رسانههای جمعی به ویژه تلویزیون یکی از تاثیرگذارترین ابزارهای فرهنگی در همه جوامع محسوب میشوند که از قدرت زیادی در شکلدهی رفتارهای افراد جامعه برخوردار است.
یکی از مجموعههای پرمخاطب تلویزیون در سالهای اخیر مجموعه «ستایش» است که این شبها فصل سوم آن از شبکه سوم پخش میشود و به لطف موفقیت دو فصل گذشته، همچنان مخاطبان بسیاری دارد و خانوادههای زیادی پیگیر داستان آن هستند.
علیرغم نکات آموزنده زیادی که در این مجموعه شاهد هستیم، اما گاهی از زبان برخی از شخصیتهای آن مطالبی بیان میشود که میتواند تاثیرات مخرب زیادی در خانوادهها برجای گذارد. از جمله در قسمتی که دوشنبه شب ۲۹ مهرماه به روی آنتن رفت، در سکانسی «خانم بزرگ» با افتخار بیان میکند که به دلیل ناتوانی دخترش در فرزندآوری، آستین بالا زده و برای داماد خود همسر دوم یافته است و در ادامه برای توجیه این عمل، جمله ناشایستی بیان میکند و آن این است که: یا باید میذاشتم دخترم رو طلاق بده یا خودم یه کاری میکردم.
گذشته از نیت نویسنده این مجموعه از خلق چنین سکانسی، باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که مخاطبان یک مجموعه تلویزیونی از طیفهای گوناگون هستند و عقاید و داستانهای زندگی مختلفی دارند. ممکن است گاهی القاء چنین طرز فکری در زندگی دو یا سه خانواده ثبات و آرامش ایجاد کند اما قطعا در زندگی صدها خانواده دیگر کدورت و ناراحتی و خیانت و اختلافات عمیق ایجاد خواهد کرد. القاء چنین ایدئولوژی غیرانسانی و عجیبی که اگر زنی نابارور بود دو گزینه بیشتر در پیش روی ندارد: یا مطلقه شود و یا هوویی را در کنار خود بپذیرد! تیشه به ریشه بسیاری از خانوادهها می زند. در حالیکه قرآن زکریای پیامبر را به عنوان مردی معرفی میکند که یک زن نابارور داشته ولی به جای اقدام به تعدد زوجات با عشق و وفاداری تا زمان کهنسالی در کنار وی مانده است.
تعدد زوجات به فرموده شهید مطهری یک قانون بسیار پیچیده است که شرایط احراز بسیار سختی دارد و درصد بسیار بسیار ناچیزی از مردان قادر به احراز آن هستند و تبلیغ آن به این سبک بسیار ناشایست در یک رسانه جمعی عملی نابخردانه است که اثرات سوء آن در خانوادهها انعکاس مییابد.
در حالی که امروزه تزلزل زیادی در بسیاری از خانوادهها به وجود آمده و آمار طلاق سر به فلک میگذارد و مراکز مشاوره خانواده شاهد مراجعه بسیاری از زنان دلشکسته و زخم خوردهای است که به دلیل خیانت همسر در حال دست و پنجه نرم کردن با افسردگی و مشکلات متعدد روحی و روانی هستند، از رسانۀ جمعی انتظار میرود از اشاعه چنین افکاری جلوگیری کند.
مطالب مرتبط : آیا ستایش همچنان محبوب است؟
رصد سریال ستایش
فصل سوم سریال «ستایش» در حالی روی آنتن شبکه سه سیماست که با انتقاد شدید مخاطبان و منتقدان فرهنگی روبرو شده است و معتقدند تولید و پخش سریالی با کیفیت پایین نشان میدهد مسئولان تلویزیون در خلق تراژدیهای خندهدار استاد شده و هیچ سیاستگذاری و نظارتی برای انتخاب سریالهای تلویزیون ندارند.
ستایش مجموعهای تلویزیونی در سه فصل به کارگردانی سعید سلطانی و به قلم سعید مطلبی است. به گفته کارگردان و بازیگران مجموعه، بانی و طراح این سریال زندهیاد ایرج قادری بوده است. تولید فصل اول ستایش از سال ۱۳۸۸ آغاز شد و سال ۱۳۹۰ پایان یافت، ۱۲ آذر ۱۳۸۹ روی آنتن رفت و ۶ آبان ۱۳۹۰ به پایان رسید. فصل اول سریال ستایش را میتوان اثری تراژدی دانست. تراژدی که همراه با دو شاخصه عشق و مرگ آن هم براساس زوال تدریجی پیش می رفت. قصه این سریال درباره دختر جوانی به نام ستایش بود که سعی می کرد برادرش را که متهم به فرار از خدمت سربازی بود، نجات دهد.
مطاب مرتبط : چرا گریم نرگس محمدی در سریال ستایش3 تغییر کرد؟
او در این راه با دوست برادر خود، طاهر فردوس آشنا شد و با کمک طاهر برادرش را راهی مرز کرد. محمد با کمک طاهر راهی مرز شده و در مسیر فرار کشته می شود. در این نقطه اولین مرگ در داستان ستایش رخ داد و خیلی زود عده ای از مخاطبان مخصوصاً کسانی که در آن زمان درگیر مسائل مربوط به خدمت سربازی بودند با این موضوع همذات پنداری کرده و پای این داستان نشستند. نویسنده از موضوعی به نام جوانمرگ شدن که در فرهنگ ایرانی بسیار جلب توجه می کند کمک گرفت تا مخاطب را به دیدن قسمت های بعدی ترغیب کند.
با بررسی سریال سهفصلی ستایش باید گفت تلویزیون در ساخت اینگونه آثار تبحر ندارد. حتی عوامل سازنده سریال های چندفصلی از پس سطحی ترین موضوعات؛ یعنی گریم، انتخاب بازیگر، عدم انتخاب لوکیشن های تکراری بر نمیآید چه رسد به اینکه داستانی جذاب تحویل مخاطب دهند. بیننده امروز تلویزیون، بسیار هوشمند است و کافی است سه فصل سریال ستایش را مقابل سریال های روز دنیا که در چند فصل ساخته می شوند بگذارد. آنجاست که متوجه می شود فیلم نامه نویس های ایرانی تخصصی در نوشتن و خلق داستانی هیجان انگیز برای یک فصل را ندارند.