پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ صفر ۱۴۴۱ قمری و ۱۶ اکتبر ۲۰۱۹ میلادی
پنج شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۴۸
۱
۰
نسخه چاپی
ساکنان دل های ی قرار

ساکنین عرش یار

ساکنان دل های ی قرار
می اندیشم لحظه وداع شما با دنیا چگونه بوده که نامتان تا ابد اینچنین بر تارک تاریخ ماندگار شده.
به گزارشتيتربرتر؛

شهدا توفیق بی‌نام و نشانی  را برای خود حفط کردند و ما نیز باید مانند آنها باشیم  و اخلاص پیشه  کنیم. متأسفانه فضای مجازی میدانی برای خودنمایی شده و ما باید سادگی را در زندگی خود از شهدا الگو بگیریم. ان‌شاءالله خدا ادامه توفیق راه شهدا را به ما عطا کند.

مدیران و مسئولان اجرایی کشور باید شهدا را اسوه خود قرار دهند. همه شهدا حرف بسیاری برای گفتن دارند. مهم این است که این راه را خوب شناخته و دنبال کنیم 

شهدای گمنام یک پیام مضاعف دارند و آن بی‌ریایی و فاصله گرفتن از نام و هر آنچه ما را از خدا دور می‌کند، است 

شهدای گمنام پرچم سربلندی و عزت ایران هستند

یادتان هست، ای زمینیان مانده در گرداب نان و آب، روزی که شما را به مرز شهادت دعوت کردیم؟ آن روز دل به دنیا بستید و از ترس جان و بیم مال و به خاطر دلبستگی به زن و فرزند و تعلقات دنیایی، پا پس کشیدید

ما چاووش خوانان قافله ی عشق بودیم و پرچم داران کاروان اندیشه و خرد. ما پیشاپیش قافله سالار راهیان کوی شهادت، شعر شجاعت و شهامت می خواندیم و در میان هر واژه عطر لبیک می پراکندیم.

آب جیره بندی شده بود آن هم از تانکری که یک صبح تا شب زیر تیغ آفتاب مانده بود ، مگر میشد خورد؟
 
به من آب نرسید، لیوان را به من داد و گفت : "من زیاد تشنم نیست، نصفش رو خوردم بقیه ش رو تو بخور ، گرفتم و خوردم"
 
فرداش بچه ها گفتن که جیره هرکس نصف لیوان آب بود !

www.titrebartar.com

 

رفتی حال گمنام برگشتی تا که امروز به حرمت نام گمنامت به خودم اجازه بدهم برای قطره، قطره خونی که برای وطنم دادی ،به جای خواهری که امروز نیازمند پشتوانه ی گرم توست شیون سر دهم وبه جای فرزندت بی قراری کنم .

به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید ...

می خواهم هم چون دهها شهید دیگر گمنام باقی بمانم .

اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید؛ پر کاهی تقدیم به آستانه کبریایی الله
شهید غلامرضا صفا

شهیدابراهیم باباعلی علاقه وافری به امام (ره)داشت و محو عشق  مراد و رهبر خود گشته بودوهمگان رابه تبعیت ازاوفرا میخواند.اخلاق ورفتارش،شایسته ی تقدیر بود.تاپایه ی دوم متوسطه به تحصیل ادامه داد. با آغاز جنگ، روح بلند و ایمانش او را به معرکه ی جهاد کشاند. 

نصف تاریخ عاشقی گمنام است

قصه هایی عمیقو پر احساس

قصه هایی پر از فداکاری

قصه هایی عجیب اما خاص

قصه ی آبِِ چشمه ی زمزم

زیر پاکوبه های اسماعیل

قصه ی نیل و حضرت موسی

قصه ی آن گذشتن حساس

قصه ی حفظ حضرت یونس

توی بطن نهنگ در دل دریا

یا که نفرین نوح پیغمبر

بر سر مردم نمک نشناس

قصه ی ظهر روز عاشورا

بستن آب روی وارثِ آن

کربلا بود و یک حرم،تشنه

کربلا بودو حضرت عباس

بین افسانه های لیلی و مجنون

قصه ای تازه اضافه شده

قصه ای بیستو هفت ساله از

سه شهیدُ سه نامِ بینام

سه عشق باز خدا

دلنوشته های مردمی

سلام بر ساکنان دل های بی قرار!

آرامم اما گواهی بر آرامی تلاطم و بی قراری روحم ندارم و مگر این اشک ها فرصت آرامش را در پهنه چشمهایم می دهد؟!

این روزها که با یاد شما سر می کنم نغمه های دل انگیز مظلومیتتان را در گوش جانم زمزمه می کنم و مگر می شود نغمه ای داد از بی کسی باشد و دل انگیزش خواند؟

آنجا که یاد مادری پهلو شکسته و مولایی غریب به میان باشد یاد شما و زمزمه شما دل انگیز و مایه آسایش روح می شود.

دستهایم دیگر توان همراهی تابوت های رنگینتان را ندارند و در پس هزاران دست، دست هایم کوتاه از یاریتان می شود

گم می شوم در تلاطم سیل خروشان های های مردمانی که نظاره گر خورشید بی فروغ شمایند

گوشه ای در ازدحام جمعیت سر به زانوی دل گذاشته و قدری خلوت می کنم و مرور می کنم جاماندگی ام را، مرور می کنم روزهای نبودنم را و مگر می شود باشید و نباشم؟!

در این کوره راه های تردید گمنامی شما چه زیبا فراز نام ها و یادها نشان راه شده و دم از شما می زنند.

می اندیشم لحظه وداع شما با دنیا چگونه بوده که نامتان تا ابد اینچنین بر تارک تاریخ ماندگار شده است.

سکوت می کنم از هیبت شکوهتان در پیامی که آورده اید؛ می خوانم تا فراموش نکنم ماندگاری راهتان و نفوذ کلامتان

شهدا شرمنده ایم ما بعد از شما هیچ نکردیم...

شهدا شرمنده ایم

امشبی را می خواهم با تو سحر کنم ٫ از تمام بد و خوب دنیا رها شوم و در کنار تو ارام بگیرم. سرم را بر تابوتت گذاشته ام٫ سال هاباید بگذرد تا همچو منی تفکر عمیق تو ٫راه تو ٫اعتقاد و عقیده تو٫ و در یک کلام باور قلبیت را به یکتای جهان افرین درک کنم شهید گمنامم در پی چه کسی و چه چیزی این چنین جان دادی ؟ پای چه متاع جاویدی در میان بود ٫که این چنین با خیالی اسوده و مطمئن بالاترین سرمایه ات را برای فروش  زود هنگام گذاشتی؟ فرق تو با شهدای دیگر در گمنامی است ...به من بگو چه شد که تصمیم بر گمنامی گرفتی ؟ در عقد قرارداد ت با پروردگار یکتا چه چیزی رد و بدل شد که تصمیم بر گمنامی گرفتی؟ چه چیزی در گمنامی و خالص شدن برای اوست که هر چه در این راه ثابت قدم تر می شوی در نزد او عزیزتر و برای بندگانش دلبرتر و دوس داشتنی تر میشوی ؟.. باید چگونه و تا چه اندازه بر سر نفس خود بکوبم و در جاهای مختلف نفس هوا و هوس نفس سرکش  را برید تا تنها راضی شوم  به رضایت او ... شهید گمنامم چه کنم تا در طی کردن مسیر  بندگی معبود مهربان و مهم نبودن حرف و رضایت خلقش درجا نزنم...در لحظه لحظه زندگی ام  خدایم را حس کنم ...فقط او را ببینم ...برای او بخوابم برای او بخورم برای او قدم بردارم٫ برای او کار کنم ٫ برای او زندگی کنم وبرای او جان بدهم مگر نه اینکه روح ما از خداست پس می تواند تا عرش اعلی  خودش قد بکشد و به دیدارش برود‌...بس است رضایت خلقی که زود گذر است .... رضایتی را میخواهم ماندگار٫ رضایت کسی که خود ماندنی است نه خلق فانی ....شهید گمنامم اگر در مسیر تنها خدا را دیدن و اعتقاد عمیق  به وعده هایش سنگ های  سخت بی معرفتی ٫خودخواهی ٫ سرگرمی های دنیایی و کسب رضایت خلق و ناراحت شدن از دیده نشدن در برابر خلقش کمکم نکنی باخته ام  در دنیا و اخرت با خته ام...کمکم کن تا راهت را بفهمم کمکم کن تا مفهوم عمیق گمنامی را درک کنم کمکم کن تا تنها رضایت پروردگار متعال را بخواهم کمکم کن تا تمام کارهایم را برای رضایت او انجام بدهم. شهید گمنامم تا دیر نشده بین منو و خدایم واسطه شو



+ 1
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری