به گزارش تیتربرتر؛ «آیا کرونا در حال تغییر در سبک زندگی ماست؟ دکتر یعقوب موسوی جامعهشناس و استاد دانشگاه اعتقاد دارد تا چند ماه آینده شاهد ظهور رفتارهای اجتماعی جدیدی در جامعه خواهیم بود. او معتقد است کرونا پارهای از مسائل حاد اجتماعی ما را به حاشیه برده و برخی تنشها را نیز کنترل کرده است. از او می پرسیم، اگر این طور است دامنه این تأثیرات به چه میزان است و اساساً کرونا در کدام زوایای پیدا و پنهان زندگی فردی و اجتماعی ما اثر گذاشته است؟
دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس و استاد دانشگاه، حس واقع بینی در روابط بین فردی را از جمله تأثیرات مثبت زندگی فردی و اجتماعی پس از کرونا میداند و معتقد است ماجرای کرونا لااقل باعث شد متوجه شویم چه کسانی واقعاً ما را دوست دارند و قلبشان برای ما میتپد، چه کسانی به فکر همنوع خود هستند و چه کسانی به فکر جیبشان. بنابراین اولین دستاورد مهم میتواند یک حس واقع بینی باشد و برخی سوءتفاهمهای پیشین را از بین ببرد.
به گفته وی با خانواده و در کنار هم بودن در این روزها باعث قویتر شدن پیوندهای عاطفی و روانی اعضای خانواده شده است: «من با خانوادههایی روبهرو هستم که پدر و مادر کار خودشان را میکنند و فرزند هم کار خودش را و در طول شبانهروز شاید چند دقیقه هم با یکدیگر همکلام نمیشوند ولی حالا فرصت مناسبی پیش آمده تا فضای عاطفی سرد شده را تغییر دهند و در کنار هم عشق و محبت را تجربه کنند. در این دور هم بودنها افکار منفی و تعارضات و مشکلاتی که قبلاً فرصت بروز و بیان پیدا نمیکرد، مطرح و کدورتها برطرف میشود. همین طور فرصتی برای خود و رسیدگی به کارهایی است که همیشه تلنبار و فراموش شده است. همه اینها سبک زندگی آینده ما را تغییر خواهد داد.»
با کرونا همدلی و همگرایی بین مردم به شکل معناداری توسعه پیدا کرده؛ چنان که به گفته دکتر یعقوب موسوی فرصت خوبی بهدست آمده تا مدیران کلان کشور زمینه همبستگی پایدار را فراهم کنند: «این روزها همه به هم سفارش میکنند که مراقب خودشان باشند و همه برای هم آرزوی سلامتی دارند. در واقع با نوعی همدلی و همدردی عمومی مواجه هستیم. به عقیده من این شرایط، فرصت خوبی است که مدیریت کلان کشور از آن استفاده کند و یک همبستگی پایدار به وجود بیاورد. به عنوان مثال مسئولان میتوانند نهادهای اجتماعی را به شکل مجازی یا واقعی در مسأله مداخله دهند و میزان مشارکت اجتماعی را بالا ببرند. این فرصت خوبی است برای تولید آن چه سالهاست از دست دادهایم. سالهاست به هر علتی سرمایه اجتماعیمان را که در حقیقت همان اعتماد و باورمندی است از دست دادهایم و الان فرصت خوبی است برای بازسازی سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی و باورمندی به همبستگی و درک متقابل. مدیران کلان ما باید از این فرصت به دست آمده برای بسیج اجتماعی، حیاتی و زیستی استفاده کنند.»
