به گزارش گروه اجتماعی تیتربرتر؛ عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان در مجلس، از کمبود آب، فقر غذایی، ابتلا به بیماریهای زمینهای همچون دیابت، بیماری قلبی، مشکلات تنفسی و کمبود پزشک به عنوان عواملی یاد کرد که مردم این منطقه را مستعد ابتلا به کرونا میسازد.
در مورد علل تعداد محدود مبتلایان به ویروس کرونا در استان سیستان و بلوچستان که تنها یک فوتی به همراه داشته است، گفت: پراکندگی روستاها، شهرها و جمعیت ساکن در استان سیستان و بلوچستان مانع از دریافت اطلاعات دقیق در خصوص مبتلایان به بیماری کرونا شده است، ضمن اینکه توجه به تذکرهای بهداشتی و گرانی سوخت باعث شده که مردم کمتر از محل سکونتشان برای رفتن به سایر شهرها تردد کنند.
80 درصد مردم سیستان و بلوچستان مستعد ابتلا به کرونا هستند
نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: البته نباید از این نکته غافل باشیم که 80 درصد مردم این منطقه زیر خط فقر امنیت غذایی بوده و مستعد ابتلا به کرونا هستند، از سوی دیگر کمبود آب باعث شده که مردم نتوانند برای شستشوی مرتب دستها اقدام کنند، ضمن اینکه اغلب آنها به بیماریهای زمینهای همچون دیابت، ناراحتی قلبی یا مشکلات تنفسی مبتلا بوده که ناشی از طوفان شن است و میتواند به سرعت شیوع این بیماری در این استان منتهی شود.
وی تصریح کرد: اغلب مردم این منطقه کارگر بوده و ناچار هستند حتی برای تهیه یک قرص نان، روزانه فعالیت کنند، بنابراین به دلیل حضور مستمر در بازار در معرض خطر ابتلا به کرونا قرار دارند.
ضرورت ورود خیرین جهت ارائه خدمات پیشگیرانه به مردم سیستانوبلوچستان
این نماینده مردم در مجلس دهم، یادآور شد: مردم استان سیستان و بلوچستان از قشر کمدرآمد هستند و توانایی تامین مواد ضدعفونیکننده، دستکش و ماسک را ندارند، آن هم در شرایطی که برخی از آنها روزانه مبلغ محدودی دریافت میکنند و تنها میتوانند با آن امرار معاش کنند، بنابراین چطور میتوانند یک محلول ضدعفونیکننده به قیمت 40 هزار تومان خریداری کنند؟
عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان مجلس شورای اسلامی، تاکید کرد: انتظار میرود مسئولان حوزه سلامت و خیرین برای تامین لوازم بهداشتی و ارائه آموزشهای لازم جهت پیشگیری از ابتلا به کرونا به این منطقه توجه ویژهای داشته باشند.
نیروهای امنیتی به کمک نیروهای بهداشتی بیایند
جلائیپور به آسیبهای اقشار ضعیف از ویروس کرونا اشاره کرد و یادآور شد: جمعیت روبرو با فقر پیامهای مراجعی مثل وزارت بهداشت را جدی دنبال میکنند..
حمیدرضا جلائیپور، جامعه شناس در یادداشتی نوشت: در کمک به اقشار ضعیف نقش دولت مهمتر از نهادهای مدنی است. مهمترین کار «چتری» است که نداریم یعنی «چتر حمایتی هوشمند». متاسفانه بخش ضعیفتر اقشار محروم به حال خود رها شده اند و گویی کاری برای آنها نمیشود کرد. نظام تامین اجتماعی و حمایتی برای همینجاها است؛ یعنی آدمها از یک جایی به پایین تر سقوط نکنند.
الان دستفروش، پیک موتوری و کارگر ساختمانی که روز برای نان شب کار میکند و عملا پس انداز چندانی هم ندارند وضعیتشان اسف بار است. شاید تنها کاری که الان میتوان کرد همین هست که در موضوع رفاه اجتماعی توجه دولت و جامعه مدنی را بیشتر جلب کرد. از یارانه غافل نشوید همین حقوق ثابت حداقلی اما عمومی خیلی وقتها زندگیها را نجات میدهد و در مبارزه با کرونا هم میتواند کمک کند. در ضمن نقش کمیته امداد مهمتر از بهزیستی است.
متاسفانه دادههای دقیق از اوضاع مناطق مسکونی غیررسمی به راحتی در دسترس نیست، تا هرچه سریعتر اولویت مناطق جغرافیایی روشن شود. در اینباره شهرداریها و شوراهای شهر میتوانند کمک کنند. چین در مبارزهاش نقاط ضعیف جمعیتی را مشخص کرده بود. در مناطق محرومتر کانکسها یا چادرهایی راهاندازی کنند و کالاهای ضروری مثل مواد ضدوعفونی، دستکش و ماسک را توزیع کنند. مثلا محلاتی از کشور هنوز مردم موضوع رو جدی نگرفتهاند. یعنی کسی که با ماسک و دستکش در خیابان راه میرود، به او چپ چپ نگاه میکنند! اگر این کانکسها راه بیفتد، ساکنان این مناطق بهتدریج توجه میکنند که موضوع جدی است و ترغیب میشوند که بیشتر مواظب باشند. این شماره وزارت بهداشت (V.Behdasht ) هم که مردم با آن شوخی میکنند اقدام خوبی بود. اگر از همین کانال پیامکها، اطلاعات دقیقتر را مخابره کنند خیلی میتواند موثر باشد. بهخصوص که جمعیت روبرو با فقر این پیامها را جدی دنبال میکنند.
