاید. همچنین باید دیگر مبادی وارداتی کشور را تقویت کنیم که بتوانند جایگزین مسیر جنوبی شوند.