آیا پایه این همه تغییر مثبت در سبک زندگی ما به وحشت از کرونا برمیگردد؟ اگر این طور است چطور میتوان تغییر را پذیرفت اما وحشت را به سال جدید منتقل نکرد؟ این سؤال مهمی است که این روزها ذهن بسیاری از جامعهشناسان و روانشناسان را به خود مشغول کرده است. به گفته دکتر حسین ابراهیمی مقدم زمانی که افراد جامعه از نظر روانی و روحیه، انرژی چندانی نداشته باشند ضربههایی که دریافت میکنند میتواند حالشان را بد کند: «اگر افراد به تدریج یکسری استرسهای منفی و انرژیهای روانی منفی دریافت کنند و ناکامیهای متعددی را پشت سر هم داشته باشند احتمال دارد که از پا دربیایند و دچار اختلال استرس پس از ضربه روانی یا افسردگی یا اضطراب و برخی امراض مثل وسواس شوند. بنابراین در آستانه ورود به سال جدید باید کاری کنیم که ذهنمان را از این وحشت خالی کنیم. همه میدانیم که نوروز امسال عیدی است که نباید در آن دید و بازدیدی داشته باشیم و همچنان در حالت قرنطینه بمانیم. در این وضعیت چیزی که ما از آن تحت عنوان ارتباطهای اجتماعی و حمایتهای روانی یاد میکنیم، کمرنگتر میشود اما به عقیده من میتوان از طریق دنیای مجازی تا آنجا که ممکن است ارتباطات خودمان را همچنان حفظ کنیم. همچنین میتوانیم خاطرات خوب گذشته را یادآوری کنیم و امید به اتفاقات خوب آینده داشته باشیم. زمانی وحشت ذهن ما را پر میکند که ما نسبت به آینده خبر و اطلاع درستی نداشته باشیم. یعنی یکی از دلایلی که باعث وحشت میشود این است که نمیدانیم چه اتفاقی میافتد و نمیدانیم آینده چه میشود و این کرونا چقدر میتواند برای ما خطرات احتمالی بعدی داشته باشد. برای این که این ترس و وحشت را به سال جدید منتقل نکنیم باید چند کار انجام دهیم. اول این که اطلاعاتمان را به طور دقیق و علمی از مراکزی که اطلاعرسانی درستی دارند و قابل اعتماد هستند افزایش دهیم. این که افراد مختلف در فضاهای مجازی توصیههای مختلفی میکنند باعث سردرگمی و افزایش وحشت خواهند شد. دوم این که قوه ایمان و معنویت میتواند خیلی به ما کمک کند تا بهتر بتوانیم زندگی سرشار از مهر و عشق و عطوفت را تجربه کنیم. همه اینها منجر به تقویت ما خواهد شد و زمانی که احساس قدرت کنیم وحشت از ما دور میشود.»
به عقیده دکتر موسوی، جامعه ما استراحت ندارد و شاید بتوان گفت کرونا یک استراحت اضطراری را ایجاد کرده است. استراحتی که خود به خود میتواند بخشی از اضطرابهای معمول را کم کند: «معمولاً در نظامهای اجتماعی برخی کشورها برای ایجاد نوعی شرایط رفاه روحی، مرخصیهای یک ساله میدهند اما در کشور ما با وجود آن که تعطیلات زیادی داریم عموماً این تعطیلات منقطع و گسیخته هستند و بخش مطبوعات و اداری هم همچنان فعال میمانند؛ یعنی جامعه یکسره درگیر است. حالا نتایج این درگیری مفید است یا نه داستان دیگری است. امروز همه دنیا درگیر مبارزه با این ویروس خطرناک است و تلاش میکند با سرمایهگذاری در این بخش، سلامت جامعه را دوباره بازگرداند. از اغتشاش خبری توسط منابع مختلف که بگذریم به عقیده من خانهنشینی در آستانه سال نو فرصت خوبی است برای تمدد اعصاب و آرامش و به خود رسیدن. فرصتی است که از لحاظ عرفانی به خودکاوی بپردازیم چون انسان نیاز دارد که مدتی به حال خودش باشد تا بتواند مقداری از دغدغههایش را کم کند و به مطالعه و تحقیق بپردازد. ما سال نو را به اجبار با کسالت عمومی آغاز میکنیم بنابراین، هم باید موازین بهداشتی را رعایت کنیم و هم به خودکاوی و تمرین خودسازی بپردازیم و از روابط سالم درون خانوادهای لذت ببریم تا سال آینده در شرایط رفاه روحی باشیم.»
مرگ و میر کرونا ۱۰برابر آنفلوانزای فصلی/همه مبتلا نمی شوند
اظهارات مهرناز اسدی فوق تخصص ریه و دانشیار گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در برنامه تلویزیونی فرمول یک، با واکنش دو تن از اساتید رشته اپیدمیولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران مواجه شد.
اکبر فتوحی و مسعود یونسیان دو استاد اپیدمیولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، در واکنش به این مطلب که همه گرفتار ویروس کرونا خواهند شد، عنوان داشتهاند: اینکه همه باید ویروس را بگیرند حرف درستی به نظر نمیرسد، کما اینکه برای سایر بیماریهای عفونی و واگیر که در گذشته و قبل از پیدایش واکسن سلامت انسانها را به مخاطره میانداخت نیز چنین استدلالی پذیرفته نبود.