یکی از مهمترین کارهایی که دولت باید انجام دهد این است که مشاغلی که بیشترین آسیب از این بحران را متحمل میشوند، شناسایی کند و بهصورت هدفمند از آنها حمایت کند. کارکنان بیشتر این مشاغل جزء اقشار فرودست هستند. مثلاً در خیلی از استانهایی که طی این چند سال، مشاغل وابسته به صنعت گردشگری رشد کرده بود، معیشت همهی افراد شاغل در این حوزهها بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته اند.
شناسایی «کسانی» که در محلات کرونا دارند و شبکه ارتباطات هر بیمار نکته اساسی است. اتفاقا مناطق فقیر همراهی میکنند. در این مورد نیروهای امنیتی باید در خدمت نیروهای بهداشتی باشند. متاسفانه دهه هشتاد در بعضی مناطق کشور مشکل احداث بیمارستان برای افراد HIV مثبت مطرح شد که در اجرا درگیری پیش آمد و پیگیریها لغو شد.
در پایان از توان خودمان و از انجام کارهای کوچک غافل نشویم. زیرا اقشار طبقه متوسط میتوانند در شبکه ارتباطات روزانه خود در محل کار با اقشار ضعیفتر، یک پیوند حمایتی برقرار کنند و از طریق آنها برای محلات فقیرتر مواد شوینده و ضدعفونی کننده ارسال کنند. تقویت راهبرد «بهداشت» در مبارزه با کرونا با همین کارهای کوچک نیز تقویت میشود. همه در برابر هجوم ویروس به اقشار ضعیف در روزهای آینده مسئولیت داریم.
پاداش به ثروت از جیب فقر
هادی غلامحسینی طی یادداشتی با عنوان پاداش به ثروت از جیب فقر نوشت:
وقتی رئیسجمهور ٦٠ میلیون ایرانی را نیازمند حمایت اقتصادی از سوی دولت معرفی میکند و آمارهای دخل و خرج خانوار نشان میدهد دهک دهم و نهم ثروتمند کشور فاصله بسیاری زیادی با سایر دهکها دارند باید گفت: انباشت فقر و ثروت در جامعه اتفاق افتادهاست و به سرعت باید ابزار مالیات برای شناسایی کلیه داراییها و درآمدها جهت مالیاتستانی از ثروتمندان به منظور پوشش هزینههای کشور یا باز توزیع بین دهکهای پایین درآمدی فعال شود.
یکی از آسیبهای جدی توزیع غیر منصفانه ثروت و امکانات در جوامع مداخله ثروتمندان در امور سیاستگذاری و قانونگذاری است بهطور نمونه بعد از مدتی اینگونه احساس میشود که عمده روندها و رویدادهای اقتصادی به سود ثروتمندان و زیان طبقات پایین است.
برای نمونه امروز باید دولت توضیح دهد آنچه در بازار سرمایه میگذرد و سودهایی که در این بازار تحصیل میشود تا چه اندازه وابسته به یارانههای انرژی، چون خوراک و برق ارزان به صنایع و بنگاهها است و آیا این انرژی ارزان متعلق به ٨٠ میلیون ایرانی نیست و اگر هست، چرا مردم از سود این شرکتها سهمی نمیبرند و صرفاً دارندگان سهام در بازار سرمایه سود میبرند؛ و در نمونه دیگر آیا بودجهریزی غلط و بانکداری انحرافی در تولید تورم نقش دارند یاخیر؟
اگر آری چرا مالیات بر عایدی سرمایه عملیاتی نمیشود تا ارزش افزودهای که صرفاً به دلیل تورمهای بخشی نصیب دارندگان انواع ثروت شدهاست بین نیازمندان بازتوزیع شود. باید پذیرفت بخشی از سودی که بانکها به سپردهگذاران خود میدهند از محل خلق نقدینگی و کاهش ارزش ریال موجود در جامعه پرداخت میشود که این فرایند به زیان طبقات پایین جامعه است ویا دولت وقتی کسری بودجههای خود را از محل استقراض از بانک مرکزی تأمین میکند، این نیز به کاهش ارزش ریال منتج میشودکه به زیان طبقات محروم است.
باید پذیرفت عده زیادی اگر چه در جامعه با مصائب فقر دست و پنجه نرم میکنند، اما عدهای هم دارای ثروت زیادی در بازار بانک و سرمایه و سهام، زمین و ساختمان، ارز و طلا هستند که اگر قرار نیست این ثروتها مهار شود، حداقل ارائه ارزش افزوده به این اشخاص از محل کاهش ریال و قدرت خرید مردم و کالاهای عمومی، چون انرژی متوقف شود و یا به دلیل آنکه این ارزش افزودههای افسانهای در ایران به افراد ثروتمند تخصیص داده شدهاست در صورت خروج سرمایه از ایران مالیات توسعه عمومی از این اشخاص اخذ شود. در نهایت باید یک جایی مقوله انباشت فقر وثروت را با ابزار مالیات از بین برد تا حداقل سیاستگذاری اقتصادی اثر مناسبی بر عموم مردم جامعه داشته باشد، نه اینکه همچنان از جیب فقرا به ثروتمندان یارانه دهیم.