پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر

تقویم تاریخ

امروز: چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۱ شوّال ۱۴۴۱ قمری و ۰۳ ژوئن ۲۰۲۰ میلادی
پنج شنبه, ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۲۵
۳
۰
نسخه چاپی

فیلم| ماجرای چت های پرویز پرستویی با سالومه!

فیلم| ماجرای چت های پرویز پرستویی با سالومه!
پرویز پرستویی در رابطه با شهادت سردار سلیمانی و حواشی چت با سالومه واکنش نشان داد؛ تیتربرتر به این بهانه به معرفی این بازیگر پرداخته است.

به گزارش تیتربرتر؛ پرویز پرستویی یکی از بازیگران با سابقه تلویزون و سینما است که همه با بازی او خاطره  داریم اما این بازیگر در چند سال اخیر با حواشی از جمله چت خصوصی با سالومه مجری من و تو همراه بوده است.

بیوگرافی پرویز پرستویی

بیوگرافی پرویز پرستویی
بیوگرافی پرویز پرستویی

 

 پرویز پرستویی (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۳۴ در روستای چارلی،شهرستان کبودرآهنگ استان همدان)، بازیگر و گوینده صاحب‌نام ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون است.

تحصیلات پرویز پرستویی

پرویز پرستویی موفق به دریافت نشان درجه یک گواهی‌نامه هنری گردیده است. پرویز پرستویی با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از این نظر در بین بازیگران ایرانی رکورددار است.

ازدواج پرویز پرستویی

پرویز پرستویی در سال 1360 وقتی 26 ساله بود با نسترن پرستویی ازدواج کرد که ثمره این زندگی دو فرزند، یک دختر و یک پسر است.

آغاز فعالیت هنری پرویز پرستویی

پرویز پرستویی در سال ۱۳۴۸ به گروه بهرام بیضایی پیوست و در همان سال سرانجام اولین نقشش در تئاتر ماجرای یک محل را بازی کرد. پرستویی فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۸ با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. در سال ۱۳۵۳ برای بازی در نمایش دکه و یک سال بعد برای بازی در نمایش تسلیم شدگان جایزه کاخ جوانان را گرفت. آشنایی او با بهزاد فراهانی او را به گروه کوچ کشاند تا به دنبال کسب تجربه باشد.

بیشتربخوانید: شفاف سازی پرویز پرستویی درباره ارتباطش با سالومه

ماجرای چت خصوصی پرویز پرستویی با سالومه مجری شبکه منوتو

 

واکنش پرویز پرستویی از چت با سالومه

در برنامه باغ رمضان با حضور پرویز پرستویی مطرح شد.

 

مصاحبه با پرویز پرستویی

اولین فیلمی که پرویز پرستویی در سینما دید؟

 خاطرم هست اولین فیلمی که در سینما دیدم، ریکاردو بود. کارگردان ریکاردو را به یاد نمی آورم ولی بازیگرانش سپهرنیا و گرشا متوسلانی بودند. این اولین بار بو د که من جذب این پلاکارد شدم که این چیست و اگر اشتباه نکنم نیمه رنگی هم نوشته بودند. قصه فیلم دیدن من شبیه قصه سینما پارادیزو بود.

چگونه آن زمان این را با پدر و مادرتان عنوان کردید که میخواهید بازیگر شوید؟

به خانواده ام نگفتم. من 10 سال قاچاقی کار کردم. 10 سال تئاتر کار کردم اما در خانواده ام کسی نمی دانست، در حالی که جایزه می گرفتم اما خانه نمی آوردم. آن موقع می توانستم بگویم به باشگاه می روم و کشتی می گیرم که می رفتم اما نمی توانستم بگویم که تئاتر کار می کنم. تئاتر ادا درآوردن بود، چشم انداز نه خانواده من بلکه خیلی از خانواده ها این بود که فرزندانشان اگر این کار را دنبال کنند در نهایت در عروسی ها مطرب می شوند. آن زمان آرزوی هر پدر و مادری بود که بچه ای که از او زاده می شود و نسلی که به وجود می آورد عصای دستش باشد.