اولاً هر چقدر که نسبت بیشتری از مردم را در برابر آلودگی به این ویروس در این زمان محافظت کنیم، امید بیشتری به پیدا شدن واکسن و یا درمان اختصاصی برای آن در آینده وجود خواهد داشت. حتی بدون هیچگونه اقدامی، ضرورت ندارد همه مردم مبتلا شوند تا اپیدمی خاموش شود و در بدترین حالت، با توجه به رفتار ویروس کووید -۱۹ به نظر میرسد آلودگی ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم، منجر به ایجاد ایمنی جمعی (herd immunity) شود و اپیدمی را خاموش کند.
دقت شود بین آلودگی و ابتلا به فرم علامت دار و باز بین ابتلا به فرم علامت دار و فرم شدید بیماری اختلاف وجود دارد. حداقل سه چهارم از موارد عفونت با این ویروس منجر به علایمی در حد سرما خوردگی معمولی شده و خطر مرگ بسیار پایینی دارد.
اینکه حدود دو سوم جامعه باید آلوده شوند نیز به این معنی نیست که نباید با آن برخورد کرد. الان استراتژی توصیه شده برای کشورهایی مثل ما که ویروس گسترده شده است، آرام کردن اپیدمی (mitigation) است تا هم فرصت به سیستم درمان بدهد، هم تلفات را کمتر کند و هم امید به دسترسی به روشهای درمانی و در نهایت تولید واکسن را افزایش دهد.
نکته بعدی در خصوص صبحت های مهرناز اسدی فوق تخصص ریه، ذکر این نکته است که قرار نیست ما در مورد هر بیماری نوظهوری صرفاً با مشاهدات و مباحثات مان با همکاران به بهترین نتیجه برسیم و میتوان مطالعه کرد و بر اساس بررسی متون، از تجربیات و دانش همه متخصصان دنیا استفاده کرد و به بهترین نتیجه رسید.
تعبیر مجری برنامه دال بر اینکه این بیماری درمان ندارد و همه خواهند مرد هم تعبیر درستی نیست و ایجاد نگرانی بی مورد در جامعه خواهد کرد. البته مرگ و میر آن نسبت به سایر بیماریهای عفونی بالا است و در مواردی که بیماری شدید آشکار میشود احتمال مرگ آن حدود ۴ درصد است.
موضوع بعدی مقایسه کشندگی این بیماری با آنفلوانزا است و اعلام اینکه این بیماری از آنفلوآنزا کشندگی کمتری دارد هم سخن درستی نیست. واقعیت این است که ویروس کووید -۱۹ بیش از ۱۰ برابر آنفلوانزای فصلی (و بسته به ترکیب سنی جوامع و فراهم نبودن امکانات درمانی کافی تا ۴۰ برابر بیشتر از آنفلوانزای فصلی) کشندگی دارد.
خلاصه کلام اینکه این اپیدمی بسیار مهم است و اثرات آن با توجه به درصدی از افراد جامعه که میتوانند بیماری را بگیرند و درصدی از آنها که به خدمات پیشرفته درمانی از جمله بستری در بخشهای ویژه نیاز پیدا میکنند در جامعه قابل توجه است. در عین حالی که درصد زیادی از افرادی که به این بیماری مبتلا میشوند بی علامت بوده و یا با علائم خفیف شبیه به سرماخوردگی آن را تجربه میکنند، با توجه به اهمیت جان تک تک افراد جامعه و بیش از ۱۰ برابر بودن این خطر مرگ این بیماری در مقایسه با آنفلوانزای فصلی، نباید آن را دست کم گرفت. نه باید ترس بی جهت در مردم ایجاد کرد و نه باید آرامش بی جهت به آنها داد و بهتر است موضوعات به طور تخصصی توسط متخصصین مربوطه مورد بحث قرار گیرد و با بیان واقعیات، مردم را متناسب با خطر واقعی پیش رو آماده مراقبت از خود و جامعه کرد.
نوروز، تنوع فرهنگی و راهکاری برای مساله کرونا
متن زیر یادداشتی از علیرضا حسن زاده، عضو هیئت علمی پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی است که طی آن به این پرسش پاسخ داده است که نحوه مواجهه درست با کرونا در شرایط فعلی چیست؟
یکی از مسائلی که طی روزهای اخیر جامعه ایران با آن مواجه بوده، عدم توجه مردم به هشدارهای مربوط به پرهیز از سفر به منظور مهار همه گیری بیماری کرونا و حضور در فضاهای برون خانگی بوده است. این مساله با توجه به فرهنگ سفر که با مناسبت نوروز در فرهنگ ایرانی از گذشته تا حال پیوند خورده، میتواند اسباب نگرانی شود.
از سوی دیگر با وجود همه هشدارها گروهی از مردم در همین تهران مشغول خرید عید در مراکز خرید هستند!. در این میان نوروز در ایران، تنها محدود به نوروز پایان اسفند و آغاز فروردین به مثابه زمان اعتدال بهاری نیست، بلکه در خرده فرهنگهای ایرانی با توجه به تنوع اقلیمی و فرهنگی موجود در کشور، نوروز دارای انواع دیگری چون نوروز صیادی در خلیج فارس و نوروز شبانی در شمال ایران است که چون تیرگان و در زمانی نزدیک به آن، بیشتر به انقلاب تابستانی مربوط میشوند.
از این رو میتوان این بار به رسم فرهنگهای بومی ایرانیان خلیج فارس و کوهستانهای گیلان و مازندران، جشنهای عمومی و برون خانگی نوروز و سفرهای آن را به میانه مرداد مصادف با گونههای دیگر نوروز باستانی ایرانیان موکول کرد و از دولت خواست با تاکید بر این همزادان تابستانی نوروز بهاری، در اصل نوروزهای تابستانی ما، تعطیلاتی را برای مردم ایران پس از بحران کرونا که امیدوارم تا آن زمان از شدت آن کاسته شده باشد، در تابستان (مرداد) در نظر گیرد و از آنان بخواهد تا نوروز بهاری را در خانه سپری کرده و جشنهای برون خانگی خود را به نوروز تابستانی منتقل کنند.
گاهشماری آئینی ایران یک گاهشمار منعطف با توجه به تنوع فرهنگی و اقلیمی موجود در ایران است و سیاستگذاران فرهنگی با توجه به اپیدمی کرونا باید از این گاهشمار منعطف به منظور اقناع مردم به تغییر زمان جشنهای برون خانگی خود بهره برند. برای مثال در گیلان و رشت عزیز ما که مساله حضور شهروندان در فضاهای عمومی و عدم قرنطینه خانگی با وجود همه هشدارها مطرح است باید از مردم خواست تا فعالیتهای دید و بازدید و غیره جشن نوروز بهاری خود را در جشن نوروز تابستانی گیلان که آن یک هم یک جشن ریشهدار ایرانی است، بر پا دارند.
نوروز مجازی: شبکه اجتماعی به مثابه حوزه عمومی
در طی دو دهه اخیر ایرانیان نه تنها به تقویت حوزه عمومی در فضاهای اجتماعی و کالبدی شهرهای خود پرداختند، که فضای مجازی نیز گستره دیگری از حوزه عمومی در ایران شد. این فضا از تعامل خلاق ایرانیان و توان بالای آنان در خلق معانی اجتماعی و ملی تأثیر گرفت. مجازی شدن آئین در این حوزه عمومی جدید به ویژه در مورد آیینهایی چون چهارشنبه سوری، یلدا، نوروز، مهرگان، سده و غیره خود را آشکار ساخت. در این فضا صورتهای غیررسمی آئین رخ بر کردند و مردم توان خود را در خلق معانی فرهنگی آشکار ساختند. اکنون با ظهور کرونا و خطر گسترش همهگیری آن، میتوان نوروز سال "نود و نه" را #نوروزمجازی نام نهاد و دیدارها و سنتهای سال نوی ایرانی را به فضای سیبرنتیک برد. نوروز مجازی در طی چهارده روز که با دوره حداقلی قرنطینه برابر است به نوزایی ایرانی معنایی عمیق و دیگر خواهد داد. نوزایی نوروزی در چشمانداز اساطیر و روایتهای آیینی ایران با مفهوم سلامت و باززایی جسمانی و روحانی گره میخورد و میتوان از #تولددوباره_نوروزی سخن گفت، تولدی که با دور کردن بیماری رخ خواهد داد.
کرونا حوزه عمومی را در فضاهای کالبدی شهری و اجتماعی کشور با چالش روبهرو کرده است اما فضای مجازی میتواند این فضا را تداوم بخشد و نوروز که همواره با تولد دوباره ایرانیان در طی تاریخ درهم تنیده، این بار هم به تولد دوباره ما کمک خواهد کرد. کرونا از فضای مجازی ایران و نوروز مجازی شکست خواهد خورد. در فضای مجازی به دیدار هم برویم، و سنتهای نوروزی را بر پا داریم. نوروز میتواند با چهارده روز طلایی و آیینی خود به کمک ما بیاید تا ویروس کرونا را از پا در آوریم.
نوروز را در خانه بمانیم و دیدار مجازی را بر جای دیدار واقعی بگذاریم و سنتهای نوروزی را به صورت مجازی و در فضای مجازی بر پا داریم. به یاد داشته باشیم که فضای مجازی فضایی پاک است و آلوده به ویروس کرونا نیست، نوروز پاک را این بار در فضای مجازی تجربه کنیم.
چهارشنبه سوری و آئینهای درون خانگی در افق روستایی و مساله کرونا
پژوهشگران حوزه آئین میدانند که در افق روستایی فرهنگ ایرانی، چهارشنبه سوری بیشتر جنبه درون خانگی داشته است و در چند دهه اخیر صورت شهری این آئین با حضور مردم به ویژه جوانان در فضای عمومی و برون خانگی گره خورده است. با ظهور کرونا و خطر گسترش همه گیری آن می باید رسانههای رسمی و غیر رسمی مردم را به آئینهای درون خانگی و خانوادگی چهارشنبه سوری دعوت کنند. چهارشنبه سوری با وجود فرشتگان اهورایی که در فرشته شناسی فولکلوریک ایرانی نماد امید هستند، همواره امید به روشنایی و فرا رسیدن شادی را در طی تاریخ در میان مردم ایران تقویت کرده است. بر این مبنا چهارشنبه سوری می باید در فصل سرد کرونا امید به دمیدن خورشیدی را که گرمایش چون آتش همه آلودگیها و پلیدیها را نابود میکند زنده نماید اما شبکههای اجتماعی و رسانههای غیر رسمی و رسمی باید جوانان و مردم را به ارزشهای افق روستایی این آئین در شرایط فعلی و بعد خانوادگی آن متوجه نمایند و از مردم بخواهند که آئینهای پیشواز از سال نو چون چهارشنبه سوری و آئین سال نو یعنی نوروز را در خانه بدون تماس با افراد و حتی بستگان برگزار کنند.
جهاد کشاورزی، مساله کرونا و بازارهای هفتگی شمال ایران:
یکی از مشکلاتی که این روزها بهعنوان یک مشکل در رشد اپیدمی کرونا مطرح است بازارهای هفتگی شمال ایران است. روشن است که در شهرهای استان گیلان و مازندران روستاییان عزیز به عادت همیشگی و بنا بر فرهنگ کهن خود تولیدات خویش را در بازارهای محلی عرضه میدارند. وزارت جهاد کشاورزی می باید اقلام یاد شده را با دریافت شماره حساب از طریق پیامک از روستاییان پیش خرید کند و در زمان فرو کش کردن کرونا آن اقلام را از آنان دریافت دارد. این امر میتواند منجر به کاهش حضور فروشندگان در این بازارها شده و جلوی رشد کرونا را بگیرد. به واقع در اینجا با حمایت مالی از روستاییان امید آنان زنده مانده و حل تقریبی مشکلات آنان مانع از حضور آنان در بازارهای هفتگی میشود.
امید آگاهانه نیاز حیاتی در مبارزه با کرونا
در کنار طلایه داران مبارزه با کرونا که پزشکان و پرستاران شجاع ایران را در بر دارد، گروههای دیگری نیز میتوانند بهاین مبارزه یاری رسانند. یکی از مراکز و سازمانهایی که میتواند گامی مهم در این مسیر بردارد تلویزیون است. قرنطینه خانگی میتواند به دلیل موقعیت غیر فعال شهروندان و نیز تغییر سبک زندگی آنان باعث ملال یا حتی افسردگی شود. این در حالی است که چرخش اخباری که از تعداد بیماران و فوت آنان حکایت دارد میتواند موجب هراس در میان مردم شود. به این دلیل ایجاد یک شبکه که فیلمهای کمدی محبوب ایران و جهان را پخش کند اما در طول فیلم چند بار از سوی افرادی که دارای نفوذ اجتماعی هستند چون ورزشکارها و هنرپیشهها پیامهای آگاهی بخش داده شود، میتواند ما را با فرایند امید آگاهی بخش به جنگ کرونا ببرد.
البته امید زمانی میتواند به معنی واقعی کلمه لمس شود که اقلام حیاتی چون ماسک، دستکش و مواد صد عفونی کننده و وجود زیر ساختهای پزشکی چون تخت و دستگاه اکسیژن برای بیماران فراهم آید وگرنه خنده دار ترین فیلمهای دنیا هم در شرایطی که ترس از بیماری و مرگ وجود دارد نمیتواند ایجاد امید کند. مبارزه با بازار سیاه وسایل بهداشتی و پزشکی که این روزها مردم از آن سخن میگویند و گله دارند گام مهم دیگری در ایجاد امید است. به واقع زمانی که اعتماد اجتماعی بازگردد امید هم باز خواهد گشت.