 یادم نمی رود، سال 56 نمایش میلاد را در تالار مولوی اجرا داشتیم. بحث و قصه فئودالیسم بود اما سبک روایی و تعزیه داشت و چون سبک تعزیه بود توانستم به پدر و مادرم بگویم که بیایند آن را ببینند چون روضه و تعزیه را خوب می شناختند. البته شناخت بصری داشتند و نه تخصصی چون با اینها آمیخته شده بودند و با اعتقادات شان سر و کار داشته است. آنجا توانستم کمی به آنها بقبولانم که کار من این است. همین که از محله ما بلند شدند و به دانشگاه تهران و تالار مولوی آمدند و پشت به پشت ملت را دیدند، کار بزرگی کردند. واقعا به سادگی امروز نبود.

من در چند سالی که در کارنامه کار می کردم، گاهی اوقات از دفتر که بیرون می آمدم، ماشین بچه ها را می دیدم که کمترین شان 206 بود. این برای من ناراحتی نداشت و لذت می بردم و به آنها می گفتم بروید دست پدر و مادرهای تان را ببوسید و کیف کنید که در مقطعی از تاریخ هوس بازیگری کردید که ماشین هم زیر پای تان می اندازند ولی من باید از ترمینال جنوب تا دو راهی یوسف آباد پیاده می آمدم تا به واحد نمایش برسم و نمایشنامه ای را آنجا تمرین کنم.

ساختمانی به نام واحد نمایش در یوسف آباد که آقای رشیدی رییس آن بودند. من باید از ترمینال جنوب پیاده تا دو راهی یوسف آباد می آمدم در حالی که پول بلیت شرکت واحد را هم نداشتم و موقع برگشتم از آنجا که نمی خواستم دوستانی که با هم بازی می کردیم بفهمند که من پول ندارم، شرط بندی می کردیم که شما با اتوبوس دو طبقه تا راه آهن بیایید و ما پیاده تا ببینیم کی زودتر می رسد؟ من در راه آهن پنج دقیقه می ایستادم تازه اتوبوس آنها می رسید.   

اولین بار که توسط پدر و مادرتان برای بازیگری تحسین شدید چه زمانی بود؟

 بهترینش همان موقع بود. همان روز بود، منتها باز هنوز در شش و بش بودند ولی چشم انداز خانواده ها این بود که مثلا پسر فلان شخص رفته و گروهبان شده یا در نظام و ارتش و نیروی هوایی رفته است. اینطور بود که بعد از سیکل باید کار پیدا می کردیم و از ادامه تحصیل خبری نبود، به همین خاطر وارد دادگستری شدم تا شغل داشته باشم تا خیال خانواده به نحوی راحت شود. در کنارش بازی هم می کردم. اولین بار هم شهرت را با دیار عاشقان که آن سال جایزه برد تجربه کردم.

پرویز پرستویی
پرویز پرستویی

 

آخرین بار که به کودک درون تان سر زدید کی بوده است؟

این کودک درون همیشه با من هست و چیزی نیست که از من جدا شود. خیلی دوستش دارم و خیلی جاها دلم برایش می سوزد. در اسباب کشی یک بار به عکس دوران کودکی ام برخوردم. من از کودکی ام دو عکس بیشتر ندارم ولی الان پسر و دختر و نوه من در همین موبایل صدها عکس دارند. یکی در چهار راه مولوی، از همان هایی که فوری است و همان موقع می دهند و مغازه هم ندارند و دیگری برای مدرسه باید عکس می گرفتم که در عکاسی گرفتم.

 به طور اتفاقی به عکس کودکی ام برخوردم. سریع با موبایلم عکس گرفتم. به همین خاطر می گویم وقتی سرگذشت پرویز پرستویی با دوران کودکی و کوچ او از روستا به شهر را که می خواستم بخوانم، دلم به حالش سوخت حکایت خودشیفتگی و مغرور شدن نیست و هیچ پزی ندارد. دیدم که چقدر به این پرویز پرستویی ظلم کردم و چقدر اذیتش کردم. وقتی خودم را مرور می کنم به نظرم به کودک درونم واقعا ستم کرده ام. خیلی اذیتش کردم.

گردآورنده: علی اکبر رضایی



+ 3
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت تیتربرتر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری